کن مون نیوز

**

سخنان وزیر كشور نگران کننده است یا...؟

از روزی که وزیر کشور از ورود پولهای کثیف به عرصه سیاست سخن به میان آورد، سیل انتقادات به سوی وی سرازیر شد و جالب این است که به جای ابراز نگرانی در مورد اصل موضوع سخنان وزیر، انتقاد ها بیشتر از این زاویه که گفتن این سخنان از سوی وزیر کشور به مصلحت نیست، مطرح گردیده است و حالا سوال این است که سخنان وزیر نگران کننده است یا مقصد احتمالی پول های کثیف؟

سخنان وزیر كشور نگران کننده است یا...؟
رحمانی فضلی وزیر کشور دولت یازدهم، هفته گذشته در گردهمایی روسای پلیس مبارزه با مواد مخدر کشور با اشاره به ورود بخشی از پول‌های کثیف ناشی از قاچاق مواد مخدر به سیاست، گفت: «ورود این پول‌ها در چرخه انتخاباتی متاسفانه باعث ایجاد شکاف اعمال‌نظر و اعمال‌قدرت توسط برخی افراد شده است؛ تا جایی که اگر دقت لازم را نداشته باشیم، ورود این پول‌ها توانایی آن را دارد که قدرت‌ها را نیز آلوده کند.» به گزارش اعتدال، پس از این اظهارات وزیر کشور، موجی از انتقادات روانه متوجه وزیر کشور شد که بیشترین حجم ان از سوی نمایندگان مجلس نهم بود. اما نکته جالب این انتقادات عدم تکذیب سخنان آقای وزیر است و بیشتر این نگرانی ها از جهت مصالحی است که ممکن با اظهارات رحمانی فضلی خدشه دار شود. اما در این باب چند نکته وجود دارد که شاید برای افرادی که از این افشاگری وزیر کشور دل نگران شده اند، اندکی جالب باشد.

1) رحمانی فضلی گوینده سخنی که مورد نقد اصولگرایان پارلمان قرار گرفته است، ریاست دیوان محاسبات را در ادوار اخیر مجلس یعنی مجالس هشتم و نهم، بر عهده داشته است و این به تنهایی کفایت نزدیکی وی به جریان اکثریت امروز بهارستان را مشخص می کند و در این باره مجددا لازم به ذکر است که آغاز دوره وزارت رحمانی فضلی با اتمام دوره ریاست وی بر دیوان محاسبات مقارن بوده است.

2) رحمانی فضلی علاوه بر حضور در مشاغل حساسی همچون ریاست دیوان محاسبات و وزارت کشور، نمایندگی مردم شیروان در دوره چهارم مجلس شورای اسلامی و قائم‌مقام دبیر شورای عالی امنیت ملی و همچنین معاون اجتماعی، فرهنگی رسانه‌ای در دوره ریاست علی لاریجانی در سازمان صدا و سیما را در طول دوران خدمت خود تجربه کرده است. با نگاه اجمالی به این سوابق، حداقل منتقدان بهارستان نشین می توانند این جسارت را به خود بدهند که اندکی درباره صحت و سقم سخنان این وزیر تامل کنند و سپس بی محابا به وی بتازند. البته با توجه به این سوابق و رویه فعلی آقای وزیر هر فرد منصفی احتمال درست بودن سخنان ایشان را بیش از نادرست بودن آن می دهد.

3) آنچه که در سالهای اخیر بر سلامت عرصه سیاست ایران سایه انداخته خودسانسوری ها و عدم انتقاد از برخی جریانات ناصواب امروز است. آیا اینکه وزیر کشور که مراتب مختلف قدرت را تجربه کرده است، در همایشی رسمی از این نگرانی بزرگ پرده برمی دارد، باید باعث ترس پاکدستان و اصلاح گران امور مسلمین شود یا باعث وحشت مفسدین و متجاوزین به حقوق امت اسلامی؟ آیا بهتر نبود این افراد به جای تقبیح اظهارات وزیر، به تفکر و تامل در باره این سخنان بپردازند و حتی اگر احتمال اندکی به درستی این اظهارات می دادند، سعی در رفع این نگرانی می نمودند، تا مبادا حتی یک نفر، با پول های کثیف بر یکی از کرسی های قدرت تکیه زند؟

4) هنگامی که نه تنها محمدرضا رحیمی، بلکه وکیل وی نزدیک به 170نماینده و نامزد نمایندگی، مجلس‌های هشتم و نهم را به چالش دریافت مبالغ نامشروع کشید، هجمه ای که بر علیه وی به راه افتاد، بسیار خفیف تر از آن هنگامی بود که وزیر کشور، بدون اشاره صریح به اینکه پول های کثیف در کدام انتخابات (شورای شهر،مجلس شواری اسلامی و ...) مصرف شده است به نقد جریان فعلی ولیمه خوری انتخاباتی پرداخت.

5) با وجود اینکه بسیاری از نقدها وارد نیست، اما وزیر کشور نیز لازم است از تعارف و مصلحت اندیشی های ناصواب دست بردارد و به جای رجوع به روشهای مرسوم و ناصواب باب شده بر وزن «بگم بگم»، با هماهنگی سایر دستگاه های دولتی، پرونده ها و اسناد موجود را علاوه بر نهادهای حاکمیتی در اختیار رسانه ها و افکار عمومی قرار دهند چرا که همانگونه حضرت امام خمینی (ره) می فرمودند «مردم ولی نعمت این انقلاب هستند» و مسلما ملت ایران همیشه حق را از باطل به خوبی تشخیص داده و می دهند.
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 19:51  توسط اهل کن  | 

در باب آفات «متملق و چاپلوس» به قلم حجت‌الاسلام هادی سروش

 

از آفات مهم برای «انقلاب» و چهره‌های سیاسی و اجتماعی از نوع حق یا باطل آن، وجود عناصر «متملق و چاپلوس» است که در تعبیر رسا و شیرین حضرت امام به «دلقک‌های دور و بر» نام‌گذاری شده (صحیفه امام 11/89) . 

