کن مون نیوز

**

سالگرد رحلت امام خمینی(س) را به ملت ایران و رهروران راه راستینش تسلیت عرض می نماییم.

مردم ایران در بیست و پنجمین سالگرد رحلت امام خمینی بار دیگر با آرمان های امام تجدید میثاق  کردند.

http://www.iransit.com/wp-content/uploads/2013/06/emam-www.iransit.com_011.jpg

گل رفت و شمیم خوشش اینجاست هنوز

بلبل به هوا ی گل چه شیداست هنوز

رفتی ز جهان اگر چه ای روح خدا

لیکن علم مهر تو بر پاست هنوز

 فرازهایی از وصیت نامه امام راحل را در زیر با هم مرور می کنیم:

وصیت من به همه آن است که با یاد خدای متعال به سوی خودشناسی و خودکفایی و استقلال، با همه ابعادش به پیش بروید و بی تردید دست خدا با شما است...شما در خدمت او باشید و برای ترقی و تعالی کشور اسلامی به روح تعاون ادامه دهید.

اینجانب در ملت عزیز، بیداری و هوشیاری و تعهد و فداکاری و روح مقاومت و صلابت در راه حق می بینم و امید آن دارم که به فضل خداوند متعال این معانی انسانی به اعقاب ملت منتقل شود و نسل بعد از نسل بر آن افزوده گردد.

با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوی جایگاه ابدی سفر می کنم. به دعای خیر شما احتیاج مبرم دارم و از خدای رحمان و رحیم می خواهم که عذرم را در کوتاهی خدمت و قصور و تقصیر بپذیرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393ساعت 18:56  توسط اهل کن  | 

ای امام سفر کرده و به حق پیوسته ، ای روح خدا

emam-www.iransit.com_08

در جاهليت قرن بيستم، نهضت تو بعثتي بود براي كاشتن بذر ايمان، اعتماد، آزادي و استقلال در ذهن و دل امت اسلام. صدايت،فريادي بود عليه بت هايي جديد ومشركان اين روزگا! وكلامت "آيه" هايي كه در"حرا"ي خود سازي بردلت تابيده بود و پانزده خرداد جلوه اي از" فاصدع بـِما تـُؤمر" كه خشم طاغوت ها را بر انگيخت زنداني شدنت دوران تلخ "شعب ابي طالب" و تبعيد تو و يارانت، هجرت به حبشه! سالي كه مصطفايت را دادي ، " عام الحزن" تو بود .و عزيمت به پاريس، هجرت مجددي بود كه در آنجا ياران مهاجر و انصارت در عقبه هاي غربت، با تو بيعت كردند. امت در ايران ، انصار تو بودند كه نزول و آمدنت را به " يثرب انقلاب"، انتظار مي كشيدند. انتظار به سر آمد. از" ثنية الوداع" مهرآباد، بدر سيمايت در افق ايران تابيد و در" قـُبا" ي بهشت زهرا، نماز عشق خواندي و هفتاد هزار شهيد گلگون كفن در آن روز به تو اقتدا كردند . و... بدينگونه ولايت تو برمؤمنان ، در شكل نظام اسلامي تحقق يافت و پيامت نافذ ، سخنت الفت آور و خانه ات قبله دل ها شد. مدينه انقلاب، پيام تو را به خارج از مرزها صادر كرد . قبايل و احزاب، براي خاموش ساختن اين نور، ائتلاف كردند. غزوات و سراياي تو آغاز شد. ده سال ازهجرت تا وفات، با منافقان درگير بودي ، احبار و رهبان و اهل كتاب ، كار شكني كردند . متحجران ِ بي درد ، دلت را خون ساختند. " پيام برائت ِ" تو، سوره توبه ي اين انقلاب بود و سالي كه آن " جام زهر" را دردمندانه سركشيدي و آخرين حرفهايت را در آن پيام شگفت گنجاندي ، به ياد " حجة الوداع " افتاديم . و ... آه از آن " وصيتنامه" كه كاش هرگز گشوده و خوانده نمي شد! و درد از آن" رنجنامه " كه براي چندمين بار، ما را به ياد رنج هاي علي عليه السلام در" حكميت" و دردهاي امام مجتبي عليه السلام در صلح با معاويه انداخت و مظلوميت " عترت" را تجديد كرد. اينك ، ماييم و درد فراق و داغ هجران . ماييم و رنج يتيمي و غم بي پناهي و اندوه بي پدري . " حسينيه جماران"، مسجد مدينه انقلابمان بود و امت تو مهاجران و انصاري بودند كه بارها با تو بيعت رضوان كردند . دريغا كه ديگر خطبه هاي رسول انقلاب ، به گوش نمي رسد . اينك ، آن صندلي كه بر آن مي نشستي و موعظه مي كردي و رهنمود مي دادي، در فراق تو همچون "ستون حنانه" ناله سر مي دهد . ديگر"بلال" پس از تو اذان عشق نمي گويد و سايه دستانت بر سر ما چتر نوراني نمي شود. ما شيفتگان ، پنجه نياز به ضريح كلامت مي افكنديم . پاي پنجره ولايت تو، دخيل مي بستيم ؛ و از كرامت تو، درد بي دردي خود را "شفا" مي گرفتيم. حكومت اسلامي ما، زاييده "جهاد اكبر" تو بود. حوزه ها را جان دادي و اسلام را در سطح جهان، آبرو بخشيدي. اي عزيز! .. اي يوسف سفر كرده ! ما يعقوب وار، چشم انتظار "فرج" هستيم. چه كنيم؟ پس از تو، غم، خانه اي جز دل هاي ما را سراغ نمي گيرد . اماما!... ما غريب و دل سوخته ايم و همه چيز برايت عزادار است. دستي كه تو را شستشو داد و كفن كرد و به خاك سپرد، شاعري كه در سوگ تو شعر سرود، خطاطي كه نام تو را بر كتيبه هاي عزا نوشت ، خطيبي كه در " ياد تو" منبر رفت، صفحه روزنامه اي كه در سوگ تو" ويژه نامه" منتشر ساخت ، چاپخانه اي كه " اعلاميه" مجالس تو را چاپ كرد، اسيراني كه در زندان هاي بغداد، به اميد ديدار تو" اسارت" را تحمل مي كردند، همه و همه... در سوگ تو داغدار و غمگين اند. حتي، آن سجاده كه سحرگاهان، خود را به پاي تو مي افكند و بوسه مي زند، حسينيه جماران، جايگاه خالي تو، قلمي كه با آن ، پيام مي نوشتي ، شمدي كه روي پا مي انداختي، چه غربت سوزناكي!... اماما!... اين داغ، داغ جدايي است كه بر دلمان نشسته ، اين سوز، سوزعشق است كه به آتشمان كشيده و اين درد، درد فراق است كه بي تابمان كرده است. دلي كه در سوگ تو نسوزد ، " دل " نيست. چشمي كه در عزاي تو نگريد، چشم نيست، روزن بي روشنايي است. اي روح قدسي! اي جان جان ها، اي جلوه آرمان ها، اي عصاره پيدا و پنهان ها! سايه پرمهر الهي بودي كه بر سرمان سايه عزت افكندي ! نوحي بودي، منجي ما در طوفان ها ؛ ايوبي بودي ، صبر آموز امت در بال ها ؛ يعقوبي بودي، الهام بخش شكيبايي در فراق يوسف هاي جهاد و شهادت ؛ ابراهيمي بودي كه ما را آيين " تبرداري" و " بت شكني" آموختي ؛ خود، تبرزن توحيد بودي،" خليل ِ " حادثه انقلاب و فدا كننده " اسماعيل" در قربانگاه رضاي حق امامي بودي كه با "امت" عشقي متقابل داشتي، رهبري بودي كه "راه " سعادت را به "رهروان" مي آموختي. اي كوچ شبانه ات مصيبت عظمي! آيا به راستي براي هميشه رفته اي؟ خوشا به حال شهيدان كه در" بهشت زهرا" ، همسايه ديوار به ديوار تواند. اي امام!... اي نگين افتاده ازانگشتر امت، اي جان رفته از پيكر ايران، اي گوهر در خاك نهفته، اي پدر شهيدان و فرزندان شهدا، اي سالار بسيجيان عاشق! دريغ از پرچم پر سخاوت دستانت كه ديگر از فراز جايگاهت در جماران، بر سرمان در اهتزاز نيست. اينك مرقد پاك تو، پناهگاه دل هاي داغدار و جان هاي بي قرار و چشم هاي اشكبار است و سخنانت، نه تنها در" صحيفه نور"، بلكه "در صفحه جان" هر شيفته صادق و با معرفت است كه قدر آن گوهر تابناك را مي شناسد. اي روح بلندخدايي! ، اي منادي اسلام ناب محمدي! رحلت جانگدازت، روز رحلت پيامبر را در ذهن ها تداعي كرد و شور دلدادگانت ، كربلايي مجدد آفريد و غم رفتنت، عاشورايي بر پا ساخت. چرا نسوزيم؟... كه هر سنگ سنگ اين سرزمين، هر برگ برگ درختان، هر ستاره و هر سپيده، تو را به ياد ما مي آورد. اماما!... اي كلامت موزون، اي پيامت ميزان، اي حاضر عصر غيبت، اي بار يافته به حضور! بعد از تو، خاطره محزون است. بعد از تو، خاطرمان خون است. بعد از تو، واژه تهيدست است. در سوگ تو، عقل، مجنون است. عجيب نيست كه "خرداد" داغ ما را در آن سوگ بزرگ تازه كند و همواره دست در دامن حسرت و غم داشته باشيم و در فراق تو، كه معجون "عرفان و جهاد" و آميخته اي از" اشك و سلاح " بودي ، همچنان غمي سنگين و جاني غمگين داشته باشيم! اماما! از آن جهان، دل هاي داغدار ما را به دعاي خيري تسلا بخش .

با تشکر از سمانه ارسال کننده این متن

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393ساعت 9:25  توسط اهل کن  | 

برنامه های 13 و 14 خرداد در حرم مطهر حضرت امام خمینی(س)

ستاد بزرگداشت حضرت امام خمینی(س) ضمن اعلام آمادگی برای خدمت‌‌رسانی به زائران محترم، برنامه‌های مراسم را بدین شرح به اطلاع می‌رساند:

1-‌ سه شنبه 93/3/13: مراسم ویژه شب 14 خرداد پس از اقامه نماز جماعت مغرب و عشاء به امامت حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین آقای حاج سیدحسن خمینی با قرائت قرآن کریم و عزاداری مداحان عزیز آغاز و با سخنرانی ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین جناب آقای دکتر حسن روحانی ادامه خواهد یافت.

2-‌ چهارشنبه 93/3/14: مراسم ویژه باشکوه روز 14 خرداد از ساعت 9 صبح در جوار حرم مطهر حضرت امام خمینی(س) آغاز و پس از قرائت قرآن کریم و عزاداری و سخنرانی حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین آقای حاج سیدحسن خمینی، همگان از بیانات مهم و ارزشمند رهبر عزیز و فرزانه انقلاب اسلامی و خلف شایسته امام امت بهره‌مند خواهند شد.

ستاد مرکزی بزرگداشت امام خمینی(س)

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم خرداد 1393ساعت 20:14  توسط اهل کن  | 

امام خمینی : من میل ندارم رادیو هر وقت باز مى ‏شود اسم من باشد

پایگاه خبری و اطلاع رسانی جماران: دقت و توجه امام خمینی با همه مشغله ذهنی ملی و بین‌المللی، به جزئی‌ترین مسائل اجتماعی چه از بابت حقوق فردی و چه اجتماعی عموم مردم ایران واقعا مثال زدنی و درس آموز است. به عنوان نمونه سخنرانی مورخه 64/6/10 در جمع مسئولان روزنامه‌های کیهان، اطلاعات و جمهوری اسلامی -روزنامه‌های کثیر‌الانتشار آن ایام- و اشارات متعدد ایشان در مورد رعایت حقوق عمومی، نحوه و کمیت اخبار مربوط به خود ایشان، پرهیز از مسائل تکراری، طرح انتقاد و نه انتقام‌گیری و... بیانگر دقت نظر و همه جانبه‌‌نگری ایشان و راهگشای شیوه ارائه مطالب خبری برای رسانه‌ها است.(علاقه‌مندان می‌توانند به صحیفه امام،ج19،ص361تا363 مراجعه نمایند.) و از جمله در باره خودشان چنین مطرح می‌کنند:

« من میل ندارم رادیو هر وقت باز مى‌شود اسم من باشد، مدت‏هاست که از این جهت متنفرم، این کار غلطى است، به اندازه متعارف نسبت به همه خوب است، زیادى ‏اش مضر است، این به ضرر مطبوعات است و مطبوعات را سبک مى‌کند. اشخاص، شخصیت‏‌هایشان با خودشان است، این طور نیست که اگر اسم‌شان زیاد یا کم مطرح گردد، شخصیت‌شان زیاد یا کم شود. در ایران هر کس معلوم است چه جورى است. بنا بر این، آنچه راجع به خودم مى‌گویم این است که اگر قرار است عکس مرا بگذارید، به جاى آن، عکس یک رعیت را بگذارید و زیرش بنویسید این رعیت چه کار مهمى کرده است.» (صحیفه امام، ج19، ص362)

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم خرداد 1393ساعت 14:15  توسط اهل کن  | 

هشداری از امام خمینی ره

امام خمینی(ره) طی هشداری صریح به علماء و روحانیت، تاکید کردند: اگر ما یک کاری بکنیم که اسلام در نظر دنیا لکه دار شود این جرم از جرمهایی است که نابخشیدنی است، کاری نکنیم که در دنیا بگویند این آخوند هم همان کاری را مي‌کند که آن سرهنگ آن وقت مي‌کرد!

