کن مون نیوز

* در آخرین جمعه از ماه مبارک رمضان راهپیمایی روز قدس بعد از نماز جمعه در کن از محل برگزاری نماز جمعه غرب تهران از حسینیه نوردر جوار مرقد گلزار شهداء محله دارقاضی به سمت گلزار شهداء امامزاده جعفر (محله سرآسیاب) برگزار می گردد . *

فردا آخرین جمعه ماه مبارک رمضان راهپیمایی روز جهانی قدس در کن بر گزار می شود .

امت شهید پرور و انقلابی کن وحومه (غرب تهران) همراه ملت استوار و مقاوم ایران اسلامی و تمام ملتهای مسلمان و آزادی خواه و ظلم ستیز جهان فردا مصادف با آخرین جمعه ماه مبارک رمضان و روز جهانی قدس یکپارچه و متحد مظلومیت مردم بی پناه فلسطین را فریاد خواهد زد و جنایات رژیم غاصب و جنایتکار صهیونیستی وحامیان مستکبر و ضد بشری آن را محکوم خواهد نمود .

وعده ما فردا نماز جمعه کن وحومه و بعد از آن راهپیمایی روز جهانی قدس

مسیرحرکت از حسینیه نور محل بر گزاری نماز جمعه به سوی گلزارشهداء امامزاده جعفرع

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 18:37  توسط اهل کن  | 

دعاى روز بیست و هفتم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ فَضْلَ لَیْلَةِ القَدْرِ وصَیّرْ أموری فیهِ من العُسْرِ الى الیُسْرِ

واقْبَلْ مَعاذیری وحُطّ عنّی الذّنب والوِزْرِ یا رؤوفاً بِعبادِهِ الصّالِحین.

خدایا روزى كن مرا در آن فضیلت شب قدر را وبگردان در آن كارهاى مرا از سختى به آسانى

وبپذیر عذرهایم وبریز از من گناه وبارگران را اى مهربان به بندگان شایسته خویش.

+ نوشته شده در  جمعه سوم مرداد 1393ساعت 5:20  توسط اهل کن  | 

قرائت چند آیه از قرآن امروز آیه هفتاد و پنجم و ششم سوره الاسراء : (1139)

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم؛

 
 
  إِذًا لَأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ
 
 
عَلَيْنَا نَصِيرًا ﴿٧٥﴾   وَإِنْ كَادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْأَرْضِ
 
 
لِيُخْرِجُوكَ مِنْهَا ۖ وَإِذًا لَا يَلْبَثُونَ خِلَافَكَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٧٦﴾
 
 
بنام خداوند بخشاینده و مهربان
 
 در آن صورت دو برابر در دنيا و دو برابر در آخرت عذاب به تو مى‏چشانديم ، آن گاه براى خود در برابر ما ياورى نمى‏يافتى .«75» و نزديك بود [مشركان] تو را از اين سرزمين حركت دهند تا از آن بيرونت كنند ، و در آن صورت پس از تو جز مدتى اندك درنگ نمى‏كردند [و دچار عذاب خدا مى‏شدند . ] «76»
+ نوشته شده در  جمعه سوم مرداد 1393ساعت 4:42  توسط اهل کن  | 

گزارش تصویری از متن وحاشیه های نماز جمعه کن وحومه مورخ 27/4/93

برای دیدن تصاویر بیشتر به ادامه مطلب بروید.

به این تصاویر افزوده خواهد شد .


*** لطفا به ادامه مطلب بروید ***
+ نوشته شده در  جمعه سوم مرداد 1393ساعت 0:36  توسط اهل کن  | 

برای بندگان یکسان خداوند

روز قدس روزی است که ما را یک قدم به انسان و اسلام نزدیکتر می سازد و ما را در دفاع از حقانیت یکی از مظلومترین ملل معاصر قرار می دهد. بیایید اینجا که جبهه ظالم و مظلوم آشکار است، این یادگاز امام عظیم الشان را صرف نظر از همه تفاوتهایمان گرامی بداریم و دفاع از مظلومان فلسطین را مصروف تسویه حساب های جناحی و داخلی نکنیم.

 

بیش از شصت سال است که اسرائیل و فلسطین به دو نماد تبدیل شده اند. نماد تقابل قدرت مداران و ستم دیدگان. آنچه امروز در غزه می گذرد صحنه نمایشی است از تمامی آنچه در گوشه و کنار زمین رخ می دهد. گویی خداوند برای مردم زجر دیده غزه رسالتی قائل شده است تا با زجر و درد خود نماد تمامی ظلمی باشند که نمی شنویم و نمی بینیم. آری٬ غزه نماد است. نماد یورش ظلم. غزه پرچم است. پرچم تمامی مظلومین جهان. به همین دلیل است که تنها هنگامی که در جایگاه ستم دیده گان باشید می توانید آنان را درک کنید. آنگاه که به تو می گویند «تو که می دانی زورت نمیرسد پس بیخیال». آنگاه که له میشوی و صدای شکسته شدن استخوان هایت را می شنوند اما بر فریادت نیز ایراد می گیرند.

اسرائیل نیز نماد است. نماد قدرت نامشروع و بی اخلاق در جهان مدرن. نماد قدرت رسانه هایی که می توانند مردم بی دفاع را «تروریست» و ارتش جنایتکار را «بی دفاع» معرفی نمایند. قدرت رسانه هایی که حتی تصویر زخمی ها و کشته شدگان غزه را سرقت می کنند و به نام رنج مردمانی از  اسرائیل جا می زنند. اگر رسانه ها می توانند ظلم آشکاری مانند فلسطین و غزه را اینگونه وارونه نمایش دهند و مخاطبانشان را قانع کنندُ پس  در دیگر رخدادها چه می کنند.

 غزه امروز نماد است. نماد آنانی که در مسیر درست تاریخ حرکت می کنند و آنانی که در جبهه غلط ایستاده اند. هنگامی که آمریکا حتی به موضوع تحقیق و تفحص در رخدادهای غزه نیز رای منفی می دهد٬ می توان متوجه شد که بازیگران جهانی عرصه سیاست در جهان امروز در کجای نقشه ظلم و ستم قرار گرفته اند و هنگامی که غرب پایش را از مرزهایش آنسوتر می گذارد چه میزان از ارزش هایی که درون مرزهایش محترم می شمارد فاصله می گیرد.

 آری بیش از شصت سال است که اسرائیل به سیاهچاله تمدنی برای غرب تبدیل شده است. در جایی که خدا هم مقدس پنداشته نمی شود حمایت از اسرائیل اوجب واجبات و اول مقدسات است. سیاستمدارانی که برای کوچکترین لرزشی بر آرمانهای حقوق بشری در حکومت های منتقد و مخالفشان فریاد واانسانا سر می دهند، در جایی که حتی سکوت شرم آور است، اقدام به ابراز حمایت از واضح ترین جنایات ضد بشری حکومت اشغالگری به نام اسرائیل در غزه می کنند. غرب ره آوردهای بسیاری برای بشر امروز داشته است و از آزادی تعریفی جامعتر از بسیاری از حکومت های جاری جهان ارائه داده است اما مخالفت پیش داورانه با اسلام و حمایت کور از اسرائیل به سیاه چاله تمدنی برای غرب تبدیل شده است که همه آن ارزش ها را یک جا می بلعد. و نتیجه آن می شود تا حتی بسیاری از  آنانی که در صف مدافعان حقوق بشر شناخته می شوند چشم بر همه واقعیت های دردآور غزه ببندند و کشتار زنان و کودکان بی دفاع غزه را با پیشرفته ترین سلاح های آمریکایی، به عنوان «حق دفاع اسرائیل» تحریف کنند. لذا غربی که مدعی ترویج اندیشه سکولاریسم در جهان معاصر است مدافع ایدئولوژیک ترین،  نژادپرستانه ترین و خشن ترین حکومت معاصر می شود و بسیاری از رسانه هایش تمامی تخصص حرفه ای خود را صرف توجیه جنایت های اسرائیل و تناقضات آشکار گفتمان غرب در این باره می کنند. غرب باید بپذیرد که در مواجهه با «دیگری» کمتر انسانی رفتار کرده است و عموما انسانیت، آزادی و حق تعیین سرنوشت را در درون مرزهای خود قبول کرده است. این مرزها زمانی زنان و سیاهان را نیز قبول نمی کرد، ولی هیچگاه دیگران را، جهان سوم را، جنوب  را واجد حقوق مساوی ندانسته است. فلسطین نماد این دوگانگی است، در زمانی که مسافران اروپایی هواپیمای سرنگون شده تیتر یک رسانه های جهان است و غزه با همه کشتارهای فجیعش در ردیف های بعد قرار می گیرد..