تفاوت جوهری بین تواضع وتملق

در «علم اخلاق» یکی از برتری‌های نفس انسانی «تواضع» است که قبول و فروتنی است که جایگزین تقلّبی آن «تملّق» است که در مبادی و غایات کاملاً با تواضع مغایرت است. در «تملّق» مبادی بمثل «شرک و جهل» دارد و غایاتی بمثل «نفس» دارد و ثمره ای بنام «نفع طلبی و خودخواهی» را پوشش می‌دهد. در حالی که تواضع مبادی بمثل «توحید و تعقّل» و غایاتی بمثل «تقرب الی‌الله» در بر می‌گیرد. تشخیص تملق از تواضع چندان سخت نیست گرچه گاها بسیار دشوار هم می‌تواند باشد که به تعبیر حضرت امام (س): 

«تمییز بین تواضع و تملّق به غایت مشکل است و هدایت خدای متعال را می‌طلبد». (ر. ک: شرح حدیث جنود عقل و جهل/ 336 و چهل حدیث/ 82) 

مهم‌ترین مصداق تملق

چاپلوسی در تعریف و تمجیدها و ثناگوئی یا جعل عناوین و القاب اغراق آمیز خود را نشان می‌دهد. 

 عللی چاپلوسان را تحریک می‌کند که اقدام به تملق و چاپلوسی کنند و طبیعتا تملقاتشان از «اصحاب قدرت» آفاتی را متوجه خود و دیگران می‌نماید: 

علت بروز تملّق در جامعه

الف) امّا چرایی بروز «تملّق»: 

 1) نبود آزادی 

 2) تمرکز قدرت 

واضح است وقتی حق بیان انتقاد در جامعه ای وجود نداشته باشد و حرف زدن منحصر در تعریف و تمجیدها باشد روز به روز بازار سالوس نمایی‌ها و چاپلوسی‌ها داغ‌تر می‌شود و در نتیجه با ثمن نه چندان دشواری به اسم تملّق گوئی به مثمن پرقیمتی (از حیث ظاهر) بنام قدرت می‌توان رسید!

و در جایی که قدرت هم متمرکز بر یک نقطه شده باشد تملّق‌ها هم متمرکز بر آن نقطه می‌شود و متملّقان و چاپلوسان نهایتا به منفعت دلخواه می‌رسند. 

 استاد مطهری می‌نویسد: 

«نبود آزادی و تمرکز قدرت در یک نقطه عامل پیدایش جماعتی می‌شود بنام «اطرافی» که گرد مرکز قدرت جمع می‌شوند و با مداهنه و تملّق که خوشایند طبیعت آدمی است کسب قدرت کرده و نتیجتا صاحب نفوذ می‌شود». 

 (یادداشتها 1/116) 

بیان امام (ره) در وصف نمایندگان مجلس شورای نظام‌های طاغوتی اینگونه است: 

«به خاطر اینکه یک روز دیگری هم وکیل شود حرفهایی می‌زنند که همه، هم خودشان می‌دانند دروغ می‌گویند و هم دیگران می‌دانند که اینها دروغ می‌گویند... ». (صحیفه امام 3/389) 

با توجه به این خطر گوشزد فرمود که: 

«همه دست اندرکاران باید از چاپلوسان دغلباز و زبان بازان حیله‌گر بر حذر باشند». (صحیفه 19/370) 

روشن است که اگر جامعه¬ای متن و محتوای آن «دین» باشد جایی برای چاپلوسی افراد سودجو و قدرت طلب نخواهد گذاشت چون جوهرۀ دین با توجه به غنایی که دارد، نیاز به هیچ یک از عوامل تصنعی، آن هم از نوع منفی، نخواهد داشت و بهترین شاهد بر این مدعا عصر حضور رسول اعظم الهی (ص) و حضرت امیر (ع) است که غیورانه جلوی هر گونه چاپلوسی رااز سوی دوستان نادان و دشمن‌های نیرنگ باز گرفتند. 

و رسول خدا (ص) دستور به خاک ریختن بر صورت متملقان فرمود: 

 «احثوا فی وجوه المداحین التراب » 

 (فقیه 4/11 ـ ابن ابی الحدید 11/103) 

و حضرت امیر (ع) هم وقتی با تعریف و تمجید از سوی یکی از افراد مواجه شد فرمود: 

با من بصورت تصنعی و ساختگی ارتباط برقرار نکنید و نیز آنگونه و با آن ادبیاتی که با دیکتاتوران طرف سخن می‌شوید، با من سخن نگوئید، «لاتخالطونی بالمصانعه ولاتکلمونی بماتکلم به الجبابره» (نهج خ / 216) 

و پیامبر عزیز اسلام بارها این آیه کریمه را برای مردمانش تلاوت کرد: 

«ماهذاالابشرمثلکم یأکل مماتاکلون منه» (مومنون33) 

همۀ اینها برای این است تا در سطح جامعۀ اسلامی بویی از تملّق و چاپلوسی به مشام نرسد. 

ب) آفاتِ نظام چاپلوس زده: 

1) بهترین‌ها تبدیل به بدترین‌ها می‌شوند و در مسیر منفی قرار می‌گیرند، چه بسیار افراد بظاهر شایسته که در یک نظام چاپلوس زده قرار گرفتند و از مفسدان بزرگ اقتصادی-سیاسی گشتند!