امام خمینی: کاری نکنید بگویند آخوندها مثل سرهنگ‌های سابقند!
به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی، گزیده بیانات بنیانگذار جمهوری اسلامی در همین ارتباط بدین شرح است:
«امروز که جمهوری اسلامی است، اگر یک مطلبی بر خلاف مقاصد اسلامی واقع شود، این نه این که ضرر به «همان کسی» که این کار را انجام مي‌دهد مي‌خورد، (بلکه) اگردر پاسدارها باشد، ضرر به اصل «پاسدارهای جمهوری اسلامی» مي‌خورد، از آنجا هم یک قدم بالاتر مي‌رود و به «جمهوری اسلامی» مي‌خورد. در آن زمان اگر هر چه برایمان واقع مي‌شد «بر ما» واقع مي‌شد، بر اسلام واقع نمی شد، لکن امروز، که به اسم اسلام هر کس الان مشغول یک کاری است، چنانچه یک خطائی یا عمدی واقع شود «پای اسلام» حساب مي‌شود» (صحیفه امام:ج11، ص65)

«امروز یک مسأله خطرناکی که مطرح است، ما آن وقت اگر از طاغوت شکست خورده بودیم هیچ إبایی نداشتیم، مطلب حقی داشتیم، مي‌گفتیم نتوانستیم پیش ببریم و آنها بر ما غلبه کردند. اما امروز مسأله این نیست، اگر امروز ما یک خطایی بکنیم که دشمنهای ما در خارج دامن به آن بزنند، در داخل دامن به آن بزنند، و منعکس کنند که اسلام هم مثل سایر مکتبها بلکه پایین تر از آنها، این شکست، شکستی است که جبران ناپذیر است» (همان: ج8، ص273)

«خوف این است که این به پای اسلام نوشته شود و در خارج بگویند این نظام اسلامی هم مثل سابق است، همان طوری که سابق می‌ریختند توی خانه مردم و می‌گرفتند و هیچ قاعده ای نبود الّا قاعده جباریت و ظلم، حالا هم بی میزان مثلا در بعضی جاها می‌روند خانه مردم، این پای اسلام حساب شود.» (ج8، ص272)

«کاری نباید بکنیم که مردم بگویند اینها دستشان به جایی نمی رسید حالا که رسید دیدید اینطور شدند. استبداد دینی خود تهمتی است که از کنارش نباید گذشت.»(ج19، ص43)
«اگر از دولت اسلامی خلاف صادر شود، اسلام را لکه دار مي‌کند. اگر از روحانی در این زمان یک خلاف صادر شود، مکتب را متزلزل مي‌کند. اگر از پاسدارهای ما خدای نخواسته یک خلافی صادر شود، همان کارهایی که در رژیم سابق مي‌شد، صادر به اسم اسلام بشود، مکتب ما متزلزل مي‌شود.(ج8، ص422)

«در رأس علما هستند و اگر در رأس یک خطایی واقع شود مردم او را پای انبیاء مي‌گذارند و مي‌گویند تعلیم آنهاست. لااقل دشمنهای ما مي‌گویند اسلام همین بوده است.»(ج8، ص259)

«اگر ما یک کاری بکنیم که اسلام در نظر دنیا لکه دار شود این جرم از جرمهایی است که نابخشیدنی است، قابل جبران نیست، غیر از این است که ما خودمان «بینی و بین الله» یک خلافی بکنیم، خوب این را توبه مي‌کنیم، تمام مي‌شود، اما اسلام را در دنیا جلوه بدهیم که این رژیم همان رژیم محمدرضایی است، این آخوند هم همان کاری را مي‌کند که آن سرهنگ آن وقت مي‌کرد، این پاسدار اسلامی هم همان کاری را مي‌کند که آن سازمان امنیتی مي‌کرد، این اسباب این مي‌شود که مکتب آلوده شود.»(ج8، ص409)
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم خرداد 1393ساعت 13:40  توسط اهل کن  | 

امام خمینی : با ملایمت انسان بهتر مى تواند مسائل را حل کند تا شدت

امام خمینی بنیانگذار انقلاب اسلامی

پایگاه خبری و اطلاع رسانی جماران، انتخاب شیوه مدارا با انسان‌ها و برخورد رحمت‌آمیز با مردم، مورد تأیید و سفارش دین مبین اسلام و مبحثی ارزنده در اخلاق اجتماعی به حساب می‌آید. حضرت امام خمینی(س)، در جایگاه معلم اخلاق در حوزه‌های علمیه و سیاستمداری اخلاق مدار در صحنه اجتماع، از آن جا که با نگاه بر گرفته از عرفان ناب اسلامی، همه موجودات و به ویژه انسان‌ها را مورد رحمت پروردگار عالمیان می‌دید، همواره در برخورد با آن‌ها، بر این امر تأکید داشت و نیز آن را به عنوان شیوه‌ای تأثیر‌گذار در پیشبرد مسائل به شمار می‌آورد.
آن‌چه در پی می‌آید، فرازی از سخنرانی مورخه 62/8/14 حضرت امام(س) است:
«‌در مسائل، ملایمت و جهت رحمت بیشتر از جهت خشونت تأثیر مى‌‏کند. من در زمان اختناق رضا خانى وقتى در مدرسه فیضیه صحبت مى‌کردم، آن گاه که از جهنم و عذاب الهى بحث مى‌‏کردم همه خشک‌شان مى‌زد، ولى وقتى از رحمت حرف مى‌زدم مى‏‌دیدم که دل‌ها نرم مى‏‌شود و اشک‌ها سرازیر مى‏‌گردد و این تأثیر رحمت است. با ملایمت انسان بهتر مى‌‏تواند مسائل را حل کند تا شدت.»‌(صحیفه امام، ج‏18، ص 202)

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم خرداد 1393ساعت 9:44  توسط اهل کن  | 

امام خمینی(س) : ماه شعبان مقدمه است براى ماه مبارک رمضان و ورود در «ضیافة اللَّه»

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران - تهران

پایگاه خبری و اطلاع رسانی جماران: الهى، هَبْ لى کَمالَ الانقِطاعِ الَیْکَ، وَ انِرْ ابْصارَ قُلوبِنا بِضِیاءِ نَظَرِها الَیْکَ حَتّى تَخْرِقَ ابْصارُ القلُوبِ حُجُبَ النُّور فَتَصِلَ الى مَعدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصیرَ ارواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدسِکَ. فرازی از مناجات شعبانیه است که بارها مورد اشاره و تأکید حضرت امام خمینی (س) در بهره وری از آن قرار گرفته است. توجه به این گفته آن بزرگوار که: «مناجات «شعبانیه» را خواندید؟ بخوانید آقا! مناجات شعبانیه از مناجات‏هایى است که اگر انسان دنبالش برود و فکر در او بکند، انسان را به یک جایى مى ‏رساند.» ( صحیفه امام، ج‏19، ص:253) خود گویای "هزار نکته باریکتر زمو" و بیانگر راز و رمزی است که باید آرزوی حصول به آن را از خداوند طلب کرد. همینطور تأکید بر نقش آفرینی ماه مبارک شعبان در رشد و تعالی انسان و مهیا سازی برای ورود به ماه رمضان و ضیافت الهی حایز دقت و اهمیت فراوان است: «ماه شعبان ماه بزرگى است که در آن، در سوم آن، بزرگ مجاهد عالم بشریت متولد شد و در پانزده آن، حضرت مهدى موعود- ارواحنا له الفداء- پا به عرصه وجود گذاشت.»(همان،ج12،ص480) و آن چه ذیلا تقدیم می شود، گزیده ای آموزنده از بیانات حضرت امام خمینی(س) است که تقدیم می شود:

«ماه شعبان مقدمه است براى ماه مبارک رمضان که مردم مهیا بشوند براى ورود در ماه مبارک رمضان و ورود در «ضیافة اللَّه». شما وقتى که مى‏خواهید به مهمانى بروید خوب، یک وضع دیگرى- غالباً البته-، یک وضع دیگرى خودتان را درست مى‏کنید. لباسى تغییر مى‏دهید و یک طور دیگرى وارد مى‏شوید. آن طورى که در خانه هستید یک تغییرى مى ‏دهید. ماه شعبان براى این است که همان مهیا بودنى که مى ‏خواهید مهمانى بروید، خودتان را مهیا مى ‏کنید و سر و ظاهرتان را، سر و صورتتان را یک قدرى فرق مى ‏گذارید با آن وقتى که در خانه هستید. در ضیافت خدا، ماه شعبان براى مهیا کردن این افراد است، مهیا کردن مسلمین است براى ضیافت خدا، ادبش آن مناجات شعبانیه است. من ندیده‏ام در ادعیه، دعایى را که گفته شده باشد همه امامها این دعا را مى‏ خواندند، در دعاى شعبانیه این هست؛ اما من یادم نیست که در یک دعاى دیگرى دیده باشم که همه ائمه این را مى ‏خواندند. این مناجات شعبانیه براى این است که شما را، همه را مهیا کند براى ضیافة اللَّه. »( صحیفه امام، ج‏13، ص: 31)

+ نوشته شده در  شنبه دهم خرداد 1393ساعت 10:35  توسط اهل کن  | 

روایت حاج احمد آقا از ورود امام: تصمیم رفتن به بهشت زهرا در فرانسه گرفته شد

یادگار گرانقدر امام، مرحوم سید احمد خمینی، در باره خاطراتش از روز ورود امام به کشور در مصاحبه با مجله سروش اینگونه نقل می کند .

امام و سید احمد

وقتى که شاه از ایران رفت خود امام به این فکر افتادند که به ایران بیایند و از طرفى ازاینکه امریکا و ایرانیهاى مقیم امریکا اصرار داشتند که آقا به ایران نیایند در جمع به این نتیجه رسیدیم که این عده ‏اى که در ایران فشار مى‏آوردند که امام نیایند، داراى روحیاتى هستند که مى‏خواهند قصه را به بختیار تمام کنند. امام تصمیم گرفتند که بیایند. یک هفته قبل از آمدن امام به ایران که درست خاطرم نیست یکشنبه بود یا پنجشنبه، امام اعلام کردند که به ایران مى‏آیم. به دنبال این قصه، بختیار فرودگاه را بست و گفت تا دو روز بسته است. امام گفتند: من روز سوم مى‏روم. دوباره فرودگاه را بست، دوباره امام گفتند: به محض اینکه باز شد مى‏رویم. نکتۀ مهم این است که در این بازى هیچ وقت امام بازنده نمى‏شدند؛ چرا؟ چون که فرودگاه نمى توانست براى همیشه بسته بماند و هر موقع که باز مى‏شد آن روز، روز ورود امام به ایران بود. بالاخره همین طور هم شد، ما بلیت تهیه کردیم، در حدود 50 نفر ایرانى بودیم و 150 نفر هم خبرنگار خارجى با ما بودند که آمدیم به ایران. در ایران قرار شد که من اول پیاده شوم و وضع سالن را ببینم که چه جورى است. آمدم پایین و دیدم، و بعد با آقاى عمو [مرحوم  آیت الله پسندیده برادر بزرگ حضرت امام ] برگشتیم به داخل هواپیما و به همراه امام پیاده شدم. باز به نکته‏ اى باید اشاره کنم که از اهمیت بسزایى برخوردار است و آن این است که در توى هواپیما امام واقعاً آرام بودند. هیچ گونه تشویشى نداشتند، حتى همان شب قبل از پرواز نماز شب و نماز صبح خود را خیلى به آرامى بر طبق معمول هر شب خودشان به جاى آوردند و استراحت مختصرى هم کردند تا اینکه سوار هواپیما شدیم و به ایران رسیدیم.

در فرودگاه مرحوم آیت‏ اللّه‏ طالقانى با آیت‏اللّه‏ منتظرى و سایر افرادى که آنجا بودند همه معتقد بودند به اینکه امام نباید به بهشت زهرا بروند، چون که راه بهشت زهرا خیلى شلوغ است و ما مى‏گفتیم اگر برویم به میان مردم عادى چه مى‏شود. ولى امام گفتند: خیر، من باید بروم بهشت زهرا. باید یادآور شویم که طرح رفتن به بهشت زهرا را امام خودشان وقتى در پاریس بودیم اعلام کردند. با وجود اصرار مستقبلین براى منصرف کردن امام از این تصمیم، ما عازم بهشت زهرا شدیم؛ چون امام خودشان چنین تصمیمى داشتند. به علت زیاد بودن تعداد ماشینهاى همراه در بین راه فقط چند بار مردم متوجه اتومبیلى که امام و من و راننده در آن قرار داشتیم شدند که ریختند و خیلى خطرناک شد. و وضع جورى شد که ماشین حرکت عادى نداشت تا اینکه اصلاً موتور ماشین سوخت و از آن پس دیگر این فشار جمعیت بود که اتومبیل را به هر جهت مى‏برد، حتى یک بار نزدیک بود ماشین توى جوى آب بیفتد. در همین حین هلیکوپترى آمد و امام و من سوار هلیکوپتر شدیم و از آنجا در نزدیکى قطعه هفده پیاده شدیم.

امام فاصله هلیکوپتر تا روى کرسى خطابه را راحت طى کردند. امام صحبت خودشان را ایراد کردند که همه مى‏دانید و بعد با آمبولانس از درِ بهشت زهرا خارج شده و ماشین به دست راست پیچید، پس از طى مسافتى در جاده به طرف قم باز به سمت راست پیچید و به داخل بیابان رفت و با سرعت زیادى جلو رفت، هلیکوپتر ما هم روى آمبولانس حرکت مى‏کرد. سریع خود را به آنجا رساندیم و امام را که از آمبولانس پیاده شده بود، سوار کردیم و تا جمعیت برسد از روى زمین بلند شدیم. مسأله‏اى که در این حال براى ما مطرح شد این بود که حالا کجا برویم. آیا به فرودگاه مهرآباد برویم؟ تصمیم بر این شد و رفتیم آنجا؛ ولى دیدیم هنوز جمعیت در فرودگاه و میدان آزادى موج مى‏زند. بنا شد برویم جلوى بیمارستان امام خمینى. توى هلیکوپتر من از امام پرسیدم حالتان چطور است. گفتند: هیچ خوب نیست. در نتیجه فشار جمعیت، امام حالشان بد شده بود.