اگر انسان به ما هو انسان به رسمیت شناخته می شد آنگاه کودک٬ کودک بود. فلسطینی و غیر فلسطینی اش تفاوت نداشت. و تفاوتی نداشت که انسان بی دفاع در کجای این کره خاکی باشد. وقتی انسانها به خودی و غیر خودی تبدیل شوند نژاد پرستی آغاز می شود و آنگاه دیگر زن و کودک فلسطینی انسان شمرده نمی شوند و کسی برای آنان حق دفاع از خود را به رسمیت نمی شناسد.

اگر انسانیت انسان به رسمیت شناخته میشد دیگر آن  خاخام به اصطلاح اعظم اما احمق  و درباری  یهودی چنان فتوای نژاد پرستانه ای نمی داد و اندکی شناخت از سیره ابراهیمی علیه السلام کافی بود تا فتوا به نابودی کوچک و بزرگ و زن و مرد و کودک فلسطینی برای حفظ منافع صهیونیسم ندهد .  اساسا وقتی انسانیت و اخلاق و عدالت و بندگی خداوند مبنای ایدوئولوژی نباشد  سهل است که از دل یهود صهیونیسم، از دل مسیحیت فاشیزم  و از دل اسلام داعش و القاعده خارج شود و راه به بیراهه رود.

اینجاست  که وقتی به قول خالد مشعل تعداد زن و کودکی که از گرسنگی و بیماری در شدت محاصره غزه و در طی زمان تلف می شوند کمتر از کشتارهای این روزهای فاجعه بار نیست، مقاومت بهترین و تنها راه افشای ماهیت دروغین اشغالگران متجاوز است. توجیه اسرائیل که رزمندگان زنان و کودکان را سپر بلای خود  گرفته اند نیز آنهمه پوشالی است که نیاز به توضیح ندارد. برای اسرائیل یک فلسطینی خوب فلسطینی مرده است. در جایی که روح مقاومت در غزه دمیده شده باشد، زنان و کودکان به این دلیل که حامی مقاومت و مخالف اشغال هستند، کشته می شوند.

بر این اساس مقاومت با همه خسارت های جانی ومالی اش، یک خاصیت بزرگ معنوی دارد و آن این است که اسرائیل هر چه بیشتر از زور و سلاح استفاده کند خود و حامیانش را رسواتر می کند و پیروزی اخلاقی مقاومت را عمیق تر و عظیم تر می سازد. اگر روزگاری فراعنه مردان و پسران را می کشتند و زنان را زنده می داشتند اینک کسانی پیدا شده اند که زنان را نیز می کشند تا به زور سلاح برای خود صلح و ثبات ارزانی بیاورند غافل از آنکه صلحی که از دل ظلم پدیدار شود هرگز پایدار نخواهد ماند.

روز قدس روزی است که ما را یک قدم به انسان و اسلام نزدیکتر می سازد و ما را در دفاع از حقانیت یکی از مظلومترین ملل معاصر قرار می دهد. بیایید اینجا که جبهه ظالم و مظلوم آشکار است، این یادگاز امام عظیم الشان را صرف نظر از همه تفاوتهایمان گرامی بداریم و دفاع از مظلومان فلسطین را مصروف تسویه حساب های جناحی و داخلی نکنیم.

ابوالفضل فاتح / پنج شنبه دوم مرداد 1393

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 23:54  توسط اهل کن  | 

فراخوان خاتمی به مناسبت روز قدس

  

پایگاه خبری جماران : سید محمد خاتمی در جمع دوستان و عده‌ای از مسؤولان پیشین و کنونی و خانواده‌های آنان که در میهمانی افطار شرکت کرده بودند ضمن خوش آمدگویی به حضار و آرزوی قبولی طاعات گفت :

به نام خدا

اسرائیل که بنیادش بر غصب و اشغال و سرکوب است در این روزها و در هنگامی که مسلمانان روزه دار غزه همچنان در محاصره به سر می برند جنایتی بی همانند آفرید و تروریسم دولتی را در کریه‌ترین وجه خود نمایش گذاشت و در مقابل مقاومت مظلومانه مردم رنج کشیده فلسطین خود حماسه‌ای با شکوه بوده و هست.

درود خداوند بر شهیدان و جانبازان و زنان و مردان مقاوم فلسطین در غزه و ننگ و نفرین بر جنایت آفرینان و حامیان آنان.

ملت شریف ایران با اقتداء به رهبری والاقدر خود حضرت امام خمینی‌(س) که همواره خطر بزرگ اسرائیل را به مسلمانان تذکر می‌داد و همبستگی و مقاومت در برابر آن را توصیه می‌کرد همیشه خود را در کنار مظلومان به خصوص فلسطینیان قهرمان دیده است و به یاری خداوند روز قدس را که میراث ارجمند امام است در شکوهمندانه ترین وضع خود بزرگ خواهد داشت. با این امید که همه مسلمانان و همه آزادگان با محکوم کردن جنایات اخیر و حمایت پاره‌ای از دولت‌ها و سکوت دولت‌های دیگر رسالت دینی، انقلابی و انسانی خود را به انجام رسانند.

شرکت در مراسم راهپیمایی روز قدس نشانه تعهد، انسان دوستی و مسؤولیت اسلامی و انسانی همه کسانی است که حق را پاس می‌دارند و باطل و بیداد را محکوم می کنند

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 23:52  توسط اهل کن  | 

رهبر معظم انقلاب : باید کرانه باختری مثل غزه مسلح شود

حدود هزار دانشجو از دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی عصر چهارشنبه با آیت‌الله خامنه‌ای دیداری ۲ و نیم‌ساعته داشتند تا رودررو، دغدغه‌ها، مطالبات و دیدگاه‌های جامعه دانشجویی را با رهبر انقلاب اسلامی مطرح کنند و در سخنان و پاسخ‌های ایشان، به تأمل در اولویت‌ها و مسائل مختلف منطقه و کشور بپردازند .متن سخنان ایشان به شرح زیر می باشد .