بله اینان به تعبیر بلند حضرت سجاد (ع) “بیچاره “ تملق گوئی یا تملق شنوی شدند: 

 «کم من مفتون بحسن القول فیه... » 

 (تحف العقول / 181) 

اینجاست که آقای مطهری معتقد است: 

 مسئولان تملّق زده دیگر از روحیه سالمی بهره مند نخواهند بود. (ر. ک یادداشتهای استاد مطهری 6/252) 

و متملق‌ها هم دارای روح کوچکی برای دریوزگی و تملق می‌شوند. (مجموعه آثار استاد مطهری 17/41) 

2) بروز نظام سیاسی طبقاتی که از دو گروه «خوبان» و «بدان» یا «خودی ها» و «بیگانگان» یا هر نامی دیگری می‌شود در حالی که تا قبل از اینکه سیاست‌های تملّق و چاپلوسی نهادینه شود همه و همه تحت لواء «انما المومنون اخوة» (حجرات / 10) بودند. چرا آنان که روحیه «تملق گوئی» ندارند در سطح جامعه از چاپلوسان دغل باز عقب می‌مانند و آن دلقکها با خوش زبانی و خوش خدمتی (اگر نگوئیم خوش رقصی) پیش می‌افتند. 

3) افراد منفعت طلب صاحبان نفوذ در جامعه می‌شوند بطوریکه قدرت و ثروت برایشان هر غیر ممکنی را ممکن میسازد و غوطه ور در ریاست می‌شوند. به تعبیر استاد مطهری: 

 «اطرافی‌ها با تملّق، کسب قدرت می‌کنند و امور را بر طبق دلخواه و منفعت خود می‌چرخانند، در چنین جامعه¬ای نزدیکی به مرکز قدرت پایه و اساس همه‌چیز می‌شود». (یادداشتهای استاد 1/116) 

4) آفت زشت دیگر چاپلوسی در این است که بارسمیت پیدا کردن «تملّق» اهانت به شعور عمومی می‌شود، چرا که چاپلوسی کردن برای شخص یا اشخاص، در واقع این معنا را تداعی می‌کند که«شما نمی‌دانید یا نمی‌فهمید و من می‌دانم و می‌فهمم»!! که چندی قبل نمونه آن را متاسفانه از زبان برخی از اعیان حوزه نسبت به یکی از مقامات شنیدیم!

5) با سیل تملقات به سوی یک مسول دیگر ظرفیت شنیدن «انتقاد» راآن فرد نخواهد داشت، قصة آن پدر می‌شود که بر فرزندش نامی گذاشت که خود پدر از نام بردن فرزندش به آن اسم می‌ترسید! 

بله فرد تملّق زده چشم اش و گوش اش از چیز دیگری پر شده و جا برای سخن دیگر ندارد. (ر. ک: یادداشتهای استاد مطهری 10/452) 

6) ایجاد اشمئزاز و نفرت در میان همه طبقات جامعه یکی دیگر از آفات نفرت آور تملّق و چاپلوسی و به اصطلاح مردم «نان قرض به یک دیگر دادن» است. 

جالب اینجاست که از این اشمئزاز و نفرت گاهی خود کسانی که همه هستی یشان به تملقات و تعریف و تمجیدها و نامگذاری‌ها و القاب آنچنانی وابسته است، از برخی چاپلوسی‌ها مشمئز می‌شوند. 

 که به عنوان نمونه، معاویه را می‌توان نام برد که در برابر تملق گوئی‌های فردی بنام محق ابن ابی محقن بر آشفته می‌شود. (مجموعه آثار استاد مطهری 16/359) 

سخن آخر: 

این همه آفت برای تملّق و چاپلوسی برای آن تملّقی بود که یک فرد یا رسانۀ عادی برای کسی داشته باشد امّا اگر یک گوینده مذهبی از تریبون «دین و اهل بیت» تملّق فرد یا افرادی گوید بسیار متعفن‌تر خواهد بود. 

 به این سخن استاد مطهری توجه کنید: 

« کسی که منبر را مرکز دلالی شخصیت‌ها و اعمال اغراض خصوصی قرار می‌دهند از روزنامه¬چی و رادیوچی [چاپلوس]خیانتکارتراند». (یادداشتها 3/354) 

 والسلام

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 13:46  توسط اهل کن  | 

چون پیش او زاری کنی تلخ تو را شیرین کند

بهر خلیل خویشتن آتش دهد افروختن ....... وان آتش نمرود را اشکوفه و نسرین کند  

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 10:3  توسط اهل کن  | 

قرائت چند آیه از قرآن امروز آیiه صدو ششم الی نهم سوره الانبیاء : (1343)

 

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم؛ 

 
  
 إِنَّ فِي هَٰذَا لَبَلَاغًا لِقَوْمٍ عَابِدِينَ ﴿١٠٦﴾ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ 
 
 إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ ﴿١٠٧﴾ قُلْ إِنَّمَا يُوحَىٰ إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَٰهُكُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ ۖ 
 
 فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ﴿١٠٨﴾ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ آذَنْتُكُمْ عَلَىٰ سَوَاءٍ ۖ 
 
 وَإِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ أَمْ بَعِيدٌ مَا تُوعَدُونَ ﴿١٠٩﴾  
 
  بنام خداوند بخشاینده و مهربان    
 
بى‏ترديد در اين [حقايق] براى [رسانيدن] مردم عبادت پيشه [به اوج مطلوب] كفايت است .«106» و تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم .«107» بگو : به من فقط وحى مى‏شود كه معبود شما خداى يكتاست ؛ پس آيا تسليم [فرمان‏ها و احكام او] مى‏شويد ؟«108» اگر روى برگرداندند بگو : من به شما به طور يكسان آگاهى و هشدار دادم ، و نمى‏دانم آنچه شما را [از عذاب] به آن وعده داده‏اند ، آيا نزديك است يا دور ؟«109»
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 7:26  توسط اهل کن  | 