وقتى که هلیکوپتر در محوطه بیمارستان فرود آمد، کارکنان بیمارستان به خیال اینکه بیمارى آورده ‏اند به طرف هلیکوپتر دویدند. در این بین با امام روبه‏رو شدند که یک حالى شده بودند. نمى‏دانستند چه بکنند. یکى از دکترهاى بیمارستان ماشین خودش را که یک پژو بود آورد و ما توى آن نشستیم و رفتیم. یک ماشین جیپ هم که از خود دکترها و کارکنان بیمارستان بود به عنوان محافظ جلوى بیمارستان پارک کرده بود، از ماشین دکتر پیاده شدیم و با ماشین آقاى ناطق نورى به منزل دختر آقاى پسندیده رفتیم. شب هم از آنجا به مدرسه رفاه رفتیم که ساعت ده شب بود. امام خیلى خسته شده بودند. این قضیه ورود امام از پاریس به تهران بود.

در اینجا لازم مى‏دانم یک بار دیگر یادآورى کنم که تصمیم آمدن به تهران را فقط خود امام گرفتند و در حالى که تقریباً همه مخالفت مى‏کردند، امام گفتند: «نه» ما باید برویم ایران؛ و این چیزى بود که حتى از تهران هم به ما فشار آورده مى‏شد. یعنى همه مى‏ترسیدند که قصه چه مى‏شود ولى امام خودشان آمدند.

(منبع: مجموعه آثار یادگار امام،ج1،ص129)

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1392ساعت 8:16  توسط اهل کن  | 

وقتی به خادم کهنسال امام هم رحم نمی‌شود...

حاج عیسی: چیزهایی که گفتم را وارونه نقل کردند!

در روزهایی که دوباره هجمه به بیت گرامی امام خمینی و مؤسسه منتسب به ایشان، به بهانه‌های مختلف آغاز شده است، این بار خادم امام به مثابه وسیله‌ای برای تشدید جو سازی‌ها مورد سوء استفاده قرار گرفت.

حاج عیسی: چیزهایی که گفتم را وارونه نقل کردند!
به گزارش جماران، عیسی جعفری (معروف به حاج عیسی) پیرمرد با صفا و خادم قدیمی بیت امام راحل سال‌هاست که بعد از عمری کار، تلاش و خدمت به امام راحل و بیت ایشان، به زادگاهش در قم برگشته و در خانه‌ای ساده ساکن است. او که متولد سال 1306 است، این روزها در کنار فرزندان و نوه‌ها، دور از هیاهو به زندگی خود ادامه می‌دهد؛ اما چند روز پیش، در پی فضاسازی‌های سیاسی و رسانه‌ای پیرامون بیت امام و موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ناگهان مصاحبه‌ای از حاج عیسی منتشر شد که به سرعت به تیتر یک رسانه‌های یک جریان خاص تبدیل شد. انتشار این مصاحبه و سابقه برخی از رسانه‌های مزبور در نحوه انتشار نقل قول از افراد و شخصیت‌ها، باعث شد تا به سراغ حاج عیسی برویم و از صحت اظهارات منتسب به وی پرس و جو کنیم.

شماره تلفن منزل را که گرفتیم، کسی که گوشی را پاسخ داد، خود حاج عیسی بود؛ به محض آن‌که از صحت مصاحبه پرسیدیم، لب به گلایه گشود و گفت: «...چیزهایی را بیخودی به من چسبانده‌اند که من نمی‌توانم قبول کنم. من چیزی را که بوده گفته‌ام، چیزی را که نبوده نگفته‌ام... به من توهین کرده‌اند که تو گفتی امام فلا ن و چنان... من گفتم امام از راه اسلام و قرآن به اینجا رسید. مگر غیر از این است؟» از او پرسیدیم آنچه در مورد اعضای خانواده امام گفته است، از چه قرار بوده؟ حاج عیسی پاسخ داد: «‌من اصلا آن حرف‌ها را نزدم. من در آن مصاحبه گفتم که کاری به خانم اشراقی ندارم، بلکه گفتم خود امام هم از راه اسلام و قرآن به این موقعیت رسید».

وقتی از حاج عیسی در مورد چگونگی انجام مصاحبه پرسیدیم، گفت: «یک روز وقتی که از مسجد بیرون می‌آمدم تا به گلزار شهدا بروم، این افراد دنبال من بودند؛ بعد هم که به حرم و در نهایت خانه برگشتم باز هم دنبال من بودند و سوال می‌پرسیدند». حاج عیسی افزود: «‌البته آن‌ها با برادرزاده‌ام حرف زدند و او خاطره‌ای از امام را برایشان نقل کرد که وقتی می‌خواست به جبهه برود نزد امام رفت و از ایشان خواست که برای شهادت او دعا کند. امام هم گفته بودند چرا دعا کنم که شهید شوی؟ دعا می‌کنم که پیروز شوید!»

او در پایان با گلایه مجدد از تحریف سخنانش تأکید کرد که «این ها خیلی حرفها را به من چسبانده اند و چیزهایی را که من گفته ام، وارونه نقل کرده اند. از این به بعد هم با کسی مصاحبه نمي‌کنم و زیر بار نمي‌روم؛ زیرا حرف مرا نمي‌زنند، بلکه آنچه دلشان می‌خواهد، علیه من مي‌گویند».

اگرچه حاج عیسی با صداقت، از آنچه به نقل از او منتشر شده گلایه مي‌کند؛ اما از منتشرکنندگان آن مصاحبه باید پرسید، آیا این یک عمل اخلاقی و حرفه ای است که برای هجمه به یک یا چند نفر، به سراغ فردی برویم که سالهاست از مسائل روز به دور بوده و مشغول زندگی خود است؟

چگونه است که رسانه های وابسته به جریانات خاص، مواضع موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی و خاطرات شخصیت هایی چون آیت الله هاشمی رفسنجانی و سایر چهره های منتسب به امام را تخطئه کرده، آنها را متهم به تحریف واقعیت مي‌کنند؛ اما با خیال کسب اعتبار برای ادعاهای خویش به سراغ پیرمرد شریف و زحمتکشی مي‌روند که از خادمان بیت امام بوده و در پی مواجهه با گذشت سال‌ها، بسیاری از اتفاقات گذشته را یا اساسا به خاطر نمي‌آورد یا بصورت مبهم و تار در ذهنش باقی مانده است؟

آنچه مسلم است اینکه این دست از رفتارهای غیراخلاقی توسط داعیه داران اصول و اسلام و اخلاق، بی سابقه نبوده و قطعا در آینده نیز ادامه مي‌یابد؛ اما ای کاش برای برخی جریانات، هدف وسیله را توجیه نمي‌کرد و شأن یک انسان شریف را در خدمت مقاصد سیاسی و محفلی خود قرار نمي‌دادند.
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1392ساعت 0:10  توسط اهل کن  | 

پاسخ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام به اتهامات :تسویه حساب سیاسی به بهانه توهین به امام



 

تسویه حساب سیاسی به بهانه توهین به امام

یکی از مهمترین رویدادهای خبری هفته اخیر، ماجرای کامنت فیس‌بوکی منتسب به سرکار خانم نعیمه اشراقی بود که با برنامه‌ای ظاهرا خودجوش اما سازمان‌یافته، در رسانه‌های داخل و خارج به‌ صورت گسترده بازتاب یافت. اگرچه محتوای این مطلب، بلافاصله طی نامه‌ای به فرزند شهید همت توسط نعیمه اشراقی تکذیب شد اما رسانه‌های آغازگر، به خصوص رسانه‌های داخلی بدون توجه به این تکذیبیه و اخلاق اسلامی، همچنان مساله را دنبال کردند و اتهام‌های ناجوانمردانه‌ای را متوجه موسسه کردند. در پی این اتهاماتِ بی اساس و رفتارهای خلاف اخلاق، دکتر حمید انصاری قائم مقام موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) در یادداشتی واکنش رسمی این موسسه را اعلام کرده است. به گزارش جماران، روایت دکتر حمید انصاری از وقایع این چند روز به این شرح است:

درج نوشته ای ناروا، خلاف، سخیف و موهن در صفحه متعلق به خانم نعیمه اشراقی در فضای مجازی – که وی رسما انتساب آن را به خود تکذیب کرده است - قلب همه دوستان امام خمینی و بیش از همه قلب منسوبین امام را به درد آورد. این نوشته صرف نظر از سخافت و خلاف بودن، توهین به امام راحل و ولی نعمتان واقعی انقلاب یعنی خانواده عزیز شهیدان بوده است و به همین دلیل، انتشار آن از سوی هر فرد و یا تشکیلاتی که انجام یافته باشد، فی نفسه اقدامی زشت و محکوم است.

پیش از آنکه به بیان چگونگی این واقعه تلخ و پیامدهای تلخ تر بعدی آن که با فضاسازی های جنجالی چند رسانه پدید آمده است، بپردازم همین جا وظیفه مي‌دانم از نور چشمان عزیزمان فرزندان و بستگان عزیز شهیدان پرآوازه انقلاب و دفاع مقدس و نمایندگان متعهد مجلس شورای اسلامی و اکثریت جراید و رسانه های وزین و متین که احساسات خالصانه خود را نسبت به قداست جایگاه امام راحل ابراز داشته و از حرمت همیشگی و انکار ناپذیر خانواده معظم شهیدان و ایثارگران دفاع کرده اند و همچنین از تذکرات به حقی که این بزرگواران در سخنان متانت آمیز خویش در لزوم مراقبت توأم با دقت و حساسیت فراوان نسبت به آنچه که به امام و شهدا نسبت داده مي‌شود خصوصا آنجا که گوینده این مطالب نسبتی با امام داشته باشد، صمیمانه و با کمال خضوع سپاسگزاری کنم. وجود این حساسیتهای ارزنده، بزرگترین سرمایه دوستان امام، بیت امام و موسسه نشر آثار امام در پا فشاری بر پیمودن راه نورانی امام و شهیدان است. فداکاری های کم نظیر خانواده های معظم شهیدان، ایثارگران انقلاب و دفاع مقدس حقی عظیم را سبب شده است که سلامت جامعه و تضمین استمرار نظام مقدسمان در گرو پاسداشت همیشگی آن است .

کتاب تبیان «ایثار و شهادت در مکتب امام خمینی» که از سوی موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام منتشر شده است آکنده از مطالبی است که امام خمینی در توصیف بزرگی حقی که خانواده معظم شهیدان بر گردن ملت ایران برای همیشه تاریخ دارند و در توصیف مراتب ایمان و فداکاری این عزیزان و مقامات معنوی والای آنان در پیشگاه خداوند بیان فرموده است. بر این اساس آزردن دل داغدیده کسانی که پیروزی و استقلال و تمامیت ارضی کشورمان را مرهون فداکاری ایشان و جانفشانی فرزندان و عزیزانشان هستیم، آزردن قلب امام و شهیدان و گناهی است نابخشودنی که هم اثر وضعی دنیوی دارد و هم عقوبت سهمگین اخروی. این واقعه تلخ و پیامدهای آن هشداری است به همه کسانی که از منظر انتساب به امام به اظهار نظر مي‌پردازند.

اما قضیه منحصر به همین موضوع نیست. نحوه انتشار این خبر و سلسله مطالبی که در ادامه آن از پنجشنبه گذشته (4 روز اخیر) در مجموعه ای از چند سایت، خبرگزاری و روزنامه وابسته به یک جریان خاص سیاسی منتشر شد، صورت مسأله را عوض کرد و این اهانت فیس بوکی بهانه ای شد برای طراحی سناریویی دیگر. پخش خبر انتشار این مطلب سخیف و موهن - که انتشار آن هیچ نسبتی با موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام نداشته است - سوژه ای شد برای جریانی افراطی تا هجمه ای همه جانبه و گسترده را علیه این موسسه سازمان دهی کنند و از این ناحیه افکار عمومی را نسبت به نهادی که با نظر و حکم خاص حضرت امام تأسیس شده است، بدبین نمایند.

برخلاف آنچه که در چند رسانه خاص القا شده است بیت شریف حضرت امام و یادگار امام و موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام نه تنها نسبت به این واقعه «بی تفاوت» نبوده است بلکه به محض اطلاع، با حساسیت فراوان موضوع را تعقیب کرده و با آن برخورد نموده است. نخستین اقدام لازم، ملاحظه و بررسی اصل موضوع، صحت و سقم آن و نحوه انتشار آن و تماس با فردی بود که این مطلب به نام وی منتشر شده است. با تأکید بر اینکه این فرد هیچگونه عضویت و اشتغال و ارتباطی با موسسه ندارد. در پیگیریها و تماسهای اعضای بیت حضرت امام و تولیت موسسه ضمن اعتراض شدید به این رخداد، از اصل موضوع و چگونگی انتشار آن استعلام شد. مشخص گردید که نامبرده قاطعانه انتساب آن را به خود تکذیب کرده و انتشار آن را ناشی از دستکاری و هک صفحه شخصی خود در فیس بوک مي‌داند. وی اعلام کرد که در صدد تنظیم تکذیبیه و انتشار آن مي‌باشد و بر تسریع در انتشار آن تأکید شد. یاد آور مي‌شوم این مطلب موهن ابتدا در محدوده فیس بوک که افرادی محدود و عمدتا جوانان در آن عضویت دارند در صفحه متعلق به نامبرده درج شده است.