بسم‌‌الله‌‌الرّحمن‌‌الرّحیم‌‌

و الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام على سیدنا محمد و آله الطاهرین

 

 خداى متعال را شکرگزاریم از اینکه در این برهه‌‌ى از زمان، کشور ما شاهد یک مجموعه‌‌ى جوانِ مؤمن و پرشور و پرانگیزه و صاحب منطق و فکر در زمینه‌‌ى مسائل اساسى کشور است. امروز جلسه‌‌ى ما بسیار جلسه‌‌ى خوبى بود؛ دو بخش دارد این مسئله: یک بخش مربوط به جزئیات بیانات دوستانى است که اینجا بیان کردند؛ خب، مطالب خوب و مفید گفته شد؛ ممکن است بنده‌‌ى حقیر با بعضى از این بیانات موافق باشم، با بعضى موافق نباشم؛ بحثِ محتواها یک بخش از مسئله است. آن بخشى که به نظر من مهم و در خور ستایش و تقدیر است، عبارت است از «روحیه‌‌ى پرنشاط و مطالبه‌‌گر در مجموعه‌‌ى دانشجویى» که در بیانات این جمع معدود و محدود خودش را نشان داد؛ این مهم است. ممکن است [از] آنچه در این مطالبات وجود دارد، بعضى منطقى نباشد، بعضى قابل تحقق نباشد، بعضى مورد قبول نباشد؛ اما نَفْس این روحیه‌‌ى مطالبه‌‌گرى و انگیزه براى خواستن و فکر کردن و پیشنهاد دادن و انتقاد کردن، مطلوب است. البته در همه‌‌ى امور باید اخلاق را، دیانت را، حدود شرعى را رعایت کرد؛ از بى‌‌انصافى باید پرهیز کرد؛ از «قول بغیر علم» باید اجتناب کرد؛ اینها به جاى خود محفوظ؛ آنچه مهم است، این است که جوان دانشجوى ما باید مطالبه‌‌گر، پرانگیزه، پرنشاط، حاضر در صحنه و ناظر به مسائل کشور باشد؛ و من این را امروز مشاهده میکنم که بحمدالله هست.

 خب، چند دقیقه را صرف کنیم براى پرداختن به بعضى از مطالبى که دوستان بیان کردند. مطلب اول همین که عرض کردیم؛ من از روحیه‌‌ى جوانان دانشجویمان - که عمدتاً نمایندگان تشکلها بودند - خرسند شدم و خدا را شکر میکنم که در اینها، انسان احساس نشاط، حرف، انگیزه و مطالبه‌‌گرى میکند؛ و امیدواریم که ان‌شاءالله این روحیه در شماها باقى بماند تا آن‌‌وقتى‌‌که خود شماها مسئول امور خواهید شد؛ چون بالاخره در آینده، مسئولین امور و مدیران کشور همین شماها هستید دیگر، ان‌شاءالله همین روحیه [و] نگاه منتقدانه و مطالبه‌‌گرانه و همراه با احساس تکلیف و وظیفه، در شما باقى بماند؛ که اگر این شد، کشور نجات پیدا خواهد کرد.

 دوستان چند مطلب را گفتند که به‌‌نظر من درخور توجه و مهم بود؛ این مسئله‌‌ى «نگاه به علم، بدون توجه به فایده‌‌ى علم براى کشور» که در بیانات چند نفر از دوستان تکرار شد، کاملاً حرف درستى است و مکرر این را ما هم گفته‌‌ایم. کار علمى و تلاش علمى، امروز در کشور و در دانشگاه‌‌ها و پژوهشگاه‌‌هاى ما تلاش زنده و موفق و مورد تحسینى است، منتها همه باید توجه داشته باشند که علم، مقدمه‌‌ى عمل است؛ علمِ نافع عبارت است از آن علمى که به کار کشور بیاید و مفید براى حل مشکلات کشور باشد. صِرف اینکه فرض کنید مقاله‌‌مان در پایگاه‌‌هاى آى‌‌اِس‌‌آى(۱) و امثال آن در دنیا منتشر میشود، یا حتى مرجع قرار میگیرد، این یک تمجید علمى هست، اما مطلوب نهایى نیست؛ کار علمى باید ناظر به نیازهاى کشور باشد؛ این را دوستان گفتند، من هم تأکید میکنم. مسئولین آموزش عالى و مدیران ارشد حضور دارند، ان‌شاءالله به این نکته توجه کنند.

 یک نکته‌‌ى دیگرى که در بیانات بود و نکته‌‌ى درستى است و میخواهم روى آن تأکید کنم، ارتباط بین شیوه‌‌هاى مدیریت اقتصادى و فرهنگ جامعه است. اینکه «در دهه‌‌ى ۷۰ ما مسئله‌‌ى تهاجم فرهنگى را مطرح کردیم درحالى‌‌که تهاجمْ تهاجم اقتصادى بود» این حرف درستى است؛ ما این را رد نمیکنیم؛ لکن نگاه به فرهنگ به‌‌عنوان یک مسئله‌‌ى اصیل و مسئله‌‌ى حیاتى، حتماً بایستى مورد توجه همه در همه‌‌ى سطوح باشد. همان‌‌وقت اعتراضهایى به شیوه‌‌هاى مدیریت اقتصادى هم میشد؛ اما آنچه اهمیت داشت و امروز هم حائز اهمیت است، نگاه به جهت‌‌گیرى‌‌هاى فرهنگى است. البته ما قبول داریم که شیوه‌‌ى مدیریت اقتصادى تأثیراتى بر روى فرهنگ میگذارد، همچنان‌‌که عکس قضیه هم صادق است.

 یک مسئله که به‌‌صورت حاشیه‌‌اى مطرح شد و به‌‌نظر من حاشیه‌‌اى نیست و مسئله‌‌ى مهمى است، مسئله‌‌ى ازدواج جوانها است؛ انتظار داشتیم که این‌‌جور عکس‌‌العمل نشان بدهید؛(۲) مسئله‌‌ى ازدواج جوانها مسئله‌‌ى مهمى است. من از این بیم دارم که نگاه بى‌‌تفاوت نسبت به مسئله‌‌ى ازدواج - که متأسفانه امروز کم و بیش این نگاه بى‌‌تفاوت وجود دارد - در آینده تبعات سختى را براى کشور به‌‌وجود بیاورد. خب، حالا شما مسئله‌‌ى سربازى را مطرح کردید؛ به‌‌نظر من، سربازى مسئله‌‌ى مشکلى نیست؛ میشود در آن زمینه هم فکر کرد، کار کرد؛ راه حل مشکل سربازى به‌‌عنوان یک مانع در امر ازدواج، این نیست که ما مدت زمان سربازى را کوتاه کنیم؛ میتوان شیوه‌‌هاى دیگرى را به‌‌کار گرفت؛ لکن این یک مسئله است. انگیزه براى ازدواج، باید تبدیل بشود به یک اقدام عملى؛ یعنى ازدواج باید تحقق پیدا بکند. اینکه خداى متعال میفرماید: اِن یَکونوا فُقَرآءَ یُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِه،(۳) این یک وعده‌‌ى الهى است؛ ما باید به این وعده، مثل بقیه‌‌ى وعده‌‌هاى الهى که به آن وعده‌‌ها اطمینان میکنیم، اطمینان کنیم. ازدواج و تشکیل خانواده، موجب نشده است و موجب نمیشود که وضع معیشتى افراد دچار تنگى و سختى بشود؛ یعنى از ناحیه‌‌ى ازدواج کسى دچار سختى معیشت نمیشود؛ بلکه ازدواج ممکن است گشایش هم ایجاد کند. محیط دانشجویى محیط خوبى و مناسبى است براى زمینه‌‌سازى ازدواج. به نظر من بر روى مسئله‌‌ى ازدواج جوانها، خود جوانها، اولیاى خانواده‌‌هایى که جوانها متعلق به آنها هستند، و مسئولان ذى‌‌ربط مرتبط با دانشگاه، فکر کنند و تصمیم بگیرند؛ نگذاریم سن ازدواج - که امروز متأسفانه بالا رفته؛ بخصوص در مورد دختران - ادامه پیدا بکند. بعضى از تصورات و سنتهاى غلط در مورد ازدواج وجود دارد که اینها دست‌‌وپاگیر است، مانع از رواج ازدواج جوانها است؛ این سنتها را باید عملاً نقض کرد. شما که جوانید، مطالبه‌‌گرید، پرنشاطید، پیشنهادکننده‌‌ى نقض خیلى از عادتها و سنتها هستید، به نظر من این سنتهاى غلطى را هم که در زمینه‌‌ى ازدواج وجود دارد، بایستى شماها نقض کنید؛ این هم یک مسئله است که من تأکیدِ آن را لازم میدانم. البته در گذشته معمول بود که براى ازدواج، افراد خیر و مؤمنى پیدا میشدند، واسطه‌‌گرى میکردند، دخترهاى مناسب را، پسرهاى مناسب را، معرفى میکردند، ازدواجها را راه مى‌‌انداختند؛ این کارها باید انجام بگیرد؛ باید واقعاً در جامعه یک حرکتى در این زمینه به‌‌وجود بیاید.