آیا میدانید ذَخٌرَ الحُسَین کیست؟

در جنگ صفین بود که امیرالمومنین (علیه السلام) نوجوانی سیزده ساله را نقاب بر صورتش زد و زره پوشانید و روانه میدان کرد . معاویه، ابوشعتاء که دلاور عرب بود و در شام او را حریف هزار اسب سوار میدانستند به میدان فرستاد ولی او گفت: در شان من نیست که با این دلاوری هایم با او بجنگم پسرم برای او کافیست.
ابوشعتاء 9 پسر خودش را به میدان فرستاد و آن نوجوان همه را به درک واصل کرد. ابوشعتاء برای انتقام خون پسرانش خودش به میدان آمد اما فقط با یک ضربه به هلاکت رسید. امیرالمونین (علیه السلام) به نوجوان فرمودند بس است پسرم برگرد…
تمام لشگر گفتند یا علی بگذار جنگ را تمام کند اما امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند نه او پسرم عباس قمر بنی هاشم است.
انه ذخر الحسین: او ذخیره برای حسین است.  
 

السلام علیک یا ابالفضل  

 

 

 

با تشکر از رضا و امیر مسعود طالب ارسال کنندگان متن و تصویر

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 0:14  توسط اهل کن  | 

تحریم پوششی شده بود برای تعمیق فساد ولی چون ریشه در جناح خودشان داشته سکوت کرده اند

 محمد خوش چهره : در مباحث مفاسد اقتصادی یکی از موضوعات مهمی که بایستی مورد آسیب شناسی قرار بگیرد، قوانین است. اگر قوانین اجرایی در یک کشور دقیق، جامع، به روز و از طرف دیگر مجازات ها در آن متناسب با جرم بوده و نقش نظارتی دقیقی هم داشته باشند؛ قوانین می توانند مهمترین عامل بازدارنده در مفاسد اقتصادی باشند.

در همین راستا پایگاه اطلاع رسانی جماران، گفت‌وگویی با دکتر محمد خوش چهره، نماینده دوره هفتم مجلس شورای اسلامی، کارشناس اقتصادی و عضو هیات علمی دانشگاه تهران داشته است که شرح آن در زیر می آید.

"محمد خوش چهره" در پاسخ به سوال خبرنگار جماران در مورد نقش جامعیت، شفافیت و میزان بازدارندگی قوانین در پدیده مفاسد اقتصادی؛ گفت: نمی شود ادعا کرد که قوانین ما همگی از جامعیت و شفافیت لازم برخوردارند. اما معتقدم که این امر دلیل عامه و اصلی فساد در ساختار اقتصادی ما نیست. ما باید یکسری از دلایل اصلی، ریشه ها، روش ها، شیوه ها و مناسبات و در آخر پیامدهای آن را شناسایی کنیم تا بعد بتوانیم برای مقابله با آن راهکار بیابیم. اساسا فساد شناسی ما ضعیف است. محدود نگری، سطحی نگری و عدم نگاه سیستمی به این پدیده، راه حل هایی ناکافی، مقطعی، عجولانه و غیرکارا پیش روی تصمیم گیران قرار می دهد. بنابراین بایستی درک جامع از فساد داشته باشیم. در بحث فساد، "مناسبات" یک پدیده ای است که کمتر دیده شده است. مثلا در پرونده اخیر مربوط به آقای رحیمی معاون اول رییس جمهور سابق بحث مناسبات در آن مهم است که مورد بررسی قرار بگیرد تا حوزه عمل شخصی. این مناسبات که چگونه کانون های قدرت و ثروت در هم تنیده می شود و جریان ها، باندها، حزب ها، جریانات قبیله ای و نحله ای در این ها داخل می شوند و مباحثی از این نوع؛ مهم ترین موضوع مطروحه در این قضیه اند. بنابراین این که فقط بگوییم قوانین جامع است یا نه، تنها جنبه ای از جنبه های متعدد را در برمی گیرد.

خوش چهره در مورد نقش نظارتی و چگونگی اجرای قوانین، اظهار داشت: برای درک این مساله به عنوان مثال قوانین راهنمایی و رانندگی را در نظر بگیرید؛ قوانینی مشخص و جهانی هستند. مثل دور زدن ممنوع، عبور از چراغ قرمز ممنوع و... پس تخلفاتی که در زمینه راهنمایی و رانندگی صورت می گیرد مربوط به ضعف قوانین نیست و دلایل دیگری دارد. یکی دلایل نظارتی و کنترلی است. یعنی اگر تخلفی دارد صورت می گیرد باید ابزارهای برخورد با تخلف قانونی قوی باشد. بنابراین قوانین می توانند خوب هم باشند، اما این فضای قانون گریزی از قوانین است که مشکل ساز شده است و آن فضا باید بسته شود. موضوع مهم دیگر که در مورد قوانین در کشور ما مغفول مانده است بحث "تعلیم وتربیت" است. عدم توجه به قوانین راهنمایی و رانندگی و اینکه الآن می بینیم برخی رانندگان ناهنجاری می کنند، ناشی از چند مساله است؛ یکی عدم اجرای مناسب قانون است و دیگری نظارت و کنترل ناکافی. به عنوان مثال اگر تخلفی صورت بگیرد، بلافاصله بایستی تخلف با مامور مخفی و دوربین ها و... کنترل و برخورد صوت بگیرد. این برخوردها و کنترل ها است که به قانون جلا می دهد و قانون را نافذ می کند. مورد سوم حوزه "تعلیم و تربیت" است. بایستی حوزه تعلیم و تربیت درست شود. اگر افراد درست آموزش ببینند و با قوانین آشنا شوند، قوانین سطحی نباشند و ضعف نظارت و کنترل قوانین حل شود، قطعا تخلفات بسیار کم خواهد شد. بنابراین اگر حتی قوانین همچون قوانین رانندگی کاملا جامع و در برخی موارد جهانی هم باشند، اما نظارت و کنترلی بر اجرای آن و یا پیشگیری از تخلف وجود نداشته باشند، هر گونه تخلف و دور زدن قانونی ممکن می شود. مثلا اگر قوانین ما کامل باشند، اما رییس جمهور با صراحت کامل بگوید من اجرا نمی کنم و بخواهد قانون را دور بزند یا عمل نکند این دیگر مقصر ضعف قوانین نیست و این تخلفات باید در رده و فضای عملیاتی قانون بررسی شود. قوانین راهنمایی و رانندگی را مثال زدم چرا که تا حد زیادی جهانی اند، اما می بینیم که در یک کشور خیلی خوب اجرا می شوند، چون ضابط قانون و آموزش قوانین قوی است و برای اجرای قانون بسترسازی شده است، اما در کشورهایی خیر! چرا که ملاحظات ذکر شده نهادینه نشده است. اگر قوانین کامل وضع شود اما این فضا نباشد، قوانین هم کارایی خود را از دست می دهند.