فرزند بزرگوار شهید همت در صفحه اختصاصی خود در همان فضای محدود فیس بوک به انتشار این مطلب اعتراض مي‌کند و غیرتمندانه و تحسین برانگیز از حرمت امام و ایثارگران دفاع مي‌کند. تا اینجا موضوع در سطح مشترکان محدود صفحات فیس بوک مطرح است اما خبرگزاری فارس در ساعت 23 چهارشنبه (24 / 7 / 1392 روز عید قربان که تعطیل رسمی بوده است) با انتشار بخشهایی از این اعتراضیه، موضوع را در سطح عمومی و رسانه های رسمی در گستره وسیع فضای مجازی اینترنتی منعکس مي‌کند. به فاصله ای کمتر از سه ساعت از انتشار درج این مطلب، تکذیبیه مذکور همراه با اعتذار و تأکید بر عظمت جایگاه شهیدان و ایثارگران عزیز در ساعت یک و بیست و پنج دقیقه بامداد پنجشنبه در پایگاه اطلاع رسانی جماران منتشر شد.

خبرگزاری فارس علی رغم اینکه در اینگونه موارد مطالب مرتبط را بلافاصله و حتی به صورت لحظه ای پوشش مي‌دهد تا ساعت ده و نیم صبح از انتشار تکذیبیه خودداری مي‌کند. چند ساعت بعد، این خبرگزاری مطالب بی پایه یک فرد پناه برده به بیگانگان را در رد تکذیبیه مذکور با آب و تاب همراه با تصویر قسمتی از نوشته موهن را منتشر کرد. بدین ترتیب صرف نظر از اینکه با چه انگیزه ای یک خبرگزاری رسمی اظهارات این فرد ضد نظام را منتشر مي‌کند و نحوه انتشار به گونه ای است که تلویحا محتوای آن را تأیید مي‌کند! عملا این اقدام خبرگزاری باعث شد تا موضوعی سخیف منتشر شده در یک صفحه بی اعتبار فیس بوکی، به عنوان سوژه ای جذاب در فضای مجازی برای سایتهای دشمنان امام و انقلاب و بیگانگان دامن زده شود که پیامدهای آن را در برنامه سازی های بی بی سی و سایت های ضد ایرانی در چند روز گذشته شاهد بودیم.

این اقدام خبرگزاری فارس – که ان شاء الله با منظوری خاص و هدفمند نبوده است – و همچنین سلسله خبرها و گفتگوها و مطالبی که از بعد از ظهر روز پنجشنبه و در ایام تعطیل موسسه تا به امروز توسط این خبرگزاری و چند سایت و خبرگزاری و یکی دو روزنامه همسوی با آن به صورتی کم سابقه و پیاپی تولید و و انتشار یافته است باعث شده تا سمت و سوی مطالب به حمله علیه موسسه نشر آثار امام تبدیل شود؛ موسسه ای که نه تنها هیچ ارتباطی با نشر این مطلب نداشته بلکه به محض اطلاع به طور جدی با آن برخورد کرده است.

سند گویای ما بر این واقعیت عناوین تیترهایی است که این خبرگزاری و یکی دو روزنامه و سایت همسوی آن در چند روز گذشته انتشار داده اند که در اغلب آنها به جای محکومیت توهین به امام به محکومیت موسسه پرداخته اند. وجدان پاک خوانندگان منصف این نوشته و همه کسانی که در پی کشف حقیقت و در معرض اظهار نظر نسبت به این موضوع قرار دارند را به داوری مي‌طلبم.

ملاحظه مطالبی که در ذیل این تیترها در چند رسانه مذکور منتشر شده است این حقیقت را بر ملا مي‌کند که چگونه از این موضوع بی ارتباط با موسسه، با اغراض خاص سیاسی سناریویی ساخته و پرداخته مي‌شود که طی آن اصل موضوع فراموش مي‌شود و فرصتی برای عقده گشایی علیه یادگار امام و کسانی فراهم مي‌گردد که بر اساس حکم حضرت امام و بر مبنای وصیتنامه متولی منصوب امام، در این موسسه امانتدارانه بدون چشمداشت و هیاهو خدمت مي‌کنند و فراتر از آن در این مقالات و سرمقاله ها و گفتگوها علنا از عدم نیاز به ادامه فعالیت موسسه امام خمینی و از برچیدن آن و خلع ید یادگار امام و بیت امام و یا از واگذاری آن به مراجع ذی صلاح! سخن مي‌گویند. همین جریان چند سال پیش از این نیز در چند نوبت با فضاسازیهای مشابه، نیت سیاسی خویش را مطرح کردند، اما نتیجه ای نگرفتند.

نکته جالب اینکه همین جریان و روزنامه ای که امروز از سکوت و موضع نگرفتن موسسه در قبال خاطرات و مطالبی که نسبت به امام منتشر مي‌شود با هیاهوی فراوان به نا حق داد سخن داده و بدان معترض است، در اعتراضات و ادعاهای قبلی شان در موضعی کاملا وارونه به موسسه از این بابت تاخته اند که به چه حقی خود را متولی اظهار نظر در باره خاطرات و مطالب مربوط به امام و زندگی امام و سخنان شخصیتها در باره امام مي‌داند! و نوشتند که مراکز انتشاراتی و افراد ذیصلاح دیگر در انتشار اینگونه مطالب آزادند! و بارها نوشتند که موسسه نقش سخنگویی و اعلام موضع ندارد و با صراحت از لزوم شکستن انحصار در مرجعیت نظارتی اسناد و آثار امام سخن گفتند و حتی نوشتند نهضتی برای انتشار افکار و اسناد امام بدون نیاز به نظر خواهی و مجوز موسسه نشر آثار امام برپا مي‌کنند. و موسسات مختلف را برای مشارکت در این نهضت فراخواندند! مدارک این برخورد متضاد را مي‌توان با مراجعه به آرشیو مطالب همین سایتها و سرمقاله های همین روزنامه ها دید (و در آرشیو اسناد موسسه نیز موجود است) مقایسه این ادعاها و اعتراضهای متضاد، حقیقتا به تنهایی معیاری است برای سنجش میزان صداقت کسانی که زیر نام دفاع از امام و ارزشها به مخالفت با راه و رسم ترسیم شده توسط شخص حضرت امام در باب مرجع نظارت بر انتشار آثار ایشان، پرداخته اند.

به راستی چگونه مي‌توان ادعای ابراز ناراحتی از این توهین را از کسانی پذیرفت که به همین بهانه سرمقاله ای را با تیتر «خط امام، ژنتیک امام» منتشر مي‌کنند و در بخش نتیجه گیری آن مي‌نویسند «انتساب خانوادگی و انتساب فکری با امام باید با مرز‌بندی جدیدی سامان یابد....باید ژنتیک امام از خط امام جدا شود. تشکیلات مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام باید به یک مرجع بالا‌دستی و فرادولتی‌ و حتی فرا نظارتی منتقل شود. این مجموعه می‌تواند «مجلس خبر‌گان رهبری» باشد..... معنی ندارد این مهم به پیوند‌های ژنتیکی حصر شود، چرا که صلاحیت فکری و اعتقادی افراد در گذر زمان می‌تواند متحول شود و این تحول تأثیر خود را به تفسیر اندیشه امام بگذارد». آیا این تحلیل و نتیجه و مفهوم این جملات جز این است که گفته شود تصمیم و حکم امام خمینی مبنی بر واگذاری مسئولیت موسسه به فرزندش بی معنا و اشتباه بوده است؟ و همچنین تصمیم وصی خاص و منصوب حضرت امام که طبق وصیتنامه اش حجت الاسلام و المسلمین حاج حسن آقا را به عنوان وصی خود در امر اداره و تولیت موسسه تعیین کرده است، بی معنا و اشتباه بوده است؟ آیا گردانندگان این روزنامه – که وابسته به یک ارگان مهم و ارزشمند مي‌باشد - مدعی اند درک امام خمینی و یادگار ایشان از مصلحت نحوه حفظ آثار خویش برای آیندگان و جلوگیری از تحریف آن کمتر از تشخیص نویسنده این سرمقاله است؟ آیا مفهوم این عبارت متضمن وهن امام نیست؟ آیا به راه انداختن موجی بی دلیل علیه موسسه و یادگار و بیت امام به بهانه انتشار مطلبی موهن فیس بوکی، مقابله با تصمیم امام و وهنی بزرگتر از آن وهن سخیف -که البته اقدامی محکوم و قابل رسیدگی مي‌باشد- نیست؟ آیا توسعه همان توهین از صفحه فیس بوک به رسانه های عمومی و نقل و ترجیح اظهارات یک ضد انقلاب فراری بر تکذیبیه رسمی که زمینه جلب توجه میلیون ها کاربر فضای مجازی را فراهم ساخت، همچون اصل ماجرا قابل تقبیح نیست؟ آیا این حق را به موسسه و خوانندگان منصف مطالبی که منتشر کرده اید نمی دهید که نسبت به اساس این ماجرا و سناریویی که بعد از آن به صورت هماهنگ اجرا شد به دیده تردید بنگرند؟

در پاسخ به موج حساب شده و گسترده چند روز اخیر علیه موسسه فقط به ذکر همان جمله ای اکتفا مي‌کنم که چند سال قبل خطاب به همین جریانهای افراطی گفته شد که: به لطف خدای متعال و هدایت های امام و خلف شایسته امام و تعهد مسئولین و خبرگان و نمایندگان ملت، جمهوری اسلامی در چنان وضعیتی است که نه امروز و نه هیچگاه دیگر، شاهد روزی نخواهد بود که مسئولینش خط بطلان بر تصمیمات و احکام بنیان گذار آن بکشند. چنین آرزویی هرگز تحقق نخواهد یافت. خدمتگزاران امین موسسه نشر آثار امام، علی رغم همه تهمتها و خلاف نویسی ها و جنجالهای رسانه ای بر همان عهد و پیمان همیشگی خویش پایبندند و وظایف خود را در همان مسیر تعیین شده قانونی و شرعی ایفا مي‌کنند و در مورد واقعه تلخ درج مطلب اهانت آمیز اخیر نیز همانگونه که عرض کردم موسسه کوتاهی نکرده است و به محض اطلاع به وظیفه خویش عمل کرده است و تا حصول نتیجه آن را بدون ملاحظه نسبتها پیگیری خواهد کرد.

مؤسسه یک حزب و تشکل سیاسی نیست که طبق مقتضای سیاست و خواسته جریانهای سیاسی با افراطیون همصدا شود و هر روز علیه این و آن بیانیه بدهد. همچنین مؤسسه یک نهاد قضایی که وظیفه اش محاکمه و صدور حکم و اجرای آن باشد نیست. حدود اختیارات و وظایف موسسه و اصول حاکم بر آن را بارها و اخیرا نیز بیان کرده ایم و تکرار نمی کنم. اگر ادعای اهانتی مطرح شد متناسب با حد و حجم آن باید به دقت چگونگی وقوع آن را بررسی کند و از نهادهای ذیربط بخواهد تا عامل یا عاملین درج آن را شناسایی کنند و نتیجه را به نهادهای امنیتی و قضایی ذی ربط منعکس کند.

مطمئنا نهادهای مذکور مسأله اخیر و تبعات و بازتاب های آن را زیر نظر داشته و طبعا به وظایف خویش عمل خواهند کرد. اما همزمان با آن، جا دارد که مسئولین نظام و هیئت عالی نظارت بر مطبوعات و دایره نظارت بر فعالیت خبرگزاریها و رسانه های دیجیتالی یکبار برای همیشه تکلیف استفاده جریانهای افراطی از چند سایت و خبرگزاری و روزنامه ای که با هزینه بیت المال اداره مي‌شوند را مشخص کنند که بدون هیچگونه پایبندی به قوانین کشور و بدون رعایت اصول اخلاقی، خود را مجاز مي‌شمارند تا به هر بهانه ای و هر از چند روزی یکبار علیه نهادهای رسمی و تخریب و تضعیف آن و علیه خدمتگزاران ملت جنجال آفرینی کنند و در انبوه مطالبی که منتشر مي‌کنند انواع عناوین مجرمانه همچون نشر اکاذیب و افترا و توهین را مرتکب شوند، این رفتار خلاف اخلاق و قانون از سوی عده ای معدود، به اعتماد مردم به رسانه ها و قشر عظیم خدمتگزاران صادق در عرصه مطبوعات و نظام اطلاع رسانی کشور آسیب مي‌زند.

سخن آخر اینکه، موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام همصدا با دیگر نهادهای دلسوز نظام و همصدا با اکثریت قاطع ملت شریف ایران بر این باور است که امروز مهمترین اولویت کشور، فراهم سازی فضایی آرام، متحد و منسجم و به دور از جنجال و افراط و تفرقه برای کمک به دولت منتخب مردم در ساماندهی امور اقتصادی و حل مشکلات معیشتی مردم و تقویت و حمایت از موضع منطقی و خردمندانه نظام و دولت برای احقاق حقوق ملت ایران در مذاکرات بین المللی و در عرصه سیاست خارجی است. در چنین شرایطی هر اقدام و نغمه ای که مسیر افکار عمومی جامعه را از وحدت و انسجام ملی منحرف کند انحراف از خواست عمومی ملت است و برخلاف تذکرات و منویات رهبر معظم انقلاب اسلامی است. دولت محترم در پیشبرد اهداف مهم خویش نیازمند آرامش و همراهی عموم ملت و تمامی ارگانهای نظام است .