 یک نکته‌‌ى دیگرى که در بیانات بعضى از دوستان بود در سؤالاتى هم که دانشجویان از من به‌‌صورت تقدیرى کردند [بود] - سؤال شده است از دانشجویان که اگر شما در این جلسه بودید چه میگفتید؛ جوابهایى آمده؛ یک کتاب صد صفحه‌‌اى یا بیشتر براى ما آوردند که نظرات دانشجویان است؛ آنجا هم دیدم این سؤال مطرح است -(۴) که مواضع سیاسى افراد دانشجو یا تشکلهاى دانشجویى چگونه باید منطبق با نظرات رهبرى باشد؟ که این سؤال در اینجا هم به یک شکلى مطرح شد. به‌‌نظر من این سؤال خیلى سؤال موجهى نیست؛ این‌‌جور نیست که همه‌‌ى مواضعى که آحاد مردم - از جمله دانشجویان که جزو قشرهاى پیشرو هستند - اتخاذ میکنند، بایستى الگوگرفته و برگردان نظراتى باشد که رهبرى ابراز میکند؛ نه، شما به‌‌عنوان یک انسان مسلمان، مؤمن، صاحب فکر، باید نگاه کنید، تکلیفتان را احساس کنید، تحلیل داشته باشید - که من حالا عرض خواهم کرد - نسبت به اشخاص، نسبت به جریانها، نسبت به سیاستها، نسبت به دولتها، موضع داشته باشید، نظر داشته باشید. این‌‌جور نیست که شما باید منتظر بمانید، ببینید که رهبرى درباره‌‌ى فلان شخص، یا فلان حرکت، یا فلان عمل، یا فلان سیاست چه موضعى اتخاذ میکند که بر اساس آن، شما هم موضع‌‌گیرى کنید؛ نه، اینکه کارها را قفل خواهد کرد. رهبرى وظایفى دارد، آن وظایف را اگر خداى متعال به او کمک کند و توفیق بدهد، عمل خواهد کرد؛ شما هم وظایفى دارید؛ به صحنه نگاه کنید، تصمیم‌‌گیرى کنید؛ منتها معیار عبارت باشد از تقوا؛ معیار، تقوا باشد. تقوا یعنى اسیر هواى نَفْس نشدن در جانب‌‌دارى و طرف‌‌دارى یا در مخالفت و معارضه، در انتقاد یا در تمجید؛ این را رعایت کنید. اگر این رعایت شد، هم انتقاد خوب است، هم جانب‌‌دارى و تمجید خوب است: از شخص، از دولت، از فلان جریان سیاسى؛ از فلان حادثه‌‌ى سیاسى؛ هیچ اشکالى ندارد. البته اگر در یک زمینه‌‌اى نظرى هم از سوى این حقیر ابراز شد، آن کسانى که حسنِ‌‌ظن دارند و این نظر را قبول دارند، ممکن است این هم یکى از عواملى باشد که در تشخیص آنها دخالت خواهد داشت؛ لکن این به معناى این نیست که وظیفه‌‌ى افراد در مورد موضع‌‌گیرى‌‌ها و در مورد اظهارنظرها ساقط بشود؛ نه، هرکسى نگاه کند [و وظیفه‌‌اش را انجام بدهد]. عرض کردم معیار این است که با رعایت تقوا باشد؛ یعنى بدون گرایش به هواى نَفْس؛ اگر انتقاد میکنیم، اگر طرف‌‌دارى و جانب‌‌دارى میکنیم، اگر یک حرکت را، یک سیاست را تأیید میکنیم یا اگر رد میکنیم، واقعاً از روى احساس وظیفه و تکلیف و بدون دخالت دادن اغراض نفسانى [باشد]؛ این هم یک نکته‌‌ى دیگر.

 یکى از دوستان هم گفتند که خواب از چشم دانشجویان ربوده شده. این خیلى خوب است؛ واقعاً اگر چنانچه این‌‌جور باشد که نگرانى‌‌ها دانشجو را این‌‌جور حساس بکند؛ البته امیدواریم خوابتان را بموقع و کامل انجام بدهید! این تعبیرِ «خواب از چشم ربوده شدن» تعبیر خوبى است؛ اگر واقعاً این‌‌جور باشد، ما خیلى خرسند میشویم. این حالت نگرانى و دغدغه نسبت به حوادث، موجب میشود که با چشم باز مسائل را نگاه کنید.

 اما آنچه من یادداشت کردم که عرض بکنم، دو سه بخش دارد که، هر بخش را به‌‌نحو متناسب با وقت عرض میکنم. اولاً دانشجو را ما جزو مجموعه‌‌هاى نمایشگرِ وجدان بیدار ملت و کشور به‌‌حساب بیاوریم که واقع قضیه همین است. اگر دانشجویان در یک جامعه‌‌اى جهت‌‌گیرى‌‌اى داشته باشند و حرکتى بکنند و خواستى داشته باشند، این نشان‌‌دهنده‌‌ى گرایش عمومى جامعه است؛ در همه‌‌جاى دنیا هم همین‌‌جور است. دانشجو در واقع جزو مجموعه‌‌هایى است که وجدان بیدار ملت را و جهت‌‌گیرى‌‌هاى آن را نشان میدهد، لذا باید دانشجو خیلى آگاهانه با مسائل برخورد کند؛ وضعیت خود را، وضعیت محیط خود را، تهدیدها را، فرصتها را، دشمنها را، دشمنى‌‌ها را باید بشناسد. [البته ]انتظار این را نداریم که دانشجو از درس و بحث و کار گوناگون، بزند و فقط به کار سیاسى بپردازد؛ نه، این [منظور] نیست؛ انتظار داریم که با چشم باز، با نگاه روشن، با احساس تکلیف و با انگیزه به مسائل نگاه کند؛ این انتظار ما از دانشجو است.