وی ادامه داد: این کارشناس مسائل اقتصادی در مورد چگونگی نهادینه شدن فساد، فراگیری و حوزه های آن، گفت: آنچه که امروز این فساد را خطرناک کرده است، عادی شدن فساد است. امروز فرهنگ فساد عمومی شده است. متاسفانه در کشور مسلمان پاکستان فساد اداری عمومی است و به حدی رسیده است که درست نمی شود. ارتشا و رشوه هم عادی شده است. این با آموزه های اسلامی مردم در تعارض است. بنابراین این علاوه بر معضل ا قتصادی موجب معضلات فرهنگی هم شده است.

این عضو هیات علمی دانشگاه اظهار داشت: الآن فساد در ایران در حال عمومی شدن است و مهمتر از آن کانونهای قدرت و ثروت هستند که در هم تنیده شده اند و در راستای منافع خود دارند منافع ملی را تضعیف می کنند و از روش ماکیاولیستی هدف وسیله را توجیه می کند، اگر فسادی توسط ایادی و نحله و گروهشان صورت بگیرد به راحتی از آن می گذرند، اما برعکس اگر مربوط به رقیب باشد آن را بسیار بزرگنمایی می کنند. یکی از مشکلات اساسی این انحرافات در ملاحظات صنفی و جناحی و نحله ای است که وجود دارد و به این فساد ها دامن می زند. یکی از مباحث مهم دیگر در باب فساد اقتصادی امروز، وابستگی جریان های فساد مالی به نفت است. هر چه میزان درآمد کشور ما با قیمت نفت بالا می رود میزان فساد هم افزایش می یابد. مثلا در بحث فساد مالی مربوط به شهرام جزایری میزان اختلاس وی 120 میلیارد تومان بیشتر نبود، اما این رقم هم رقم کوچکی نبود. آن زمان چون قیمت نفت بین 17 تا 21 دلار بود، این رقم چشمگیر به نظر می آمد. اما با بالا رفتن قیمت نفت تا 100 دلار و بیش از آن؛ دیگر تنها یک فلم فساد این دوران 3 هزارمیلیار تومان می شود و طبق نقل قول ها در مورد آقای زنجانی رقم افسانه ای است. با اطلاعات نیمه رسمی که هر روز دارد درز پیدا می کند موارد مشابه این ارقام هم وجود دارد که در قوه قضاییه در حال بررسی است. بنابراین تحریم در این سالها پوششی شده بود برای تعمیق این مسایل ولی چون ریشه در جناح خودشان داشته است سکوت کرده اند ولی اگر این مفاسد در جناح مقابل بود به گونه دیگری برخورد می کردند.

وی افزود: بحث دیگر مفاسد اقتصادی، سازمان یافته بودن فساد است. ما باید نگران این امر باشیم که اگر این جریان ادامه یابد بنیان های نظام را مورد هدف قرار می دهد که بحث مهم و قابل تاملی است. بایستی پدیده فساد را خیلی جامع تر به آن نگاه کرد. رانت اطلاعاتی هم از موارد شایع مفاسد اقتصادی است. همین رابطه های جناحی و ایادی و نحله ای ایجاب می کند که از این فرصت های اطلاعاتی در زمینه های پولی، ارزی و حتی بحث زمین و کاربری زمین های شهری و قوانین صادرات و واردات، تعرفه ها و غیره به عنوان رانت اطلاعاتی استفاده کنند یا مسایل مختلف و زمینه های سوءاستفاده را برای هم جناحی ها و نحله خود فراهم نمایند.

خوش چهره در مورد اینکه برای پیشگیری از رشد بیشتر فساد اقتصادی چه باید کرد؟ بیان داشت:  معتقدم درک صحیح عوامل ایجادی فساد و فضایی که فساد را موجب می شود مهم است. فساد مثل میکروب یا کرمی است که اگر آفتاب بخورد جان می گیرد و تکثیر می شود و گرنه اگر محیط برای رشد آن مناسب و مهیا نباشد ریشه کن می شود. پس فضا، اتمسفر و بستری که فساد در آن صورت می گیرد برای پیشگیری از این موضوع مهم است. اگر جلوی این فضا گرفته نشود حتی افرادی که سلامت اخلاقی دارند در این محیط آلوده می شوند و ضریب خویشتن داری آنها پایین می آید. تقوا، سلامت و بهداشت رفتاری که باید در نظام مدیریتی ما بازبینی شود وگرنه ممکن است با غفلت های مدیریتی ما خودمان این بسترها را ایجاد کنیم بعد خودمان بگوییم چرا این افراد دچار انحراف شد. درک محیط و جریان های ایجاد فساد مهم ترین حوزه برای درک فساد است.