تحقق این امر مستلزم خویشتنداری، صبوری، و حتی در مراحلی مستلزم فداکاری و گذشت از حقوق شخصی و سازمانی خویش برای تحقق اهداف مهمتر است. این رسانه های معترض، سکوت گذشته و آینده موسسه را حمل بر تأیید خلاف گویی های خویش نکنند. برای یکایک اتهام ها و مطالب خلاف واقعی که در این ایام از سوی مغرضان منتشر شد ناگفته های مستند و مدارک فراوانی داریم، اما – ضمن محفوظ بودن حق شکایت موسسه - بازگویی آن را خلاف اقتضای امروز جامعه مي‌دانیم. به خاطر رضای خدای متعال و رعایت حال مردم کریم و بزرگواری که متأسفانه به اندازه کافی درگیر مشکلات فراوان مي‌باشند در مقابل تهمت ها و خلاف گویی ها همچنان سکوت مي‌کنیم و به بانی این موسسه مرحوم حاج احمد آقا تأسی مي‌کنیم که طبق سفارشات موکد امام در برابر سیل تهمت ها و بدخواهی ها سکوت کرد و سکوت، تا برای همیشه لب فرو بست، بدگویان را به خدا واگذار مي‌کنیم. ان شاء الله اعتماد و اتکایمان فقط و فقط به خدای متعال است و امیدمان به مردم شریف و نسل فهیمی است که در ورای هیاهوی افراطیون، مسائل را خیلی خوب مي‌فهمند.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1392ساعت 23:38  توسط اهل کن  | 

حضرت امام (قدّس سره):دیر و زودش خیلى مهم نیست، اما هست

حضرت امام (قدّس سره):«باید توجه به این معنا بکنید که ما یک روز دیگر هم داریم (قیامت و یوم الحساب). این را شک نکنید. ما یک روز محاسبه داریم، از همه چیز‌ها محاسبه مى‏شود. آن روز خود انسان خودش را محاسبه مى‏کند، آن روز قلم‌ها مى‏آیند شهادت مى‏دهند، دست‌ها شهادت مى‏دهند، چشم‌ها شهادت مى‏دهند. انسان خودش آن روز محاسبه خودش را مى‏ کند. ما یک همچنین روزى را داریم. دیر و زودش خیلى مهم نیست، اما هست یک چنین روزى...»

(سخنرانی در جمع کارکنان روزنامه کیهان ـ خرداد ۱۳۶۰) / با تشکر از بصیر ارسال کننده این مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1392ساعت 0:51  توسط اهل کن  | 

امسال راهپیمایی روز قدس در کن نیز برگزار می شود

 

پيام امام خمينى قدس سره به مناسبت روز جهانى قدس

بسم الله الرحمن الرحيم

من طى ساليان دراز, خطر اسرائيل غاصب را گوشزد مسلمين نمودم كه اكنون , اين روزها به حملات وحشيانهء خود به برادران و خواهران فلسطينى شدت بخشيده است و به ويژه در جنوب لبنان به قصد نابودى مبارزان فلسطينى پياپى خانه و كاشانه ايشان را بمباران مى كند.
من از عموم مسلمانان جهان و دولت هاى اسلامى مى خواهم كه براى كوتاه كردن دست اين غاصب وپشتيبانان آن , به هم بپيوندند; و جميع مسلمانان جهان را دعوت مى كنم آخرين جمعهء ماه مبارك رمضان را كه ازايام قدر است و مى تواند تعيين كنندهء سرنوشت مردم فلسطين نيز باشد, به عنوان " روز قدس " انتخاب و طى مراسمى همبستگى بين المللى مسلمانان را در حمايت از حقوق قانونى مردم مسلمان فلسطين اعلام نمايند ازخداوند متعال پيروى مسلمانان را بر اهل كفر خواستارم .

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته روح الله الموسوي الخميني

 روز قدس

با توجه به بر پایی نماز جمعه در کن که برای راحتی و رعایت حال اهالی متدین و خدا جوی غرب تهران در نظر گرفته شده است . امسال مراسم راهپیمایی روز قدس که همه ساله مصادف با آخرین جمعه ماه مبارک رمضان در سراسر جهان اسلام برگزار می شود . برای اولین بار در کن نیز برگزار می شود .

این راهپیمایی روز جمعه این هفته مورخ ۱۱/۵/۹۲ بعد از اقامه

نماز جمعه از حسینیه نور در جوار شهداء خفته در گلزار شهداء

محله دارقاضی شروع و در گلزار شهداء امامزاده جعفر س در

محله سرآسیاب با خواندن قطعنامه خاتمه می یابد .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1392ساعت 8:18  توسط اهل کن  | 

محرم1383 هجری قمری و مقدمات قیام خونین 15 خرداد 1342

در سحرگاه 15 خرداد سال 1342، دژخیمان رژیم ستمشاهی به خانه ی امام در قم یورش بردند و امام خمینی« قدس سره» را كه سه روز پیش از آن، به مناسبت عاشورای حسینی در مدرسه ی فیضیه، طی سخنان كوبنده ای پرده از جنایات شاه و اربابان امریكایی و اسراییلی او برداشته بود، دستگیر و دور از چشم مردم به زندانی در تهران منتقل كردند.

ماه محرم هر سال، یادآور قیام امام حسین بن علی «علیه السلام» است. امام حسین «علیه السلام» همواره مشعل فروزانی برای نهضت های اسلامی است و جامعه ی تشیّع در طی قرن ها، به یاد امام حسین« علیه السلام» می گرید و خون او را حیات بخش نهال آزادی و حق و عدالت می داند. مسلمان شیعه در هر كجای دنیا باشد، دهم محرم را به عنوان عاشورای امام حسین« علیه السلام» می شناسد و پیوندی معنوی و نامرئی با امام حسین« علیه السلام» او را به تفكر در قیام خون و شهادت می برد و بر حسب استعداد، نكاتی از پیامِ امام حسین« علیه السلام» را از فراز نسل ها می گیرد. چه بسیار انسان های والا كه با لحظاتی در یاد امام حسین «علیه السلام» همه عوامل ذلت و خواری را كنار گذاشته اند و در راه حق و پیوستن به مكتب او جان باخته اند. با حضور این نقطه ی درخشان، فرارسیدن محرم 1383قمری و پا بر جا بودن حوزه ی قم با وجود تلاشی كه دولت در تعطیل آن نمود، معنی بسیار داشت. معنی حضور امام حسین علیه السلام در مبارزه ای بزرگ. به همین جهت رژیم حاكم می بایست تدابیر لازم را كرده باشد تا، به هر ترتیب از محرم بگذرد. اعلامیه ی شهربانی كل كشور، عباراتی داشت كه نگرانی دولت را می رساند و از مردم مسلمان سوگواری مشروع می خواست، یعنی سوگواری كه توأم با دعای به تاج و تخت شاه باشد و زیانی به منافع امپریالیسم امریكا و انگلیس نرساند. اما رهبر بیدار نهضت، تمام قوا را مجهز كرد، تا محرم صورت واقعی خود را باز یابد و به همین لحاظ در پیامی كه امام خمینی« قدس سره» به وعاظ و گویندگان دینی و هیأت های مذهبی داد، فرمود:

«... دستگاه جبار ... درصدد گرفتن التزام و تعهد از مبلغین و سران هیأت عزادار است كه از مظالم دم نزنند و دستگاه جبار را به خودسری واگذارند.

لازم است تذكر دهم كه، این التزامات علاوه بر آن كه ارزش قانونی نداشته و مخالفت با آن هیچ اثری ندارد، التزام گیرندگان، مجرم و قابل تعقیب هستند...


... عجب است دستگاه، بی پروا ادعا دارد كه قاطبه ی ملت با اوست و از پشتیبانی اكثریت قاطع برخوردار است، با این وصف در تمام شهرستانها، قرا و قصبات به دست و پا افتاده و با ارعاب و تهدید ملت، خفقان ایجاد می كند. اگر این ادعا صحیح است، ملت را این چند روز به حال خود واگذارند تا، از پشتیبانی مردم متمتع شده، موافقت 6 میلیونی به همه ملل جهان ظاهر، والاّ اشاعه اكاذیب برای تشویق افكار عامه بر خلاف مصالح اسلام و مملكت، جرم و قابل تعقیب است... حضرات مبلغین ... از توهّم چند روز حبس و زجر نترسند، (وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا و اَنْتُم الْاَعْلَونْ اِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنینْ). آقایان بدانند، كه خطر امروز بر اسلام كمتر از خطر بنی امیه نیست... خطر اسراییل و عمال آن را به مردم تذكر دهید... سكوت در این ایام تأیید دستگاه جبار و كمك به دشمنان اسلام است... از سخط خدای تعالی بهراسید. اگر به واسطه ی سكوت شماها به اسلام لطمه ای وارد آید، نزد خدای تعالی و ملت مسلمان مسؤول هستید... از اخافه و ارعاب سازمان ها و دستگاه شهربانی هراسی به خود راه ندهید...»

ملاحظه می شود، امام تكلیف خود را به چه ترتیب انجام می داد. و با دقت اوضاع را بررسی می كرد و نتایج به دست آمده را در اختیار مبارزان می گذاشت. همان طور كه در آن دهه ی محرم، وعاظ تنها لعن و نفرت و اظهار انزجار نسبت به یزیدِ دودمان اموی نداشتند، بلكه با نوحه سرایی و خواندن اشعار انقلابی برای كشتگان مدرسه فیضیه، به یاری امام حسین «علیه السلام» می شتابند، خطر اسراییل را برای امت مسلمان یادآور می شوند و تأكید روی خطری می كنند كه، از جانب رژیم های وابسته، بر اسلام وارد می شود و كمتر از خطر بنی امیه نیست.



*** لطفا به ادامه مطلب بروید ***
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1392ساعت 7:59  توسط اهل کن  | 

سالروز عروج ملکوتی امام امت خمینی بت شکن را به رهروان راه حق و حقیقت تسلیت عرض می نماییم .

   درود و سلام بر آن کس که با دلی آرام و قلبی مطمئن به سوی معبود سفر کرد    

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1392ساعت 10:20  توسط اهل کن  | 

نسب‌امام‌ خمینی به‌کدام‌امامزاده‌تهران‌می‌رسد؟+شجرنامه

سالروز رحلت امام خمینی(ره) امسال تقریبا همزمان با سالروز شهادت امام موسی کاظم(ع) است. شاید برایتان جالب باشد اگر بدانید امام خمینی(ره) نواده حضرت امام کاظم(ع) بوده. و البته جالب تر از آن، این که این نسب، به امامزاده ای از تهران هم برمی گردد.

مطابق آنچه از اسناد و شجره نامه های تاریخ نویسان برآمده، نسب حضرت امام خمینی(ره) با 32 پشت، به  امامزاده حمزه(ع) می رسد. امامزاده بزرگواری که منسوب به خضرت امام موسی کاظم(ع) است و حرم مطهرش در کنار مرقد حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) قرار دارد.

براین اساس، شجره نامه امام خمینی(ره) به این صورت است:

 

 جالب این که اولین زیارتی که امام خمینی(ره) پس از ورود به ایران در بهمن 1357 به آن مشرف شدند، زیارت حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) و جد بزرگوارشان امامزاده حمزه(ع) بود. 

مرکز اسناد انقلاب اسلامی نیز در گزارش مربوط به واقع 19 بهمن 1357 می‌نویسد:«حضرت امام در حدود ساعت 10 شب، بدون اطلاع قبلی به اتفاق فرزندان و همراه با محافظان خویش به حرم مطهر حضرت شاه عبدالعظیم (ع) مشرف شدند. خادمان حرم که از ورود امام آگاه شده بودند، بلافاصله درهای صحن را بستند و در رواق مطهر به ایشان خیر مقدم گفتند. امام خمینی در مدخل حرم به نماز ایستادند و پس از ادای نماز و زیارت حضرت عبدالعظیم، به زیارت امام‌زاده حمزه (ع) مشرف شدند. در این هنگام، مردم که متوجه حضور امام شده بودند، خیابان‌ها را پر کردند و به دادن شعار پرداختند. خادمان حرم، حضرت آیت‌الله خمینی را از درهای مخصوص آستانه راهنمایی کرده و به اتومبیل‌شان که در مقابل صحن آماده بود، رساندند و ایشان به تهران بازگشت.»

با تشکر از عطریاس ارسال کننده این مطلب

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1392ساعت 10:10  توسط اهل کن  | 

چرا امام خمینی(س) سیگار را ترک کرد؟

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران به نقل از مجله مهر، در روزگاری که جماعت سیگاری برای ترک سیگارشان دست به دامن قرص و دارو و کلینیک های روان‌درمانی می‌شوند، خیلی‌ها بودند که یک شبه سیگار را ترک کردند. اراده کردند، سیگار را توی جا سیگاری له کردند و فندک و کبریت را دور انداختند و تمام! 

به بهانه روز جهانی مبارزه با دخانیات سراغ معروف ترین چهره های تاریخ معاصر رفته ایم که برای ترک سیگار فقط اراده داشتند و انگیزه. 

آخرین سیگاری که امام کشید 

خاطره ترک سیگار امام خمینی را فاطمه طباطبایی، عروس امام در کتاب «اقلیم خاطرات» نقل کرده است. او می گوید: «یک شب امام گفتند: در جوانی سیگار می‌کشیدم. تا این که یک شب سرد زمستان که پشت کرسی مشغول مطالعه بودم، به مطلب مهمی رسیدم و فکرم بشدت درگیر فهم آن شد. در همین حال برای آوردن سیگار از اتاق بیرون رفتم. پس از بازگشت همین که نگاهم به کتاب افتاد که آن را بر زمین گذاشته و به دنبال سیگار رفته ‌بودم، احساس شرمندگی کردم و باخود عهد کردم که دیگر سیگار نکشم. آن را خاموش کردم و دیگر سیگار نکشیدم.» 

اما به جز امام خمینی(س) چهره های معروف دیگری هم بودند که یک شبه یا بر حسب یک اتفاق سیگار را ترک کردند و به دنیای دود و دم پشت پا زدند. 