  بعضى از مسائل امروز که با اینها مواجه هستیم، مسائل مربوط به محیط پیرامونى ما است، مسائل منطقه است. مسائل منطقه از مسائل کشور جدا نیست؛ که یک مسئله‌‌ى اساسى و مهم امروز، همین مسئله‌‌ى فلسطین و مسئله‌‌ى غزه است. خب، مسائل غزه و مصائبى که بر مردم غزه امروز دارد میگذرد - که این‌‌جور کارها سابقه هم دارد - از دو منظر باید مورد توجه قرار بگیرد: یک منظر این است که این نشان‌‌دهنده‌‌ى واقعیت رژیم صهیونیستى است؛ رژیم صهیونیستى این است؛ این به نظر من آن بخش نه‌‌چندان مهم مسئله است. رژیم صهیونیستى یک رژیمى است که از اولِ تولد نامشروع خود، بنا را گذاشته است بر خشونت آشکار، انکار هم نمیکنند؛ بنا را گذاشتند بر مشت آهنین، همه جا هم میگویند، افتخار هم میکنند، سیاستشان هم همین است. از سال ۱۹۴۸ که این رژیم جعلى به‌‌طور رسمى به‌‌وجود آمد تا امروز، ۶۶ سال است که سیاست رژیم صهیونیستى همین است. البته تا قبل از اینکه این رژیم رسماً هم شناخته بشود و استعمارگرها آن را بر دنیا و بر منطقه تحمیل کنند، صهیونیست‌‌ها در فلسطین جنایتهاى زیادى کردند؛ لکن این ۶۶ سال، به‌‌عنوان یک دولت و یک نظام سیاسى هر کار توانستند انجام دادند و هر خشونتى که به ذهن میگنجید که یک دولت میتواند نسبت به یک مردمى انجام بدهد، اینها انجام دادند؛ هیچ ابایى هم ندارند؛ این واقعیت رژیم صهیونیستى است؛ علاجى هم ندارد جز از بین رفتن این رژیم. از بین رفتن رژیم صهیونیستى هم به‌‌هیچ‌‌وجه به معناى قتل‌‌عام کردن مردم یهودى در آن منطقه نیست؛ یعنى این منطقى که امام بزرگوار مطرح کردند که «اسرائیل باید از بین برود»،(۵) یک منطق انسانى است؛ ما سازوکار عملى آن را هم به دنیا ارائه کردیم، که کسى هم نتوانست هیچ ایراد منطقى بگیرد. ما گفتیم از این مردمى که در این منطقه زندگى میکنند و اهل اینجا هستند و متعلق به خود اینجا هستند، یک نظرسنجى و نظرخواهى بشود؛ یعنى یک رفراندمى انجام بگیرد، رژیم حاکم بر این منطقه را رفراندم معین کند، مردم معین کنند؛ معناى از بین رفتن رژیم صهیونیستى یعنى این؛ سازوکار آن این است؛ یک کارى است که منطق امروز دنیا آن را درک میکند و میفهمد و مى‌‌پسندد و کارى است عملى. ما حتى شکل آن را هم در ارتباط با سازمان ملل و بعضى از مراجع بین‌‌المللى تعیین کردیم و ابراز کردیم، محل بحث هم واقع شد؛ یعنى این رژیم وحشى و گرگ‌‌صفت که سیاستش این است که با مشت آهنین، با بى‌‌رحمى و سنگ‌‌دلى با مردم رفتار بکند و آدم‌‌کشى و کودک‌‌کشى و حمله‌‌ى به مناطق و ویرانگرى اصلاً برایش مهم نیست و انکار هم نمیکند، علاجش جز از بین رفتن و نابود شدن نیست؛ که اگر ان‌شاءالله آن روز فرارسید و نابود شد، که چه بهتر؛ [اما] تا وقتى که این رژیم جعلى سرِپا است و نابود نشده است، علاج چیست؟ علاج، مقاومت قاطع و مسلحانه‌‌ى در مقابل این رژیم است؛ در مقابله‌‌ى با رژیم صهیونیستى، باید از سوى فلسطینى‌‌ها دست قدرت نشان داده بشود. کسى گمان نکند که اگر چنانچه موشکهاى غزه نبود، رژیم صهیونیستى کوتاه مى‌‌آمد؛ نخیر. حالا شما نگاه کنید ببینید در کرانه‌‌ى باخترى چه میکنند! در کرانه‌‌ى باخترى که موشکى وجود ندارد، سلاحى وجود ندارد، تفنگى وجود ندارد؛ آنجا تنها ابزار و سلاح مردم، سنگ است؛ ببینید آنجا رژیم صهیونیستى  دارد چه‌‌کار میکند: هرچه از دستش بر بیاید، خانه‌‌هاى مردم را خراب میکند، باغهاى مردم را خراب میکند، زندگى مردم را نابود میکند، آنها را به خوارى و ذلت میکشاند، تحقیر میکند؛ اگر لازم شد آب را رویشان میبندد، برق را رویشان میبندد؛ کسى مثل یاسر عرفات را که این‌‌همه با صهیونیست‌‌ها همراهى کرد، نتوانستند تحمل کنند، محاصره‌‌اش کردند، تحقیرش کردند، مسمومش کردند، نابودش کردند. این‌‌جور نیست که اگر چنانچه دست قدرت در مقابل صهیونیست‌‌ها نشان ندهیم، آنها به کسى رحم کنند، ملاحظه‌‌ى کسى را بکنند، حق کسى را رعایت کنند، ابداً؛ تنها علاجى که تا قبل از نابودىِ این رژیم وجود دارد عبارت است از اینکه فلسطینى‌‌ها بتوانند قدرتمندانه برخورد کنند؛ اگر قدرتمندانه برخورد کردند، احتمال اینکه طرف مقابل - که همین رژیم گرگ‌‌صفتِ خشن است - کوتاه بیاید، وجود دارد؛ کمااینکه الان دارند با همه‌‌ى توان دنبال آتش‌‌بس میگردند؛ یعنى بیچاره شدند. آدم‌‌کشى میکند، کودک‌‌کشى میکند، قساوت بیرون از حد و اندازه‌‌ى معقول بشرى نشان میدهد، اما در عین حال عاجز هم هست؛ یعنى در یک محذور، در یک گرفتارى سخت گرفتار است؛ لذا دنبال آتش‌‌بس است. لذا بنده عقیده‌‌ام این است، این اعتقاد ما است که کرانه‌‌ى باخترى هم مثل غزه باید مسلح بشود. دست قدرت [لازم است‌‌]. کسانى‌‌که علاقه‌‌مند به سرنوشت فلسطینند، اگر میتوانند کارى بکنند، کار این است؛ در آنجا هم باید مردم را مسلح کنند. تنها چیزى که ممکن است از محنت فلسطینى‌‌ها بکاهد، عبارت است از همین که دست قدرت داشته باشند، بتوانند قدرت‌‌نمایى بکنند؛ والا با برخورد رام و مطیع و سازش‌‌کارانه، هیچ کارى به نفع فلسطینى‌‌ها انجام نخواهد گرفت و از خشونت این موجود خشن و خبیث و گرگ‌‌صفت چیزى کاسته نخواهد شد.