+ نوشته شده در  شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 11:59  توسط اهل کن  | 

حدیث : قال امام صادق ع :

«خُذْ مِنْ حُسْنِ الظَّنِ بِطَرْفٍ تَروحُ به قَلْبُک و یَروحُ به أمرُکَ. »

 

از خوش بینی بهره‌ای بگیر تا با آن، دلت آرام شود و کارت پیش رود. 

+ نوشته شده در  شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 9:26  توسط اهل کن  | 

قرائت چند آیه از قرآن امروز آیه صدو چهارم و پنجم سوره الانبیاء : (1342)

 

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم؛ 

 
  
 
 يَوْمَ نَطْوِي السَّمَاءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ ۚ 
 
 كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ ۚ وَعْدًا عَلَيْنَا ۚ 
 
 إِنَّا كُنَّا فَاعِلِينَ ﴿١٠٤﴾ وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ  
 
أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ ﴿١٠٥﴾ 
 
  بنام خداوند بخشاینده و مهربان   
 
روزى كه آسمان را در هم مى‏پيچيم ، مانند در هم پيچيدن طومار ، همان گونه كه نخستين بار آفريده‏ها را آفريديم ، دوباره آنان را باز مى‏گردانيم . وعده‏اى است [كه تحقق دادنش] بر عهده ما [ست] ، به يقين آن را انجام مى‏دهيم .«104» و همانا ما پس از تورات در زبور نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ميراث مى‏برند .«105»
+ نوشته شده در  شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 7:56  توسط اهل کن  | 

بازخوانی نامه تاریخی امام(ره) درباره موسیقی و شطرنج

... آن گونه که جنابعالی از اخبار و روایات برداشت دارید، تمدن جدید به کلی باید از بین برود و مردم کوخ نشین بوده و یا برای همیشه در صحراها زندگی نمایند.
 در پی برخی اظهارنظرهای تنگ نظرانه بعضی افراد در حوزه فرهنگ و هنر که خلاف دیدگاه فقهی بنیانگذار جمهوری اسلامی ، امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب است، بی مناسبت نیست ماجرای یک استفتاء معروف و نامه ای که یکی از روحانیون به حضرت امام(ره) نوشت و پاسخ واقعاً تاریخی امام (ره) را بازخوانی کنیم تا مشخص شود اسلام مد نظر امام راحل(ره) ، هرگز با مظاهر تمدن مخالفت نداشته است ، کما این که در نامه امام تصریح شده است که اگر با تنگ نظری به اسلام و جامعه اسلامی نگریسته شود، " تمدن جدید به کلی باید از بین برود و مردم کوخ نشین بوده و یا برای همیشه در صحراها زندگی نمایند."

متن استفتاء از حضرت امام خمینی(ره) در خصوص شطرنج و آلات موسیقی

 
1- از آنجا که آلات لهو و لعب استفاده های مشروع از قبیل نواختن سرودها را دارد، آیا خرید و فروش آن بی اشکال است  
بسمه تعالی
خرید و فروش آلات مشترکه به قصد منافع محلله آن اشکال ندارد
 
2- اگر شطرنج آلات قمار بودن خود را به طور کلی از دست داده باشد و چون امرزه تنها به عنوان یک ورزش فکری از آن استفاده میشود، بازی با آن چه صورتی دارد؟  
بسمه تعالی
بر فرض مذکور اگر برد و باختی دربین نباشد اشکال ندارد.
 
19/6/1367 صحیفه نور/ ج 21 ص 129
 
نامه اول مرحوم آیت الله قدیری به حضرت امام (ره) درباره این دو استفتاء
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
خدمت حضرت مستطاب آیت الله العظمی امام خمینی- مدّ ظلّه العالی

 
با عرض سلام و ادب و احترام، اخیرا دو استفتاء منتشر شده که در یکی از خرید و فروش آلات لهو سوال شده و در جواب آمده که خرید و فروش آلات مشترکه به قصد محلله اشکال ندارد. در دیگری در سوال مفروض است که امروز شطرنج به کلی آلت قمار بودن خود را از دست داده و تنها به صورت ورزش فکری درآمده است و در جواب آمده است که در فرض عمل مزبور اگر برد و باختی در بین نباشد، اشکال ندارد. و آقای مورد اعتمادی نقل کردند که در بعضی روزنامه ها «برفرض مزبور» را ننوشته است..
 
در اینجا سوالاتی مطرح است:
 
1- خرید و فروش آلات مشترکه مانع ندارد مگر اینکه قصد منفعت حرام در بین باشد. پس چرا در جواب سوال اوّل قصد حلال قید شده است؟
 
2- در سوال دوم سائل محترم از کجا ادعا میکند که امروز شطرنج آلت قمار بودن خود را به کلی از دست داده و تنها ورزش فکری شده است؟
 
3- دو روایت معتبره است از سکونی از حضرت صادق-علیه السلام
 
اول: قال: قال رسو الله(ص) انهاکم عن الزفن و المزمار و عن الکوبات و الکبرات.
 
دوم: قال: نهی رسول الله(ص) عن اللعب بالشطرنج و النرد...
 
زفن به معنی رقص است(مجمع البحرین). مزمار، نامی است که مطلق نی را شامل میشود و نهی حضرت، حجت برتحریم است مگر حجتی بر خلاف باشد و هر دو دلیل اطلاق دارد. بنابراین استفاده میکنیم که نی زدن حرام است، چه نی آلت مختصه باشد یا مشترکه، وبازی شطرنج حرام است، چه آلت قمار را از دست بدهد یا نه. و دعوای انصراف منشأ صحیحی نیست.