آن‌قدر کشیدیم تا از حال رفتیم 

درباره سیگاری شدن و ترک سیگار شهید مهدی شاه آبادی هم برادر ایشان، آیت الله نصرالله شاه آبادی خاطره ای را نقل می کنند و می گویند: «۸-۷ ساله که بودیم فکر می‌کردیم هر کسی سیگار بکشد مرد است. گاهی یواشکی سیگار از وسایل مرحوم پدرم برمی‌داشتیم و می‌رفتیم می‌کشیدیم. روزی عیدی‌‌هایمان را برداشتیم و دو تایی با هم رفتیم و یکی یک پاکت سیگار ۱۰ تایی که ۱۰ شاهی قیمتش بود گرفتیم. یک شاهی هم دادیم و ۲ تا کبریت خریدیم. نزدیک منزل‌مان خرابه‌ای بود به نام قهوه خانه. 

آن جا رفتیم و دوتایی روبروی هم نشستیم و هر کسی با کبریت خودش سیگارها را آتش زد و کشید. ۱۰ سیگار من و ۱۰ سیگار آقا مهدی کشید. تمام که شد، آمدیم بلند شویم سرمان گیج رفت. افتادیم و به حالت اغما فرو رفتیم.خانواده از این‌طرف و آن‌طرف گشتند و ما را پیدا کردند. دیدند دور وبر ما ته سیگار ریخته است. دهن‌مان را بو کردند و دیدند بله، سیگار کشیدیم. آبلیمو خوراندند و به هوش آمدیم. 

وقتی به هوش شدیم نگفتیم سیگار بد است؛ گفتیم ما بد کشیدیم! باید درست کشید! خلاصه هر دومان سیگاری شدیم تا وقتی که هر دو ازدواج کردیم؛ اما خانم اخوی، مخالف با سیگار بود. از خود اخوی شنیدم که با خانمش قرار گذاشتند خانم از مهریه صرف‌نظر کند ایشان هم از سیگار و همین کار را هم کردند و ایشان دیگر سیگار نکشیدند. ولی چون خانم من از این حرف‌ها نزد، من الان سیگاری هستم!» 

جمله‌ای که کار را یکسره کرد 

ترک سیگار آیت الله حـجـت شاید یکی از غیرمنتظره ترین ترک هایی باشد که روایت می‌شود. استاد مطهری در این باره می‌نویسند: «آیت‌الله حجت یک سیگاری‌ای بود که تا کنون نظیر او را ندیده بودم. گاهی سیگار او از سیگار دیگر بریده نمی‌شد. بعضی اوقات هم که می‌برید بسیار مدتش کوتاه بود. طولی نمی‌کشید که مجددا سیگاری را آتش می‌زد. در اوقات بیماری اکثر وقت‌شان صرف کشیدن سیگار می‌‌گشت. 

وقـتی مریض شدند و او را برای معالجه به تهران بردند، در تهران اطبا گفتند چون بیماری ریوی دارید باید سیگار را ترک کنید و به سینه تان ضرر دارد. ایشان ابتدا به شوخی فرموده بودند: من این سینه را برای کشیدن سیگار می‌خواهم. اگر سیگار نباشد سینه را می‌خواهم چه کنم؟ عرض کردند: به هر حال سیگار برایتان ضرر دارد و واقعا مضر است، ایشان فرموده بودند: واقعا مضر است؟ گفته بودند: بله واقعا همین‌طور است. فرموده بودند: دیگر نمی‌کشم... یک کلمه نمی‌کشم کار را یکسره کرد. یک حرف و یک تصمیم، این مرد را به صورت یک مهاجر از عادت قرار داد.» 

دیگر نگو سیگار بکشم 

شهید همت هم یکی از کسانی بوده که در جوانی سیگار می‌کشید اما به خاطر یک جمله، تصمیم می‌گیرد برای همیشه سیگار را کنار بگذارد. یکی از نزدیکان او در کتاب «به مجنون گفتم زنده بمان» ماجرای ترک سیگار شهید همت را ابنطور تعریف می‌کند: «روز خواستگاری یا زمان خواندن خطبه عقد بود که مادرم گفت: قول می دهد سیگار هم نکشد. خانمش هم گفت مجاهد فی سبیل الله که نباید سیگار بکشد. 

سیگار کشیدن دور از شان شماست! وقتی برگشتیم خانه رفت جیب‌هایش را گشت: سیگارهایش را درآورد له کرد و برد ریخت توی سطل آشغال. گفت تمام شد. دیگر هیچ کس دست من سیگار نمی بیند. همین هم شد. خانمش می گفت: دو سال از ازدواجمان می گذشت. رفتم پیشش گفتم: این بچه گوشش درد می کند: این سیگار را بگیر یک پک بزن دودش را فوت کن توی گوشش. گفت: «نمی توانم قول دادم دیگر سیگار نکشم. گفتم: بچه دارد درد می کشد! گفت: ببر بده همسایه بکشد و توی گوشش فوت کند. دیگر هم به من نگو.» 

نذر کرده بود سیگار نکشد 

شهید محلاتی هم جزو ترک سیگار کرده‌ها به حساب می‌آید که به خاطر خوابی که دید، سیگار را برای همیشه ترک کرد. عده‌ای از دوستان او درباره این اتفاق می‌گویند که ایشان تا حدود دو سال قبل از شهادت، گاه و بیگاه سیگار می‌کشید. بارها نذر کرده بود که سیگار نکشد و سیگار را ترک می‌کرد، اما همیشه در نذرهایش یک استثنا وجود داشت که اگر به زندان رفت، حق کشیدن سیگار را داشته باشد. در زندان های رژیم شاه، شکنجه های روحی و جسمی آن قدر سخت و طاقت فرسا بود که خیلی ها این فشارها را بدون سیگار نمی توانستند تحمل کنند. 

این موضوع سبب شده بود که سیگار هرچند گاه در زندگی او خودنمایی کند. اما مدتی قبل از شهادت خوابی دید که برای همیشه سیگار را کنار گذاشت. پایگاه اطلاع رسانی ایثار و شهادت در این باره می‌نویسد: «یک روز وقتی از خواب برخاست، گفت: من هرگز سیگار نمی‌کشم. 

وقتی علت را پرسیدند، گفت: خواب دیدم که با حضرت امام خویشاوند شده‌ام و امام به منزل ما آمده‌اند. گروهی از مردم هم در محضر ایشان حضور داشتند من جلو رفتم تا در گوش امام چیزی بگویم اما امام فرمود: شیخ فضل الله دهانت بوی سیگار می‌دهد! 

من در خواب خیلی ناراحت شدم و بدون بیان مطلبی به امام، عذر خواستم و به عقب برگشتم و یک پاکت سیگاری هم که در جیب داشتم، به درویشی که در گوشه ای نشسته بود دادم.» شهید محلاتی بعد از دیدن این خواب سیگار را برای همیشه ترک کرد.»

با تشکر از دوست مهمان ارسال کننده این مطلب

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1392ساعت 9:35  توسط اهل کن  | 

پنجم خردادماه ۱۳۵۸،سالروز پیام تاریخی حضرت امام خمینی(ره) به آیت الله هاشمی رفسنجانی

حضرت امام خمینی(س) در چنین روزی طی پیامی به آیت الله هاشمی رفسنجانی، به افرادی که چشم دیدن این «مجاهد متعهد» را ندارند، فرمودند: بدخواهان باید بدانند هاشمی زنده است چون نهضت زنده است. مرحوم مدرس که به امر رضاخان ترور شد، از بیمارستان پیام داد: «به رضاخان بگویید من زنده هستم». مدرس حالا هم زنده است. مردان تاریخ تا آخر زنده هستند. بدخواهان باید بدانند هاشمی زنده است چون نهضت زنده است.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، پنجم خردادماه ۱۳۵۸، سالروز پیام تاریخی حضرت امام خمینی(س) به آیت الله هاشمی رفسنجانی است که در پی ترور این یار دیرین امام صادر شد.


رهبر کبیر انقلاب در این پیام، با خطاب قراردادن «جناب حجت الاسلام مجاهد متعهد، آقای هاشمی عزیز» می فرمایند: مرحوم مدرس که به امر رضاخان ترور شد، از بیمارستان پیام داد: «به رضاخان بگویید من زنده هستم».


ایشان می افزایند: مدرس حالا هم زنده است. مردان تاریخ تا آخر زنده هستند. بدخواهان باید بدانند هاشمی زنده است چون نهضت زنده است.
حضرت امام تلاش ابرقدرت ها، برای ترور «شخصیت انسانی-اسلامی مطهری و هاشمی» را محکوم می کنند و می فرمایند: ملت با تمام قوا باید در مقابل دسیسه‌ها مقاومت کنند، توطئه‌ها را بشکنند؛ با کمال مراقبت انقلابی این جنایتکاران را شناسایی کنند و به دادگاه‌های انقلابی معرفی کنند.


ایشان همچنین در خصوص لزوم حفاظت از استوانه های انقلاب و جمهوری اسلامی می فرمایند: پاسداران انقلاب و رؤسای آنان موظفند از این شخصیت های ارزنده انقلابی حفاظت کنند و رفت و آمدهای مشکوک را تحت نظر بگیرند؛ اگرچه خود آنان راضی نباشند.


امام راحل در انتها، ضمن ابراز امیدواری در مورد سلامت آیت الله هاشمی و تداوم خدمت ایشان به اسلام و انقلاب می فرمایند: من به آقای هاشمی - فرزند برومند اسلام تبریک می‌گویم که در راه هدف تا نزدیک شهادت به پیش رفت. سلامت و ادامه خدمت ایشان را از خدای تعالی خواستارم..

منبع: (صحیفه امام، ج7، صص495 و 496) / با تشکر از دوست ارسال کننده این مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1392ساعت 22:10  توسط اهل کن  | 

اطلاعيه


بسم الله الرحمن الرحيم

در ايام شهادت حضرت باب الحوائج عندالله امام موسي كاظم عليه السلام و در شب سالگرد رحلت حضرت امام خميني قدس الله نفسه الزكيه پايگاه بسيج سلمان كن در نظر دارد مراسم با شكوهي براي شناخت ابعاد بيشتر زندگي و سيره عملي و نظري و گراميداشت ياد و خاطره حضرت امام خمینی ره برگزار نمايد. لذا از كليه علاقه مندان و دوستداران آن يار سفر كرده مي خواهيم در صورت تمايل به هرگونه همكاري يا ارائه نظرات و پيشنهادات خود در جهت همفكري و هر چه بهتر برگزار شدن اين مراسم مطالب خود را از طريق سامانه الكترونيكي پایگاه اطلاع رساني سلمان كن يا سامانه  الكترونيكي هيئت محبان روح الله به شرح ذیل به اطلاع دست اندر كاران اين مراسم برسانند.

پایگاه اطلاع رسانی سلمان کن >> (http://salman-kan.mihanblog.com)

 هيئت محبان روح الله >>(mohebbanrohollah@gmail.com)


زمان برگزاري مراسم  : دوشنبه 92/3/13 همزمان با نماز مغرب و عشاء

مكان: کن - محله سرآسیاب حسينيه سرآسياب كن

ان شاءالله متعاقبا جزييات ببيشتري از برنامه در اختيار دوستان قرار خواهد گرفت.

با تشکر از واله ارسال کننده این اطلاعیه

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392ساعت 18:47  توسط اهل کن  | 

عکس‌های منتشرنشده از بازگشت امام به قم

در دهم اسفند سال 1357 هجری شمسی، حضرت امام خمینی (ره) پس از تشکیل دولت موقت و سامان‏یابی نسبی اوضاع کشور، بنا به وعده ‏ای که داده بودند، پس از مدت ها دوری از وطن، وارد شهر قم شدند و این شهر سراسر علم و فضل را که مدت ها در متن و صحنه انقلاب اسلامی قرار داشت، دوباره دیدار کردند.

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1391ساعت 10:46  توسط اهل کن  | 

نصیحت قاطعانه بنی صدر توسط امام(ره)

"صراط" – انقلاب اسلامی ایران با گذر 34 سال از عمر با برکتش، همواره شاهد رویش ها و ریزش های متعددی بوده است، اما آنچه در این بین، کماکان محکم و با صلابت، راهبری انقلاب را بر عهده دارد، ولی مطلقه فقیه است.
در این میان کم نبوده و نیستند، افرادی که سعی دارند تا به نحوی از انحای گوناگون، جایگاه رفیع ولایت را متزلزل نشان داده و زعامت جمهوری اسلامی را بی تأثیر جلوه دهند، اما بحمدالله هیچگاه توفیق نیافتند.

از این رو ماجرای عزل بنی صدر در سال 60 و غائله منافقین را می توان در همین ارتباط ارزیابی و بازبینی نمود.

در اوایل جنگ تحمیلی و پس از کارشکنی ها و اقدامات منافقانه بنی صدر معزول بود که حضرت امام خمینی(ره) خطاب به وی و حامیانش فرمودند: «من تا آنجایی که بتوانم، تا آنجایی که اخلاق اسلامی اقتضا می کند که همه این ها را به آرامش دعوت کنم، همه گروه ها و گروهک ها را به آرامش دعوت کنم، همه افراد را به آرامش دعوت کنم، عمل خواهم کرد، نصیحت خواهم کرد، نصیحت برادرانه خواهم کرد، نصیحت خاضعانه خواهم کرد، لکن این را باید همه بدانند که آن روزی که من احساس خطر برای جمهوری اسلامی بکنم، آن روزی که من احساس خطر برای اسلام بکنم، آن روز این طور نیست که باز من بنشینم نصیحت کنم؛ دست همه را قطع خواهم کرد.»