 البته وظیفه‌‌ى مردم دنیا حمایت سیاسى هم هست، در این هیچ تردیدى نیست؛ کمااینکه امروز شما مشاهده میکنید که در کشورهاى اسلامى، حتى در کشورهاى غیر اسلامى، حرکتهاى مردمى وجود دارد؛ ان‌شاءالله در روز قدس هم دنیا خروش عظیم ملت ایران را خواهد دید؛ ملت ایران ان‌شاءالله در روز قدس نشان خواهد داد که چقدر انگیزه نسبت به فلسطین [در ایران‌‌] موج میزند. حالا یک عده‌‌اى خواستند با شعار «نه غزه، نه لبنان»، عکس این را نشان بدهند؛ نه، ملت ایران معتقد به دفاع از مظلوم [است‌‌]؛ کونوا لِلظالِمِ خَصماً و لِلمَظلومِ عَوناً؛(۶) این خواست ملت ایران است که ان‌شاءالله نشان داده خواهد شد. این یک منظر و یک نگاه به قضیه‌‌ى غزه است. لکن آنچه به‌‌نظر من از این نگاه مهم‌‌تر است، این است که توجه کنیم که امروز دنیاى استکبار و در رأس آنها آمریکا از این فاجعه‌‌آفرینى، از این جنایت، از این خشونت غیر قابل توصیف حمایت میکنند، دفاع میکنند. به‌‌نظر من، این یک نگاه عمیق‌‌ترى به مسئله است؛ این مهم است، روى این باید تکیه کرد. امروز قدرتهاى سلطه‌‌گر غربى - یعنى چند دولت بزرگ و ثروتمند و مقتدر غربى که در رأس آنها آمریکا است، پشت سرش هم انگلیس خبیث - محکم ایستاده‌‌اند براى اینکه از این رژیم غاصب و ظالم و سنگدل دفاع کنند؛ این خیلى مسئله‌‌ى مهمى است. صریح دارند حمایت میکنند. از چه حمایت میکنند؟ از این فاجعه‌‌آفرینى که هیچ انسان باانصافى، هیچ انسان متعارف و معمولى‌‌اى نمیتواند بى‌‌تفاوتى در مقابل این جنایات را قبول بکند. یک منطقه‌‌ى کوچک، یک وجب زمین به نام غزه، این‌‌جور هواپیماها، موشکها، نیروى زمینى، تانکها [به آن حمله کنند]، انواع و اقسام آتش‌‌بارى نسبت به این مردم صورت بگیرد؛ واقعاً چیز عجیبى است. این همه کودک کشته بشود، این همه خانه ویران بشود، زندگى مردم در خانه‌‌ى خودشان این‌‌قدر تلخ و همراه با زجر و شکنجه باشد، آن‌‌وقت حضرات از این حمایت کنند، از این دفاع کنند. با چه منطقى؟ با منطق مسخره‌‌ى آقاى رئیس جمهور آمریکا که میگوید اسرائیل حق دارد از امنیت خودش دفاع کند! خب فلسطینى‌‌ها حق ندارند از امنیت خودشان دفاع کنند؟ آیا اینکه یک دولتى براى آنچه امنیت خود مینامد، زندگى مردمى را که در محاصره‌‌ى ظالمانه‌‌ى او به سر میبرند و عکس‌‌العملى نشان نمیدهند، این‌‌جور تهدید بکند، این منطق قابل قبولى است؟ کسى این را قبول میکند؟ تاریخ چگونه قضاوت خواهد کرد در مقابل این منطق؟ مسئولین این کشورهاى مستکبر نمیفهمند  که با این حمایتها، چه دارند میکنند با آبروى خودشان و آبروى کشورهایشان و رژیمهایشان در تاریخ! با کمال وقاحت مى‌‌ایستند و میگویند ما از اسرائیل حمایت میکنیم؛ هیچ اشاره‌‌اى نمیکنند به اینکه چه اتفاقى دارد در منطقه مى‌‌افتد و چه فاجعه‌‌آفرینى‌‌اى دارد به‌‌وسیله‌‌ى این عنصر مخرب و عنصر خطرناک اتفاق مى‌‌افتد.

 این نشان‌‌دهنده‌‌ى این است که امروز منطق لیبرال‌‌دموکراسى - این منطق و نظام فکرى که امروز کشورهاى غربى بر اساس آن دارند هدایت و اداره میشوند - از کمترین ارزش اخلاقى برخوردار نیست. هیچ ارزش اخلاقى در آن وجود ندارد، احساس انسانیت در آن وجود ندارد؛ در واقع دارند خودشان را رسوا میکنند، دارند خودشان را در مقابل نگاه قضاوتگرِ امروز ملتهاى دنیا و فرداى تاریخ، رسوا میکنند. ما این را به‌‌عنوان یک تجربه‌‌ى مهم باید براى خودمان حفظ کنیم و آمریکا را بشناسیم. آمریکا این است، نظام لیبرال‌‌دموکراسى این است. این در عمل ما، در قضاوت ما، در برخورد ما، اثر خواهد گذاشت و باید اثر بگذارد. آن [جبهه‌‌اى‌‌] که امروز در مقابل نظام جمهورى اسلامى قرار گرفته است و در قضایاى مختلف، در چالش با نظام جمهورى اسلامى است، یعنى دولت ایالات متحده‌‌ى آمریکا و دنباله‌‌روانش، این هستند، واقعیتشان این است، حقیقتشان این است: نسبت به کشتار انسانها و نسبت به کشتار مردم بى‌‌دفاع هیچ حساسیتى که ندارند هیچ، از ظالم و مرتکب جنایت دلخراش و جنایتهاى بزرگ - مثل آنچه امروز در غزه دارد میگذرد - دفاع و حمایت هم میکنند. این باید براى ما یک معیار باشد. یعنى ملت ایران، دستگاه فکرى ما، دانشجویان ما، روشنفکران ما، نباید این را فراموش بکنند؛ آمریکا این است؛ نظام قدرت غربى و پایه‌‌ى فکرى او که لیبرال‌‌دموکراسى است این است؛ این امروز در مقابل نظام اسلامى قرار دارد.

 امروز بى‌‌اعتناترین سیاستمداران دنیا به حقوق بشر، همین‌‌هایى هستند که مدیریت این چند کشور را برعهده دارند؛ مطلقاً اعتقاد به بشر و حقوق بشر و انسان و انسانیت ندارند؛ رفتار آنها در غزه و امثال این حوادث، این را دارد اثبات میکند. اینها هیچ اعتقادى ندارند: نه به حقوق بشر اعتقاد دارند، نه به حرمت انسان و کرامت انسان اعتقاد دارند، نه به رأى ملتها اعتقاد دارند؛ به هیچ چیز اعتقاد ندارند. تنها چیزى که اینها قبول دارند، عبارت است از پول و زور؛ هیچ منطق دیگرى وجود ندارد. هرچه هم راجع به مسئله‌‌ى آزادى و حقوق بشر و مانند اینها بر زبان اینها جارى بشود، به نظر من مسخره کردن آزادى است؛ تمسخرکردنِ حقوق بشر است.

 خب حالا این را ما به‌‌عنوان یک نصیحتى به آمریکا و به رئیس جمهور آمریکا و به دولتمردان آمریکا نمیگوییم، معلوم است؛ این را براى خودمان داریم میگوییم که در تحلیل‌‌هایمان، در قضاوتهایمان، در عملکردمان بفهمیم با چه کسى طرفیم و اینهایى که در مقابل ما قرار میگیرند چه کسانى هستند؛ تَهِ فکرشان چیست؛ ما باید تکلیف خودمان را مشخص بکنیم. آنچه مهم است این است که ما تحلیل درستى از رفتار امروز غرب داشته باشیم. مواجهه‌‌ى آنها با جمهورى اسلامى ایران و با انقلاب اسلامى و با حرکت اسلامى و بیدارى اسلامى، یک بخشى از سیاستهاى کلان آنها است. سیاست کلان نظام سلطه، عبارت است از بردگى ملتها و تسلط بر سرنوشت ملتها بدون اینکه کمترین اعتنایى به مصالح ملتها و خواسته‌‌ى آحاد ملتها داشته باشند؛ این سیاست کلان استکبار است؛ به این باید توجه داشت. شعارهاى ضد آمریکایى، شعارهاى ضد غربى، شعارهاى ضد استکبار در کشور ما، ناظر به این حقیقت است. یک عده‌‌اى بمجرد اینکه شعار ضد غربى یا ضد آمریکایى مى‌‌شنوند، فوراً تصورشان این نباشد که یک کار تعصب‌‌آمیز یا بدون یک منطق فکرى دارد انجام میگیرد؛ نه، این نگاه ضد غربى و ضد آمریکایى در انقلاب اسلامى، متکى است به یک تجربه‌‌ى درست، به یک نگاه عقلانى درست، به یک محاسبه‌‌ى صحیح. من آن روز اینجا به مجموعه‌‌ى دست‌‌اندرکاران و مجریان و کارگزاران کشور گفتم،(۷) هدف اساسى دشمن این است که در دستگاه محاسباتى ما اختلال ایجاد بکند. دستگاه محاسباتى وقتى دچار اختلال شد، از داده‌‌هاى درست، خروجى‌‌هاى غلط به‌‌دست خواهد آورد؛ یعنى تجربه‌‌ها هم دیگر به درد او نخواهد خورد. وقتى دستگاه محاسباتى خوب کار نکرد، درست کار نکرد و محاسبه درست انجام نگرفت، تجربه‌‌ها هم دیگر به کار نمى‌‌آید.