 و البته در حدّ خودم در ادلّه فحص و به مکاسب حضرتعالی هم مراجعه نمودم، حجتی برخلاف اطلاق مزبور نیافتم. ادلّه میسر و لهو تطبیق بر آلات منافاتی با اطلاق ندارد و علت منصوصه ای هم در ادلّه نیست.

و در هر صورت اگر ساحت قدس حضرتعالی از این گونه مسائل به دور باشد به نظر من بهتر است و ضرورتی در نشر آنها دیده نمیشود. دیگر هر طور صلاح میدانید.
 
از جسارت عذر میخواهم و از خداوند متعال دوام سایه بلند آن حضرت را مسألت دارم.
 
والسلام علیکم و ورحمة الله و برکاته
 
صفر 1409 محمد حسن قدیری
 
صحیفه نور- ج ۲۱- ص ۱۴۹
 
 
پاسخ حضرت امام خمینی (ره)به آیت الله قدیری(ره)
 
جناب حجة الاسلام قدیری دامت افاضاته
 

پس از عرض سلام و قبل از پرداختن به دو مورد سوال و جواب، این جانب لازم است از برداشت جنابعالی از اخبار و احکام الهی اظهار تأسف کنم.

بنابر نوشته جنابعالی زکات تنها برای مصارف فقرا و سایر اموری است که ذکرش رفته است و اکنون که مصارف به صدها مقابل آن رسیده است، راهی نیست و "رهان" در "سبق" و "رمایه" مختص است و به تیر و کمان و اسب دوانی و امثال آن، که در جنگهای سابق به کار گرفته میشده است و امروز هم تنها در همان موارد است.
 
و «انفال» که بر شیعیان «تحلیل» شده است امروز هم شیعیان میتوانند بدون هیچ مانعی با ماشینهای کذایی جنگلها را از بین ببرند و آنچه را که باعث حفظ و سلامت محیط زیست است را نابود کنند و جان میلیونها انسان را به خطر بیاندازند و هیچ کس هم حق نداشته باشد مانع آنها باشد، منازل و مساجدی که در خیابان کشیها برای حل معضل ترافیک و حفظ جان هزاران نفر مورد احتیاج است، نباید تخریب گردد و امثال آن.

و بالجمله آن گونه که جنابعالی از اخبار و روایات برداشت دارید، تمدن جدید به کلی باید از بین برود و مردم کوخ نشین بوده و یا برای همیشه در صحراها زندگی نمایند.

و اما راجع به دوسوال، یکی بازی با شطرنج و در صورتی که از آلت قمار بودن به کلی خارج باشد، باید عرض کنم که شما مراجعه کنید به کتاب جامع المدارک مرحوم آیت الله آقای حاج سید احمد خونساری که بازی با شطرنج را بدون رهن جایز میداند و در تمام ادله خدشه میکند درصورتی که مقام احتیاط و تقوای ایشان و نیز مقام علمیت و دقت نظرشان معلوم است.
 
اما اینکه نوشته اید از کجا سائل به دست آورده است که شطرنج به کلی آلت قمار نیست، این از شما عجیب است، چون سوالها و جوابها فرض است و بنابراین آنچه را من جواب دادهام، در فرض مذکور است که اشکالی متوجه نیست و در صورت عدم احراز باید بازی نکنند.
 
و عجیب تر آن که نوشته اید چرا به جای قصد حرام نباشد، قصد حلال نوشته شده؟ گویی عمل شخص متوجه و قاصد بدون قصد هم میشود، در این صورت قصد حلال مساوق است با نبودن قصد حرام.
 
و اما در قضیه خرید و فروش آلات مشترکه برای مقصد حلال، اشتباه بزرگی کرده اید که گمان کرده اید خرید و فروش برای منفعت حلال، یعنی استفاده حرام کردن و این بر خلاف آنچه نوشته شده است میباشد.

البته در این زمینه ها مسائل زیادی است که حال و وقت من اجازه تعقیب آنها را ندارد. از جنابعالی که فردی تحصیل کرده و زحمت کشیده میباشید توقع نبود که این گونه برداشت کرده و آن را به اسلام نسبت دهید.

شما خود میدانید که من به شما علاقه داشته و شما را مفید میدانم ولی شما را نصیحت پدرانه میکنم که سعی کنید تنها خدا را در نظر بگیرید و تحت تأثیر مقدس نماها و آخوندهای بیسواد واقع نشوید، چرا که اگر بنا است با اعلام و نشر حکم خدا به مقام و موقعیتمان نزد مقدس نماهای احمق و آخوندهای بیسواد صدمه ای بخورد، بگذار هرچه بیشتر بخورد.

از خداوند متعال توفیق جنابعالی را در خدمت به اسلام و مسلمین چون گذشته خواهانم.
 
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
 
2-7-67 روح الله الموسوی الخمینی

 
صحیفه نور- ج ۲۱- ص ۱۵۱
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 23:20  توسط اهل کن  | 

امن یجیب المضطر اذا دعا ...

گویند وقتی پیرزنی به نزد جنید آمد و گفت: مدتی است پسرم رفته است و خبر او منقطع شده و بیش از این بر فراق او صبر نتوانم کرد.

جنید گفت: علیک بالصبر.

پیرزن پنداشت که او را گفت: بر تو باد که صبر خوری. به بازار رفت و شکسته ای بداد و قدری صبری تلخ(آلوئه ورا امروزی) بستد و به خانه آورد و آنرا  حل کرد و بخورد، دهن او بسوخت و امعای او از آن تلخی ریش شد.

 پس بیچاره ضعیف و بی طاقت به نزد شیخ آمد و گفت: خوردم.