در این میان بازخوانی سخنان امام راحل تداعی گر سخنان اخیر و تذکرات رهبری انقلاب است که فرمودند: «بنده فعلاً نصیحت می کنم.»
فلذا توقع آن می رود که در شرایط حاضر، تمامی تلاش و سعی خود را بر تحقق وحدت و حفظ آرامش جامعه متمرکز نموده و از تفرقه، تشتت و تشنج آفرینی پرهیز کنیم.

با تشکر از خبرنگار افتخاری ارسال کننده این پست

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1391ساعت 20:33  توسط اهل کن  | 

امام خمینی ره : مسؤولان بر سر چه میراثی دعوا می‌کنند؟

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس حضرت امام خمینی رحمة‌الله علیه فرمودند: مسلمین «ید واحده» باید باشند. اینقدر در مجلس با هم اختلاف نداشته باشند، جهات شرعی را حفظ بکنند، جهات اخلاقی را حفظ بکنند. هی این به او بدگویی کند، او به این بدگویی کند، این اسباب ناراحتی مسلمانهاست. آقایان می‌گویند، مسلمانها می‌گویند، خوب ما خون بچه‌هایمان [را] داده‌ایم، یک قبرستان اینجا پر است از جوانهای ما، قبرستانهای شهرستان پر از جوانهای ماست که در راه این مملکت و در راه این اسلام اینها کشته شده‌اند. حالا که اینها کشته شده‌اند، آقایان آمده‌اند از خارج و از داخل، با هم نشسته‌اند دعوا می‌کنند. سر چه میراثی دعوا می‌کنید؟ میراث پدر کدامتان است؟ یک قدری آرام باشید. یک قدری توجه کنید به مسائل. هر وقت هر کدام صحبت [می‌] کنید به ضد دیگری نباشد که این خلاف آداب اسلام است، خلاف آداب مسلمین است، خلاف انسانیت است، خلاف مشی انبیا و مشی اولیاست. نکنید این کار را. یک قدری آرام باشید. یک قدری هوای نفس را کنار بگذارید، اشتهار را کنار بگذارید. تمام گرفتاریهای ما سر این هوای نفسی است که ما داریم. اعدا عدوّ (1) انسان این نفْس انسان است که در بین جنبیه است. این اعدا عدوّ انسان است. یک قدری جلویش را بگیرید، یک قدر مهار کنید. (صحیفه امام خمینی جلد 13 صفحه 80) امام خمینی (ره) همچنین فرمودند: اگرمکتب اسلام را حفظ بکنید مطمئن باشید که هیچ قدرتی به آنها آسیب نمی‌رساند. یکی از تعلیمات مکتب ما این است که با هم متفق باشیم. هرکسی برضد یکی دیگر بگوید ازمکتب خارج شده است و اصلا به درد ایران دیگر نمی‌خورد. دولت بخواهد مجلس را تضعیف کند مجلس بخواهد دولت را تضعیف بکند تمامی اینها برخلاف مکتب اسلام و مخالفت بامکتب اسلام است. بایداین آقایان همانطورکه مدعی هستند اسلامی هستیم باید در عمل،قول،خطابه،حرف،نوشته وروزنامه‌هایشان نشان بدهندکه ما مسلمانیم.این چه مسلمانی است که هر روزنامه که برای یک طایفه است به دیگری فحاشی میکند؟ ما چه جوابی به مردم باید بدهیم؟ که مردم باید بگویند چه خبر است که مجلس با رئیس جمهور و رئیس جمهور با مجلس اینگونه می‌کند؟ چرا صدای مردم را درمی‌آورید؟ من از لسان اسلام نصیحتشان می‌کنم که باهم اختلاف نکنید. چه میراثی هست که می‌خواهید قسمت کنید و سرش اختلاف می کنید؟ این همه مردم جوان‌هایشان را دادند و میراث برای شما گذاشتند که شما اینطور توی سرهم بزنید و فساد ایجاد کنید؟ میراث پدرکدامتان است که اینگونه می‌کنید؟ یک قدری باهم رفیق و برادر و دوست باشید. (59/5/15)

با تشکر از علیرضا ارسال کننده این کلام امام راحل رحمت الله علیه
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1391ساعت 23:43  توسط اهل کن  | 

سالگرد ورود پیروزمندانه امام خمینی ره به وطن و آغاز دهه فجر انقلاب اسلامی ایزان مبارک باد

1238 عکس های ورود امام خمینی به ایران

بوي گل سوسن و ياسمن آيد                عطر بهاران کنون از وطن آيد

جان ز تن رفتگان سوي تن آمد               رهبر محبوب خلق از سفر آمد

ديو چو بيرون رود فرشته در آيد                 ديو چو بيرون رود فرشته در آيد

بگذرد اين روزگار،تلخ تر از تلخ                   بار دگر روزگار چون شکر آيد

بگذرد اين روزگار تلخ تر از تلخ                 بار دگر روزگار چون شکر آيد
...
هر چه مجاهد ز بندو حبس در آيد              مهر فساد و ستم دگر به سر آيد

چشم يزید زمان ز حلقه در آيد                  رهبر محبوب خلق از سفر آيد

ديو چو بيرون رود فرشته در آيد                  ديو چو بيرون رود فرشته در آيد

بگذرد اين روزگار،تلخ تر از تلخ                 بار دگر روزگار چون شکر آيد

بگذرد اين روزگار تلخ تر از تلخ                  بار دگر روزگار چون شکر آيد

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391ساعت 11:56  توسط اهل کن  | 

ناگفته هایی از زندگی شخصی امام خمینی

روز گذشته آيت‌الله سيدمحمد موسوي بجنوردي از چهره‌هاي اصلاح‌طلب در گفت‌وگويي با روزنامه آرمان با اشاره به اينكه بسياري از اين مسائل كه ابتداي انقلاب صورت گرفت(از جمله مصادره‌ها) به هيچ‌وجه منتسب به امام(ره) نبود، خاطرنشان كرد: اين كارهايي كه صورت گرفت خواسته امام(ره) و خط امام نبود بلكه خواسته گروهي بود كه خود را به عنوان انقلابي، جا زده بودند و اينگونه كارها را انجام مي‌دادند.
موسوي بجنوردي با اشاره به ادعاي يكي از چهره‌هاي انگليس نشين اصلاحات درباره اينكه امام(ره) اجازه درمان شريعتمداري را نداد،‌گفت: در حال حاضر 4تا 5 نامه نزد حاج حسن آقا وجود دارد كه بر اساس متن آنها، آقاي شريعتمداري از ارسال پزشك توسط امام(ره) تشكر كردند و اين نامه‌ها را امضا هم كرده‌اند. جاي تعجب دارد كه برخي افراد مومن و انقلابي، ناموس انقلاب را مورد خدشه قرار مي‌دهند.
وي با بيان اينكه امام(ره) صورت اموال خود را به قوه قضائيه اعلام كرده بود،‌گفت: صورت اموال امام(ره) نيز به اين شرح بود: هزار متر زمين در خمين كه ارث پدري ايشان بود، يك قالي 12 متري و سه دانگ خانه در قم (سه دانگ ديگر آن مهريه همسر حاج آقا مصطفي بود).
زماني هم كه امام(ره) فوت كرد، مجددا اين صورت اموال را آوردند. هزار متر زمين را به پسر برادرشان، قالي 12 متري و سه دانگ خانه را نيز به همسرشان بخشيدند درنتيجه فرزندان امام هيچ ارثي از ايشان نبردند. زماني كه حاج احمد آقا هم فوت كرد با وجود آنكه يگانه پسر امام(ره) بود و مي‌توانست هر كاري انجام بدهد اما يك ريال هم براي فرزندان خود ارث نگذاشت. خود حاج حسن آقا نيز اين روزها يك زندگي ساده طلبگي دارد.
موسوي بجنوردي در بخش ديگر گفت: امام يك جفت دمپايي داشتند كه در نجف به پا مي‌كردند و همين دمپايي را در پاريس و تهران نيز همراه خود داشتند. اين دمپايي طي اين سال‌ها عوض نشد. همسر امام(ره) نيز اعلام كردند كه حتي يك بار هم امام(ره) به ايشان دستور نداده بود كه آب يا چاي بياورند. امام خود سماوري داشتند كه با آن چاي درست مي‌كردند و يك چمدان هم داشتند كه لباس‌هاي خود را در آن مي‌گذاشتند. اين همه مايملك امام(ره) بود.
از سوي ديگر امام(ره) به غير از آنكه رهبريت كشور را بر عهده داشتند، مرجع تقليد نيز بودند و وجوهات زيادي براي ايشان مي‌آمد. امام تا ريال آخر اين وجوهات را وصيت كردند كه به حوزه علميه قم ببرند. آيا كسي مي‌داند كه تا سه سال، شهريه امام(ره) براي طلبه‌ها داده مي‌شد؟ كه اين پول از همان سهم امام (ره) پرداخت مي‌شد و هيچ ارثي براي فرزندان امام(ره) نماند؟ تنها احمد آقا از شوراي مديريت اجازه گرفتند تا از اين وجه براي ناهار و شام افرادي كه به جماران مي‌آمدند، هزينه كنند.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1391ساعت 8:36  توسط اهل کن  | 

محرم و عزاداری ابا عبد الله الحسین از منظر بزرگان (1)

 

امام خمینی(ره) :

 الان هزار وچهارصد سال است که با این منبرها، روضه ها و مصیبت ها، ما را حفظ کرده اند.


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391ساعت 11:53  توسط اهل کن  | 

رد یک شایعه درباره امام و آیةالله شریعمتداری

جماران نوشت:

آیت الله سید محمد موسوی بجنوردی با اشاره به مسائل مطرح در برخی رسانه ها پیرامون آیت الله شریعتمداری گفت: حضرت آیت الله شریعتمداری مرجع تقلید بودند و جایگاه و شأن ایشان مشخص و مورد احترام بود اما بحثی که منجر به حوادثی پیرامون ایشان شد شکل گیری کودتایی توسط برخی افراد از جمله آقای قطب زاده بود که عوامل آن اعتراف کردند جریان را به آیت الله شریعتمداری گفتیم و ایشان هیچگونه ممانعتی نکردند. در حالی که خود ایشان در انقلاب دست داشت و انتظار می رفت ایشان کودتاگران را از کارشان نهی کند و ممانعت کند.

اطلاع ایشان از طرح کودتا و سکوتشان در قبال آن و عدم اقدام برای ممانعت از کودتا به معنای تایید آن بود همین باعث شد که دادستانی انقلاب تصمیم بگیرد که جلوی رفت و آمدهای ایشان را بگیرد. اما حضرت امام به آقای موسوی اردبیلی تاکید کردند که مراقب باشید به ایشان تعرض نشود و جلوی حمله به منزل ایشان گرفته شود.

عضو شورای عالی قضایی در دوران حضرت امام ادامه داد: چون مطرح شده بود که عده ای می خواهند به داخل منزل ایشان بروند و از اینگونه مسائل لذا امام خیلی نگران بود که مبادا به ایشان حمله ای شود و به قوه قضاییه تاکید می کردند که با ایشان برخورد نشود و اگر چنین چیزی را امام می فهمیدند مسلماً برخورد می کردند. امام مراقب بودند که به آقای شریعتمداری آسیبی نرسد.


آیت الله موسوی بجنوردی در ادامه ضمن اشاره به برخی گمانه زنی ها و انتساب برخی اخبار به حضرت امام اظهار داشت: اینکه گفته شود امام مانع از برداشتن محدودیتهای آقای شریعمتداری جهت درمان بیماری شان شده اند، قطعاً دروغ است و روحیه امام هیچ وقت اینگونه نبود که حتی با یک دشمن چنین برخوردی کنند؛ چه برسد به برخورد با یک مرجع تقلید؛ اگر چنین چیزی وجود داشت ما در شورای عالی قضایی می شنیدیم. اما اقدام آقای شریعتمداری در همراهی با کودتا قابل توجیه و گذشت نبود و به واسطه جایگاه و شأن ایشان مسئولیت شان نیز سنگین تر بود و ظن آن می رفت که در صورت عدم ممانعت از ارتباط های ایشان موارد مشابهی تکرار شود.
وی در ادامه خاطرنشان ساخت: امام ناموس انقلاب اسلامی است و خدشه به امام، خدشه به انقلاب اسلامی است. من متاسفم که برخی افراد با گذشت سه دهه این مطالب غیر واقعی را در مورد امام که ناموس انقلاب اسلامی است، بیان می کنند و لذا شایسته نیست که اینگونه ادعاها را نسبت به امام کنیم و قطعاً یک معصیت بزرگ است؛ در حالی که اصلاً فرهنگ امام اینگونه نبود و من برادرانه به کسانی که اینگونه سخن می گویند می گویم که از بیان این دست مطالب خودداری کنند.

این محقق و مدرس دانشگاه با اشاره به فرامین حقوقی حضرت امام افزود: امام همواره درباره رعایت حقوق شرعی و انسانی مخالفان سفارش می کردند. رویه و منش حضرت امام را در برخورد با مخالفان را می توان از پیام هشت ماده ای که توسط ایشان صادر شد و سفارش های مکررشان در رعایت حقوق زندانیان و دشمنان درجه یک شان مشاهده کرد. ما هرگاه به عنوان شورای عالی قضایی خدمت ایشان می رسیدیم در زمینه شیوه رفتار با زندانیان سفارش می کردند. در زمینه رعایت حدود شرعی و انسانی مکرر سفارش می کردند و اساساً شخصیت ایشان مبری از اینگونه مسائل است. نبایستی مسائل را با هم خلط کرد و مسائل نامربوط را به هم ربط داد.