 خب، شما نگاه کنید در کشور خود ما، برخورد غربى‌‌ها و دست‌‌اندرکاران تمدن کنونى غرب در طول این صدسال اخیر، هشتاد نود سال اخیر، با کشور ما چگونه بوده. ما این‌‌همه تجربه‌‌ى ضربه زدن از سوى غرب داریم. عده‌‌اى هستند در کشور - روشنفکران غرب‌‌گرا، غرب‌‌زده، دلباخته‌‌ى غرب - این تجربه‌‌ها در مقابل چشم آنها است، [اما] از این تجربه‌‌ها درس نمیگیرند. خب، آنها دیدند که غربى‌‌ها رضاخان را آوردند بر این کشور مسلط کردند و دیکتاتورىِ عجیب‌‌وغریب رضاخانى، به‌‌وسیله‌‌ى انگلیس‌‌ها در این کشور برپا شد - آمدند یک عنصرِ قلدرِ بى‌‌منطقِ بى‌‌اعتناى به اصالتهاى کشور را بر این کشور مسلط کردند - بعد هم در دهه‌‌ى ۲۰، همان قدرتها آمدند ایران را اشغال کردند، در واقع به یک معنا بین خودشان تقسیم کردند؛ همانها آمدند نفت را بردند و قراردادهاى ظالمانه را بر این کشور تحمیل کردند؛ همانها کودتاى بیست‌‌وهشتم مرداد را راه انداختند و یک دولت ملى را - که با همه‌‌ى عیوبى که داشت بالاخره برخاسته‌‌ى از آراء مردم بود - ساقط کردند و نابود کردند؛ همانها نهضت ملىِ نفت را به انحراف کشاندند و مجدداً سلطه‌‌ى بر منابع طبیعى و مادىِ ما را به دست گرفتند؛ همانها در یک مدت طولانى، دیکتاتورىِ محمدرضا را بر این کشور تثبیت کردند و از آن با همه‌‌ى وجود حمایت کردند؛ در دوران حکومت سى‌‌وچند ساله‌‌ى محمدرضا بر کشور، چوب حراج به ثروت مادى و معنوى ما زده شد، پدر این ملت را در آوردند،  در فقر نگه داشتند، در جهل نگه داشتند، فساد عمومى در تمام ارکان این کشور به راه انداختند، فرهنگ کشور را، دین مردم را، همه چیز را در واقع از بین بردند، این با پشتیبانى و حمایتِ همین دولتهاى غربى بود؛ در مقابله‌‌ى با انقلاب ملت ایران و حرکت عظیم ملت ایران، هرچه توانستند کارشکنى کردند؛ از صدام حسین حمایت کردند، دفاع کردند - با اینکه خودشان صدام را هم قبول نداشتند، اما چون صدام در مقابل جمهورى اسلامى بود، هرچه توانستند به صدام کمک کردند - همین غربى‌‌ها، همین انگلیس، همین آمریکا، همین فرانسه: بمب شیمیایى دادند، امکانات گوناگون نظامى در اختیارش گذاشتند؛ خب اینها تجربه‌‌هاى ما است. روشنفکر غرب‌‌زده، چون دستگاه محاسباتى‌‌اش دستگاه اختلال‌‌یافته‌‌اى است، از این تجربه‌‌ها استفاده نمیکند، بهره نمیبرد، استنتاج درست نمیکند.

 یکى از مهم‌‌ترین خدمات انقلاب اسلامى، احیاى عقلانیت صحیح در کشور بود. اینکه شما جوان دانشجو مى‌‌آیید مسائل منطقه را تحلیل میکنید، با نگاه موشکافانه مسائل را مى‌‌بینید، دشمن را معرفى میکنید، حوادث منطقه را تحلیل میکنید و مى‌‌ایستید، این نشان دهنده‌‌ى حیات عقلانى یک کشور است؛ این را انقلاب به ما داد. امروز بعضى‌‌ها باز دلشان میخواهد برگردند به همان شکل سابق. همان جریانهاى غرب‌‌زده - جریانهایى که عاشق غربند، ملت را تحقیر میکنند، داشته‌‌ها را تحقیر میکنند، فرهنگ و هویت ملى را تحقیر میکنند به نفع مسلطین غربى - دلشان میخواهد که همانها دوباره بیایند و براى امور کشور، فرهنگ کشور، جهت‌‌گیرى کشور، شاخص معین کنند و معرفى کنند. این عده‌‌اى که امروز در خارج از کشور، در زیر پرچم همین دشمنان خونىِ ملت ایران دارند علیه جمهورى اسلامى کار میکنند، همین کسانى هستند که واقعاً دنبال این هستند که همان غفلت - غفلتِ محاسباتى - همان اغواى شیطانى که نسبت به عقلانیت این کشور در یک دوره‌‌اى وجود داشت، همان مجدداً حاکم بشود. در مقابل اینها باید ایستاد. حرکت حرکت صحیح و عقلانى است. آنچه بخصوص در مورد دانشجوها عرض میکنم. توصیه میکنم دانشجویان عزیز را به اینکه مطالعات خودشان را، هم در زمینه‌‌هاى مسائل دینى، هم در زمینه‌‌ى مسائل گوناگون سیاسى، در کنار کار علمى تقویت کنند. سعى کنید قدرت تحلیل را در خودتان تقویت کنید. البته من امروز که نگاه میکنم به بیانات دانشجوها، نکات برجسته و خوبى را مشاهده میکنم، یعنى واقعاً جاى خرسندى و شکرگزارى دارد، لکن هرچه میتوانید در این زمینه بیشتر کار کنید. حالا ما در بحثهاى امروز نرسیدیم به بررسى مسائل گوناگون کشور - که حالا این باید بماند براى دیدارهاى دیگرى که با دانشجوها یا [دیگر] مجموعه‌‌ها داریم، ان‌شاءالله مطالبى را عرض بکنیم - [لکن‌‌] دانشجو باید در زمینه‌‌ى مسائل گوناگون کشور، مسائل اجتماعى، مسائل اقتصادى، مسائل سیاسى، تحلیل در اختیار مردم بگذارد؛ یعنى مردم بایستى بتوانند از تحلیل دانشجویان بهره‌‌مند بشوند، استفاده کنند؛ قدرت تحلیل دانشجو باید این [طور] باشد. این‌‌هم متکى است به مطالعه؛ باید مطالعه کنند. این‌‌جور نباشد که نگاه دانشجو صرفاً نگاه احساسى [باشد]؛ داده‌‌هاى ذهنى شما فقط مسائل روزنامه‌‌اى نباشد؛ روى مسائل فکر کنید، مطالعه کنید، بحث کنید. خیلى از این حرفهایى که دوستان در اینجا گفتند، حرفهایى است که تکلیف آنها باید در خود جلسات دانشجویى و در بحثهاى آزاد دانشجویى معین بشود؛ که من یادداشت کردم، این «کرسى‌‌هاى آزاد اندیشى» که ما مطرح کردیم که مستلزم بحثهاى آزاد دانشجویى در محیط دانشگاه‌‌ها است، بسیارى از مسائلى را که در اینجا دوستان مطرح کردند، میتواند تعیین تکلیف کند، روشن کند؛ جهات مثبت و منفىِ هر مطلبى را در بحثهاى دانشجویى باید بتوانند به دست بیاورند