 شیخ او را گفت: تو را گفتم صبر کن نه صبر خور.

پیرزن چون این بشنید، بر سر و روی زدن گرفت و گفت: مرا بیش از این طاقت صبر نیست. شیخ روی به آسمان کرد و لب بجنبانید، گفت: رو، که پسر تو به خانه رسیده است.

پیرزن به خانه آمد. پسر خود را دید که آمده بود. پس به خدمت شیخ آمد و گفت: تو به چه دانستی که پسرم آمده است؟

گفت: بدان که چون اضطراب تو بدیدم، دانستم که هر آینه دعا اجابت کند، که او فرموده است : امن یجیب المضطر اذا دعا؟ پس دعا کردم و به اجابت یقین داشتم. 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 8:52  توسط اهل کن  | 

گزارش تصویری از حاشیه های نماز جمعه کن و حومه مورخ 1/12/93 (بخش دوم)

+ نوشته شده در  جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 8:48  توسط اهل کن  | 

نیکی به پدر و مادر

خداوند در مورد یحیی ـ علیه السلام ـ می‌فرماید: «او را سفارش به نيکى به پدر و مادرش نموديم » و در مورد عیسی می‌فرماید:«خداوند مرا نسبت به مادرم نیكوكار قرار داده است و جبار و شقی قرار نداده است. »

روزی محمد فرشی پهن فرموده بود و روی آن نشسته بود كه در این موقع شوهر حلیمه به حضور آن حضرت آمد، پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به یاد مهربانی‌های او، برخاست و او را احترام زیادی كرد و گوشه‌ای از فرش خود را گسترد و پدر رضاعی خود را روی آن نشاند طولی نكشید كه مادرش حلیمه وارد شد، حضرت گوشه دیگر فرش را برای او پهن كرد و او را روی آن نشانید و محبت فراوانی به مادر رضاعی خود كرد.

در آیات به انسان‌ها سفارش شده است كه نسبت به پدر و مادر احترام و احسان كنند و نگفته است كه ای مسلمان‌ها به پدر و مادر خود احترام كنید «و به انسان و فرزندان انسان سفارش كرديم كه به پدر و مادرش نيكى كند و با رفتار شايسته و پسنديده خشنودى خاطرشان را فراهم آورد.» و از طرف مادران و پدران هم احترام آنها اختصاصی به پدران و مادران مسلمان ندارد بلكه هر كس كه پدر و مادر است باید مورد احترام فرزندان قرار گیرد چون در آیات سخن از «والدین» است بدون هیچ قیدی به ایمان و اسلام.  

+ نوشته شده در  جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 8:47  توسط اهل کن  | 

قرائت چند آیه از قرآن امروز آیه صدو دوم و سوم سوره الانبیاء : (1341)

 

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم؛ 

 
 
 
لَا يَسْمَعُونَ حَسِيسَهَا ۖ وَهُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ  
 
خَالِدُونَ ﴿١٠٢﴾ لَا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ وَتَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ  
 
هَٰذَا يَوْمُكُمُ الَّذِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ ﴿١٠٣﴾  
 
  بنام خداوند بخشاینده و مهربان   
 
كمترين صداى آن را [هم] نمى‏شنوند ، و آنان در آنچه [از نعمت هاى الهى] دلشان بخواهد جاودانه‏اند .«102» [در آن روز] آن بزرگ ترين ترس آنان را اندوهگين نمى‏كند و فرشتگان [با درود و سلام] به استقبالشان آيند [و گويند :] اين است روز شما كه شما را به آن وعده مى‏دادند .«103»
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 3:55  توسط اهل کن  | 

گزارش تصویری از نماز جمعه کن و حومه مورخ 1/12/93 (بخش اول)

 

  

  

 

 

   

 

 

 

 

برای دیدن تصاویر بیشتر به ادامه مطلب بروید.


*** لطفا به ادامه مطلب بروید ***
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 16:53  توسط اهل کن  | 

پیکر سیدصادق طباطبایی تشییع شد

پیکر مرحوم دکتر سیدصادق طباطبایی امروز پنج شنبه از حسینیه جماران تشییع شد. و سيدمحمد خاتمی بر پیکر این مرحوم نماز خواند.

پیکر سیدصادق طباطبایی  تشییع شد
در این مراسم اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور و جمعی از مسوولان و شخصیت های سیاسی حضور داشتند. سیدمحمد خاتمی رییس جمهور اسبق كشورمان بر پیکر مرحوم سید صادق طباطبایی نماز خواند و قرار است پیکر آن مرحوم امروز در حرم امام خمینی (ره) به خاک سپرده شود.

همچنین مراسم ترحیم آن مرحوم فردا جمعه ساعت 16 در حسینیه شماره دو جماران برگزار شود. دکتر صادق طباطبایی خواهر زاده امام موسی صدر و برادر همسر مرحوم حجت الاسلام و المسلمین سید احمد خمینی روز شنبه گذشته دوم اسفند ماه به علت سرطان ریه دار فانی را وداع گفت.

در این مراسم علاوه بر اعضای بیت حجت‌الاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی، شخصیت‌های از جمله سید محمدرضا خاتمی، قدرت‌الله علیخانی، هادی خامنه‌ای، محمدعلی ابطحی، محمدعلی انصاری، غلامعلی رجایی، مصطفی کواکبیان، علی‌اکبر محشتمی‌پور، سیدمحمود دعایی، موسوی بجنوردی، راه چمنی، جهانبخش خانجانی، اشرفی اصفهانی، حمید میرزاده، مرتضی الویری، محمد مقدم، حمید انصاری، محمدکاظم موسوی بجنوردی، محمد صدر و ... حضور داشتند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 15:55  توسط اهل کن  | 

مطالب قدیمی‌تر