آیت الله موسوی بجنوردی در پایان خاطرنشان ساخت: از افراد انتظار می رود که به خاطر خوشایند برخی جریان های سیاسی، اینگونه مسائل را مطرح نکنند چرا که جایگاه حضرت امام در میان مردم ایران جایگاه رفیع و محفوظی است و نباید نسبت های کذب و مسائلی که افراد مطمئن نیستند و اساساً خلاف روش و منش امام است درباره ایشان بیان شود.
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1391ساعت 23:30  توسط اهل کن  | 

مراسم احیای شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان در حرم مطهرحضرت امام(س) منعقد می باشد.

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران - تهران

مراسم پرفیض دعا و نیایش و احیاء شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان و شهادت مولای متقیان علی(ع) با حضور حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی یادگار گرامی امام راحل و جمع کثیری از مومنان و روزه داران در حرم مطهر بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران برگزار شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، مراسم شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان با حضور حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی، مداحان اهل بیت و جمع کثیری از روزه داران و عزاداران در حرم مطهر امام خمینی برگزار شد. این مراسم با قرائت قرآن آغاز و پس از مرثیه سرایی و مداحی و دعای پرفیض جوشن کبیر پایان یافت. در پایان این مراسم پرفیض مردم خداجوی و مومن قرآن ها را بر سر نهاده و از خداوند متعال طلب آمرزش و مغفرت کردند. یکی از مداحان اهل بیت(ع) نیز به مناسبت شب شهادت امیرالمومنین علی(ع) به ذکر مصیبت پرداخت. حجت الاسلام و المسلمین شریعت زاده از شاگردان حضرت امام(س) در این مراسم قرآن بر سر گرفتند و برای آمرزش گناهان طلب مغفرت کردند.

حضرت آیت الله سید محمد موسوی بجنوردی، حجج اسلام سید علی خمینی، مرتضی اشراقی، علی یونسی، مجید انصاری، سراج الدین موسوی، کیان ارثی و آقایان دکتر حمید انصاری، محمدعلی سبحانی و جواد امام و جمعی دیگر از چهره های مذهبی و سیاسی نیز در این مراسم حضور داشتند.

 مراسم شب های قدر امسال نیز طبق سنوات پیشین در حرم بنیانگذار جمهوری اسلامی برگزار می گردد و  مراسم دعا و نیایش احیای شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان توسط مداح بینادل اهل بیت حاج مهدی منصوری از اصفهان برگزار خواهد شد.

تصاویرمراسم احیا شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان در حرم مطهر حضرت امام(س)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1391ساعت 1:23  توسط اهل کن  | 

ماجرای آشنایی امام خمینی با استاد عرفانش به واسطه «سوره قدر»

ایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران - تهران

استاد حوزه علمیه گفت: «إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» یعنی؛ ما آن را در شب قدر نازل کردیم. اما مراد از «آن» چیست؟ فهم این موضوع ماجرایی را رقم می‌زند که به آشنایی امام خمینی با استاد عرفانش آیت‌الله شاه‌آبادی منجر می‌شود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران به نقل از فارس، بامداد روز چهارشنبه از شبکه سوم سیما ویژه‌ برنامه‌ای از حرم مطهر امیرالمؤمنین(ع) در نجف اشرف پخش شد. در این ارتباط مستقیم، حجت‌الاسلام والمسلمین احمد عابدی از اساتید درس خارج حوزه علمیه به بیان فضایل حضرت امیر(ع) و نکاتی درباره شب قدر و اهمیت آن پرداخت.

وی در بخشی از این برنامه به تفسیر سوره قدر پرداخت و درباره «إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ؛ همانا ما آن را در شب قدر نازل کردیم» گفت: معمولا این آیه را چنین ترجمه و معنا می‌کنیم: ما «قرآن» را در شب قدر نازل کردیم! در حالی که این آیه می‌گوید ما «آن» را در شب قدر نازل کردیم.

استاد درس خارج فقه و اصول ادامه داد: این ضمیر «ه» در «انزلناه» واسه آشنایی امام خمینی(س) با استاد عرفانش آیت‌الله العظمی شاه آبادی(ره) شد. ظاهراً حضرت امام در جوانی روزی در یکی از خیابان‌های قم به روحانی پیرمردی برخورد می‌کند که برخی در طول راه از او سؤال‌ می‌پرسیدند و پاسخ می‌گرفتند. امام هم با خود فکر می‌کند سؤالی را که مدت‌ها در ذهن دارد را با ایشان در میان بگذارد، بنابراین مرجع ضمیر «هُ» در «إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» را جویا می‌شود.

عابدی افزود: آقای شاه‌آبادی چنین می‌فرمایند که این «هُ» به «هویت غیبیه» باز می‌گردد! امام از ایشان می‌پرسد هویت غیبیه چیست؟ آیت‌الله شاه‌آبادی پاسخ می‌دهد که اگر معنای آن را می‌خواهی بدانی باید 6 ماه به کلاس من بیایی. اینچنین می‌شود که رابطه مرید و مرادی میان امام و استادش شکل می‌گیرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1391ساعت 1:1  توسط اهل کن  | 

امام خمینی ره : آنکه اهمیت دارد حیثیت اسلام است،

موضوع: خطر مخدوش شدن چهره اسلام - لزوم مراقبت مردم از مسئولان نظام جمهوری اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم
 
لزوم حفظ حیثیت اسلام

اینکه پیش من اهمیت دارد این اموال نیست؛ این داراییهای جنایتکاران نیست. اینکه من خیلی به آن اهمیت می‌دهم این است که امروز که جمهوری اسلامی اعلام شده است و مردم ایران را از شرّ آنها، از شرّ رژیم فارغ می‌دانند و جمهوری را «اسلامی» می‌دانند، همه اقشار ملت خصوصاً آنهایی که در رأس کار هستند، خصوصاً روحانیینی که در رأس کار هستند، اینها جدیت کنند به اینکه نبادا خدای نخواسته چهره جمهوری اسلام به طور قبیح بین مردم وجود پیدا کند. این اهمیت در رأس همه امور این معناست. اموال چیزی نیست ببرند، بخورند، یا بگیرند؛ یا برای مستضعفین کار بکنند؛ البته می‌شود؛ آنکه اهمیت دارد حیثیت اسلام است، که باید کوشش کرد این حیثیت را حفظ کرد. تا حالا مردم می‌دیدند که خوب، یک دولت طاغوتی است و کارهایش کذا و کذاست؛ وقتی که دولت طاغوتی رفت، مردم توقع دولت اسلامی دارند. مردم توقع دارند که حالا که نمی توانید همه کارها را یکدفعه اصلاح کنید، لکن اینهایی که در رأس کار هستند جوری نباشد که اسلام را هم مثل یک دولت طاغوتی ما عرضه بکنیم. اگر ما مسامحه کنیم در امور، یا تخطی کنیم از آن مشیی که اسلام و حکومتهای اسلامی دارد، این اسباب این می‌شود که اسلام را ما در نظر عالم، در نظر غیر، در نظر جوانهای بی‌اطلاع از اسلام، قشرهایی که اسلام را درست اطلاع بر آن ندارند، در نظر اینها یک صورت طاغوتی به آن داده بشود. این شکست است که تا آخر اسلام را به شکست می‌رساند. دیروز به بعضی از این آقایان که اینجا بودند گفتم که آن روزی که وجهه اسلام بخواهد درش خدشه وارد بشود، آن روز است که بزرگان اسلام جانشان را دادند برای آن. در زمان معاویه و در زمان پسر خلف معاویه مسئله اینطور بود که چهره اسلام را اینها داشتند قبیح می‌کردند. به عنوان خلیفة المسلمین، به عنوان خلیفه رسول الله آن جنایات را می‌کردند. مجالسشان، مجالس چه بود. اینجا بود که تکلیف اقتضا می‌کرد برای بزرگان اسلام که مبارزه کنند و معارضه کنند؛ و این چهره قبیحی که اینها دارند از اسلام نشان می‌دهند و اشخاص غافل ممکن است که خیال کنند که اسلام خلافتش همین است که معاویه دارد و یزید دارد، این است که خطر می‌اندازد اسلام را و این است که مجاهده برایش باید کرد، ولو انسان به کشتن برود.
 
رعایت مقررات و موازین شرعی

تا حالا همه قشرها - خداوند همه‌شان را سعادت و سلامت بدهد - مبارزه کردند و این قشری که ظالم بودند، ستمکار بودند، خائن بودند، این رژیم فاسد را شکستند و از بین بردند. حالا که مملکت دست خود مردم افتاده است، و ادعا این است که یک حکومت اسلامی است، که یک جمهوری اسلامی است، حالاست که خطر زیاد است. حالاست که برای قشر روحانیت از همه بیشتر؛ برای اینکه اینها نمونه‌ای از اسلام هستند؛ نمونه‌ای از انبیا هستند. برای سایر قشرها هم همین معنا. اینکه به اسلام عقیده دارد، به خدا عقیده دارد، برایش الآن یک تکلیف هست که در این وقتی که آن رژیم طاغوتی رفته است، و حالا - ما ادعا می‌کنیم - یک رژیم اسلامی و انسانی هست، یکوقتی طوری نشود که کمیته‌ها در سرتاسر کشور، عرض بکنم پاسدارها در سرتاسر کشور، سایر قشرها در سرتاسر کشور، خودشان را آزاد بدانند که هر کاری می‌خواهند بکنند؛ آزاد بدانند که هر جور می‌خواهند رفتار بکنند. این است که اگر چنانچه کمیته‌ها روی موازین اسلامی عمل نکنند، اگر روحانیون، که در رأس جامعه هستند روی موازین [و] مقررات به طور دقت عمل نکنند، اگر دولت به طور دقت عمل نکند، اگر ارتش به طور دقت عمل نکند و اعمالشان را تطبیق ندهند با اسلام، یک صورت قبیحی از اسلام در خارج منعکس می‌شود؛ که حالا هم که دولت اسلامی مثلاً شد، حالا هم که جمهوری اسلامی شد، مثلاً پاسدارهای اسلام می‌ریزند خانه‌های مردم را غارت می‌کنند؛ چه می‌کنند. یک قضیه که بشود، کافی است که بگویند همه می‌کنند! دو تا قضیه وقتی که واقع بشود که بیخود بریزند به خانه‌های مردم و از آنجا مثلاً غارتگری بکنند، این کافی است برای اینکه بگویند کمیته‌ای‌ها که بگویند پاسدارهای اسلامی وضعشان غارتگری است. یک کمیته در یک محلی اگر واقع بشود، دو تا کمیته در یک محلی اگر واقع بشود، و برخلاف مقررات شرع در آن عمل بشود، کافی است که بگویند کمیته‌های اسلامی هم اینطور هستند که اینطور کارها را انجام می‌دهند. اگر دو تا حبسی برخلاف مقررات اسلام با آنان عمل بشود کافی است که بگویند حبس اسلام هم مثل حبس ساواک می‌ماند!
 
حضار: روحانیون - پرسنل سپاه پاسداران - اهالی کرج  / صحیفه امام خمینی » جلد ۸ » صفحات ۱ تا 7
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1391ساعت 0:28  توسط اهل کن  | 

تصویر : آیت الله مهدوی کنی در مراسم سالگرد امام خمینی ره 14 خرداد 91

آیت الله مهدوی کنی و حجج اسلام سیدعلی و سیدیاسر خمینی

با تشکر از خبرنگار افتخاری ارسال کننده تصاویر


*** لطفا به ادامه مطلب بروید ***
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم خرداد 1391ساعت 2:20  توسط اهل کن  | 

آنان بحق، منّت بر ما دارند

متن زیر مقدمه کتب سر الصلاه به قلم حضرت امام خمینی است؛ ایشان در مقدمه این کتاب، نکاتی دقیق و ژرف را به فرزندشان، مرحوم احمد آقا تذکر می‌دهند.

بار الها، تو خود از این پیر ناتوان و احمد جوان دستگیرى کن و عاقبت ما را ختم به خیر فرما، و با رحمت واسعه خود، ما را به بارگاه جلال و جمال خود راهی ده.

پسرم، ما که عاجز از شکر او و نعمت‌هاى بى‏منتهاى اوییم، پس چه بهتر که از خدمت به بندگان او غفلت نکنیم که خدمت به آنان، خدمت به حق است؛ چه که همه از اویند. هیچ گاه در خدمت به خلق اللَّه خود را طلبکار مدان که آنان به حق منّت بر ما دارند، که وسیله خدمت به او ـ جلّ و علا ـ هستند و در خدمت به آنان دنبال کسب شهرت و محبوبیت مباش که این خود حیله شیطان است که ما را در کام خود فرو برد و در خدمت به بندگان خدا آنچه براى آنان پرنفع‏‌تر است، انتخاب کن، نه آنچه براى خود یا دوستان خود؛ که این علامت صدق به پیشگاه مقدس او ـ جلّ و علا ـ است.

پسر عزیزم، خداوند حاضر است و عالم محضر او است و صفحه نفس ما‌ها، یکى از نامه‏‌هاى اعمالمان. سعى کن هر شغل و عمل که تو را به او نزدیک‌تر کند، انتخاب کن که آن رضاى او ـ جلّ و علا ـ است. در دل به من اشکال مکن که اگر صادقى، چرا خود چنین نیستى؛ که من خود می‌‏دانم که به هیچ یک از صفات اهل دل موصوف نیستم و خوف آن دارم که این قلم شکسته در خدمت ابلیس و نفس خبیث باشد و فردا از من مؤاخذه شود؛ لکن اصل مطالب حق است، اگر چه به قلم مثل منى که از خصلت‌هاى شیطانى دور نیستم و به خداى تعالى در این نفس‌هاى آخر پناه می‌‏برم و از اولیاى او ـ جلّ و علا ـ امید دستگیرى و شفاعت دارم.


*** لطفا به ادامه مطلب بروید ***
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1391ساعت 16:9  توسط اهل کن  | 

مطالب قدیمی‌تر