 یک نکته‌‌ى دیگرى که عرض میکنم، [که‌‌] در محیط دانشجویى، «رقابت گفتمانى» چیز خوبى است، درصورتى‌‌که با تحمل مخالف همراه باشد. از وجود مخالف نه باید انسان تعجب بکند، نه باید انسان خشمگین بشود، نه باید انسان بیمناک بشود؛ هیچ‌‌کدام از این سه حالت در قبال مخالف، قابل قبول نیست. اگر انسان از داشتن مخالف تعجب بکند، معناى آن این است که نسبت به خودش خیلى خوشبین است؛ تعجب میکند که کسى با او مخالف باشد. تعجب ندارد! خب، هر انسانى، هر فکرى، هر جهتى و جهت‌‌گیرى و جریانى، یک عده مخالف دارد، این‌‌جور هم نیست که بگوییم آن مخالفها خطا میکنند؛ نه، نقاط ضعفى وجود دارد و آن نقاط ضعف موجب میشود یک عده‌‌اى مخالفت بکنند. بنابراین وجود مخالف نباید تعجب ما را برانگیزد؛ همچنان‌‌که نباید خشم ما را برانگیزد و عصبانى بشویم که چرا با ما مخالفند؛ نه، مخالفت قابل فهم است، قابل قبول است. وحشت هم نباید بکنیم؛ وحشت کردن از وجود مخالف، نشان‌‌دهنده‌‌ى این است که انسان به استحکام موضع خودش خاطرجمع نیست و اطمینان ندارد؛ نه، منطقى داریم، پایه‌‌هاى این منطق را محکم میکنیم، مستحکم میکنیم، وارد میدان رقابت گفتمانى میشویم، و بحث میکنیم؛ روحیه‌‌ى دانشجو باید چنین چیزى باشد. بنابراین محیطهاى دانشجویى با همین نشاطى که بحمدالله امروز دارند، ادامه‌‌ى کار خواهند داد؛ یکدیگر را هم تحمل کنند، باهمدیگر حرف بزنند، با هم بحث بکنند، مبانى را محکم کنند؛ اساس کار را هم در زمینه‌‌ى عملى، تقوا قرار بدهند و در زمینه‌‌ى فکرى، حدومرز اسلامى و شناخت دشمن و شناخت شیوه‌‌هاى دشمنى که از سوى دشمن به کار میرود.

 امیدواریم ان‌شاءالله خداوند متعال همه‌‌ى شماها را موفق بدارد، و وجود شما جوانها را ان‌شاءالله براى پیشبرد اهداف انقلاب محفوظ بدارد، باقى بدارد، توفیقاتتان را ان‌شاءالله روزبه‌‌روز زیادتر کند، و آینده‌‌ى خوبى را شما جوانها ان‌شاءالله براى انقلابتان و براى کشورتان فراهم کنید.

والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته‌‌

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 23:44  توسط اهل کن  | 

گزارشی مختصر از گرفتن تست قند و فشار خون درحاشیه نماز جمعه کن در هفته گذشته

به همت خانه سلامت سرا محله کن هفته گذشته در حاشیه نماز جمعه کن و حومه از برادران نمازگزار که تمایل داشتند تست قندق خون و فشار خون به صورت رایگان به عمل آمد . قابل ذکر است هفته ماقبل آن نیز در بخش خواهران محترمه نیز تست قند خون و فشار خون به صورت رایگان گرفته شد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 23:11  توسط اهل کن  | 

عرض تسلیت و اعلام مجلس ختم مرحوم مغفور شادروان حاج عباس طاهری

به مناسبت در گذشت

شادروان حاج عباس طاهری

مجلس ختم به شرح زیر منعقد می باشد .

مجلس ختم روز سوم : روز دوشنبه مورخ۳۰/۴/۹۳ منعقد شد.

مجلس ختم شب هفت : روز جمعه مورخ  ۳/۵/۹۳از  ساعت ۳۰/۲۰الی ۲۳

مکان : کن - محله اسماعیلان - حسینیه الغدیر

شادی روح این مرحوم الفاتحه مع الصلوات 

 درگذشت این هم محلی عزیز را به خانواده وبستگان این مرحوم تسلیت عرض می نماییم.  

<< کن مون نیوز >>

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 14:22  توسط اهل کن  | 

گزارش تصویری ازمراسم احیا شب بیست و یکم درکن بخش چهارم مسجد حضرت ابوالفضل ع -بالان

برای دیدن تصاویر بیشتر به ادامه مطلب بروید.


*** لطفا به ادامه مطلب بروید ***
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 13:56  توسط اهل کن  | 

دعاى روز بیست وششم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ اجْعَل سَعْیی فیهِ مَشْكوراً وذَنْبی فیهِ مَغْفوراً

وعَملی فیهِ مَقْبولاً وعَیْبی فیهِ مَسْتوراً یا أسْمَعِ السّامعین.

خدایا قرار بده كوشش مرا در این ماه قدردانـى شده وگناه مرا در این ماه آمرزیده

 وكردارم را در آن مورد قبول وعیب مرا در آن پوشیده اى شنواترین شنوایان.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 6:15  توسط اهل کن  | 

قرائت چند آیه از قرآن امروز آیه هفتاد و سوم و چهارم سوره الاسراء : (1138)

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم؛

 
 
  وَإِنْ كَادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنَا
 
 
غَيْرَهُ ۖ وَإِذًا لَاتَّخَذُوكَ خَلِيلًا ﴿٧٣﴾ وَلَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدْتَ
 
 
تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلًا ﴿٧٤﴾
 
 
بنام خداوند بخشاینده و مهربان
 
 
 و نزديك بود تو را به گمان خودشان از آنچه به تو وحى كرديم بلغزانند تا غير آن را از روى افترا به ما نسبت دهى و در اين صورت تو را دوست خود مى‏گرفتند .«73» و اگر تو را ثابت قدم نمى‏داشتيم ، همانا نزديك بود اندكى به سوى آنان متمايل شوى .«74»
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 6:11  توسط اهل کن  | 

سعدی با خدا می گوید

هشیار سری بود ز سودای تو مست

خوش آنکه ز روی تودلش رفت ز دست

بی‌تو همه هیچ نیست در ملک وجود

ور هیچ نباشد چو تو هستی همه هست

 

التماس دعا

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مرداد 1393ساعت 17:2  توسط اهل کن  | 

دومین محفل معنوی انس با قرآن در ماه مبارک رمضان 93 در کن

به اطلاع مومنین و مومنات می رساند

  محفل انس با قرآن با تلاوت قاریان بین المللی از کشور عزیزمان

جناب استاد مسعود گرجی و جناب استاد یادگاری

همراه با اجرای گروه تواشیح محراب

امروز چهارشنبه مورخ ۱/۵/۹۳ ازساعت ۳۰/۲۱

درکن - محله اسماعیلان - حسینیه الغدیر منعقد می باشد .

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مرداد 1393ساعت 16:50  توسط اهل کن  | 

دعاى روز بیست و پنجم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ اجْعَلْنی فیهِ محبّاً لأوْلیائِكَ ومُعادیاً لأعْدائِكَ مُسْتَنّاً بِسُنّةِ خاتَمِ انْبیائِكَ

یا عاصِمَ قُلوبِ النّبییّن.

خدایا قرار بده در این روز دوست دوستانت ودشمن دشمنانت و پیرو راه و روش خاتم پیغمبرانت

اى نگهدار دلهاى پیامبران.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مرداد 1393ساعت 4:51  توسط اهل کن  | 

مطالب قدیمی‌تر